آقاۍمهدۍرسولیحرفقشنگۍزد؛
بچہبودیمیہزمانۍمادرموندستمونو
میگرفتمیبردمزارشھداسنشونونگاهمیکردیم
میگفتیماینشھیدانقدرازمنبزرگتره
حالامیریممیبینیمشھداچقدرازماکوچیکترن
بیایینقبولکنیمجاموندیم💔:)
جانان؛🇮🇷
‹بہقولشھیدابراهیمهاد؎:
مُشڪِلمـٰااینـھكبرـٰاۍِرـضایَٺ
همہڪارمیڪنیمجزرـضاۍِخـدا🌿..
#شهیدابراهیمهادی
#شایدتلنگر‼️
#بهخودمونبیایم🚶🏻♀
تعجبمازکساییهکه
وقتوحوصلهدارنیه
رمانصـدصفحهایرو
بخونن!اماوقتیمیخوان
یهصفحه قرآنبخونن،
یهووقتشونتنگمیشه
وحوصلهشوننمیشه
جانان؛🇮🇷
دفترچھای داشت که برنامه و کارهایش را داخل آن مینوشت.
روزۍ که خیلی کار برای خدا انجام میداد بیشتر از روزهای قبل خوشحال بود . یادم هست یک بار گفت :
امروز بهترین روزِ من است! چون خدا توفیق داد توانستم گره از کار چندین بنده خدا باز کنم :)💘
#شھیدانہ
#شهیدابراهیمهادی
تقـوایعنیاگهتویجمعهمهگناهمیکردند
توجوگیرنشییادتباشهکه؛
خداییهسـتوحسابوکتابی🍂!'