من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود
هدایت شده از تأملات | تولايى
تو عالم رؤیا دید
همه کربلا جمع شدن
پیکر خونین آقا اون وسطه...