┄┄┅═✧❁🍃﷽🍃❁✧═┅┄┄️
💎 #جواهرالحکایة ۲
📚📌داستان های آموزنده طبی
✔️🔵 #داستان_دوم
📂ماجرای بیمار مالیخولیایی
از نوادر معالجات که (صاحب طبقات اطباء) از وی نقل کرده که👇
🔅🔰 یکی از اهالی بغداد را #مالیخولیایی عارض شد!
🤒🤕 مدت ها به آن رنج مبتلا بود و هنگام حرکت گمان می کرد که خُمی بر سر او نهاده اند و دست های خود بدان خم می نهاد، و حرکت می نمود!
کَسانِ او هر چقدر سعی در معالجت او می کردند، حالت اختلال دِماغ آن مریض بیشتر میشد😰
تا آنکه شرح آن مرض در پیش او دادند، پس از تأمل و تفکر در آن مرض دانست که به ادویه مزاجی آن را برئی پدید نخواهد آمد!(خوب نمیشود)❌
و به تدابیر و تصرف در قوه خیالیه و وهمیه، آن را برء پدید خواهد آمد🙂🤞
💯👈پس کسان مریض را گفت که روزی او را نزد من حاضر کنید که معالجت او را به آسانی متقبلم😌🤝
🔙🔂روزی دیگر مرد مالیخولیایی را نزد او آوردند، ابوالبرکات سر به زیر داشت، بعد از لمحهای سر بلند کرد و گفت این کیست و این خُمِ بزرگ را چرا بر سر نهاده؟!🤔🙄
🔴بعد سر به زیر افکند!
مرد گفت: همواره من می گفتم این خم بر سر من است و شما منکر می شدید!
او از زیر چشم می نگریست و سر بر داشت و گفت: ⤵️
او را به منزل برده و ده روز نگذارید بیرون رود، روز دهم به نزد من آورده به یک طرفة العین این خم بشکنم، از این رنج آسوده گردد🔹✔️
چه آلات و ادوات خواهم ساخت که در این چند روز، او را صبر باید نمود!🔜
┅─═ঊ✦✦❁
@Javaher_Alhayat
1⃣❁✦✦ঈ═──