🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 77 سوره آل عمران):
إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (77)
ترجمه :
همانا كسانى كه پیمان خدا و سوگندهاى خودشان را به بهاى ناچیزى مى فروشند، آنان برایشان نصیبى در آخرت نیست و خداوند در قیامت با آنها سخن نمى گوید و به آنان نیز نظر (لطف) نمى كند، آنها را (از گناه) پاك نمى سازد و براى آنان عذابى دردناك است.
نکته ها :
این آیه، كسانى را كه پیمان شكنى مى كنند، به پنج نوع قهر الهى تهدید مى كند: بى بهرگى در آخرت، محرومیّت از خطاب الهى، محرومیّت از نظر لطف الهى، محرومیّت از پاكى از گناه و گرفتارى به عذاب دردناك.
در روایات شیعه و سنّى آمده است كه رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمودند: «لا ایمان لِمَن لااَمان له و لا دین لِمَن لاعهد له» كسى كه مراعات امانت نكند، ایمان ندارد و آن كسى كه به عهد خویش وفادار نباشد بى دین است.[تفسیر مراغى و نورالثقلین]
در بعضى روایات آمده است كه مراد از «عهد اللّه»، حقایق مربوط به پیامبر اسلام در تورات است كه به دست عالمان یهود تحریف گشته است.
مقایسه كنیم وضع كسانى را كه از جانب خداوند به آنها سلام داده مى شود؛ «سلامٌ قولاً من ربّ رحیم»[یس، 58] با كسانى كه خدا هیچ سخنى با آنان نگوید؛ «لایكلّمهم اللّه» واگر ناله اى سر دهند با جمله ى «اخسئوا فیها ولاتكلمون»[مؤمنون، 108] خفه مى شوند.
پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله) فرمودند: هر كس با سوگند، مال و ثروت برادرش را به ناحق بخورد، مورد غضب الهى است. سپس این آیه را تلاوت نمودند.[تفسیر نورالثقلین]
حضرت على علیه السلام فرمودند: مراد از نگاه خداوند در قیامت؛ «لاینظر الیهم» نگاه رحمت است، (نه نگاه با چشم).[تفسیربرهان، ج 1، ص 293]
پیام ها :
- امانت مردم نزد انسان، عهد الهى است. در آیات قبل خواندیم كه بعضى امانت مردم را بر نمى گردانند، در این آیه به جاى امانت مردم، كلمه ى «عهداللّه» بكار رفته است.
- پیمان شكنى، از گناهان كبیره است. این نوع تهدید پى درپى، در باره هیچ گناهى در قرآن مطرح نشده است. «یشترون بعهد اللّه... لا خلاق لهم...»
- سوگند دروغ، سبب محرومیّت در قیامت مى شود. «یشترون... ایمانهم»
- دنیاپرستى، ریشه ى پیمان شكنى است. «ثمناً»
- بهاى پیمان شكنى هرچه باشد، كم است. «ثمناً قلیلاً»
- كیفرهاى قیامت، متناسب با عملكرد خود ماست. بى اعتنایى ما به تعهّدات الهى، سبب بى اعتنایى خدا به ماست. «لا یكلّمهم، لا ینظر الیهم، لایزكّیهم»
- عذاب هاى اُخروى، هم جسمى است و هم روحى. هم تحقیر است؛ «لایكلّمهم اللّه» و هم شكنجه و مجازات. «ولهم عذاب الیم»
🏴 السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ فاطِمَهَ وَخَدِیجَهَ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا عَمَّهَ وَلِیِّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَرَحْمَهُ اللّٰهِ وَبَرَکاتُهُ؛
🏴 فرا رسیدن وفات شهادت گونه حضرت فاطمه معصومه( سلام الله علیها) تسلیت باد.
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 78 سوره آل عمران):
وَإِنَّ مِنْهُمْ لَفَرِيقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُم بِالْكِتَابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْكِتَابِ وَمَا هُوَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَمَا هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (78)
ترجمه :
وهمانا از ایشان (اهل كتاب) گروهى هستند كه زبان خود به خواندن كتاب (ودست نوشته ى خودشان چنان) مى چرخانند كه شما گمان كنید آن از كتاب آسمانى است، در حالى كه از كتاب نیست و مى گویند: آن (چه ما مى خوانیم) از جانب خداست، در حالى كه از جانب خدا نیست وآنها آگاهانه بر خداوند دروغ مى بندند.
نکته ها :
گناه علما و دانشمندانِ بى تقوا چند برابر است، زیرا:
الف: مردم را به اشتباه مى اندازند. «لتحسبوه من الكتاب»
ب: به خداوند دروغ مى بندند. «هو من عنداللّه»
ج: تمام این حركت ها را آگاهانه انجام مى دهند. «وهم یعلمون»
پیام ها :
- در قضاوت ها، انصاف داشته باشیم وهمه را به یك دید نگاه نكنیم. «وانّ منهم لفریقاً...»
- حضور دانشمندان خائن در میان اهل كتاب، قطعى است. «لفریقاً»
- عوام فریبى ولفّاظى، از گناهان دانشمندان است. «یلوون السنتهم»
- نطق خوب، اگر در مسیر حقّ نباشد، وسیله اى براى انحراف است. «یلوون السنتهم»
- گمراه كنندگان، مقدّسات مذهبى و كتب آسمانى را دستاویز خود قرار مى دهند. «بالكتاب»
- التقاط، یكى از حربه هاى زهرآگین فرهنگى دشمن است. «لتحسبوه من الكتاب»
- اگر دشمن زمینه ى پذیرش انحراف را در شما ببیند، ادّعاهاى خطرناك ترى مطرح مى كند. «لتحسبوه من الكتاب ...یقولون هو من عنداللّه»
- بزرگ ترین خیانت به فرهنگ وعقیده ى انسان، تحریفِ آگاهانه ومغرضانه ى علما و خواصّ است. «یقولون على اللّه الكذب و هم یعلمون»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 79 سوره آل عمران):
مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَاداً لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ (79)
ترجمه :
هیچ (پیامبر و) بشرى كه خداوند به او كتاب و حكم و نبوّت داده است، حقّ ندارد به مردم بگوید: به جاى خدا، بندگان من باشید. بنابراین (شما دانشمندان اهل كتاب به طریق اولى چنین حقّى ندارید، بلكه باید) به خاطر سابقه ى آموزش كتاب و تدریسى كه دارید، ربّانى باشید.
نکته ها :
امتیاز پیامبران بر دیگران آن است كه هر قدر بر تعداد یاران و مقدار قدرتشان افزوده شود، مردم را بیشتر به بندگى خدا دعوت مى كنند، و هرگز راه توحید را عوض نمى كنند و تأكید و هشدارشان بیشتر مى شود. امّا دعوت كننده هاى سودجو، در ابتدا با قیافه اى مقدّس مآبانه ودلسوزانه كار را شروع مى كنند، ولى پس از رسیدن به مسند قدرت، استبداد و خودمحورى را پى ریزى مى نمایند.
در روایات آمده است كه به بردگان خود، «عَبدى» نگویید، بلكه «فَتى » بگویید و بردگان نیز به مولاى خود «ربّى» نگویند، بلكه «سَیّدى» بگویند.[تفسیر قرطبى]
اگر انبیا نباید پرستش بشوند، حساب دیگران روشن است. اگر مواهب معنوى عامل عبودیّت نشود، حساب زرق و برق مادّى روشن است.
«رَبّانیّین» جمع «رَبّانى» به كسى گفته مى شود كه پیوند او با خدا محكم باشد و در فكر اصلاح و تربیت دیگران باشد.
رسول خدا صلى الله علیه وآله فرمودند: درباره من دو گروه هلاك شدند: 1- پیروان افراطى، كه مرا از حدّ بشرى بالا بردند. 2- دشمنان بى انصاف، كه پیامبرى مرا قبول ندارند و من از هر دو گروه بیزارم. حضرت عیسى علیه السلام نیز این هشدار را براى پیروان خود گوشزد كرده بود و نظیر این معنا را در نهج البلاغه از حضرت على علیه السلام نیز شاهد هستیم. همچنین فرمودند: «لا تَرفعونى فَوق حقّى فاِنّ اللّه تعالى اِتّخذَنى عَبداً قبل اَن یَتّخذَنى نَبیّاً» مرا از آنچه هستم بالاتر نبرید، همانا خداوند پیش از آنكه مرا پیامبر قرار دهد، بنده آفریده است. سپس این آیه را تلاوت فرمودند.[تفسیر نورالثقلین]
رسول خدا صلى الله علیه وآله درباره ى این آیه فرمودند: هیچ مرد وزن مسلمان، آزاد یا بنده اى نیست مگر آنكه حقّ واجبى از خداوند بر گردن اوست و آن اینكه قرآن را فراگیرد و در آن تفكّر كند.[مستدرك، ج 4، ص 323]
پیام ها :
- سوء استفاده از موقعیّت، محبوبیّت ومسئولیّت، ممنوع است. «ما كان لبشر»
- كتاب و حكمت و نبوّت، انسان را از بشر بودن خارج نمى كند. «ما كان لبشر»
- هدف انبیا، تنها نجات بشر از شرك نیست، بلكه رشد او تا مرحله ى ربّانى شدن است. «كونوا ربّانیّین»
- راه ربّانى شدن، علمِ دین و درس كتاب است، نه تصوّف و چلّه نشینى.[تفسیر فى ظلال القرآن] «ربّانیّین بما كنتم تعلّمون...»
- اگر تعلیم و تعلّم و درس، انسان را ربّانى نكند، در واقع آن علم، علم نبوده است.[تفسیر صافى] «ربّانیّین بما كنتم تعلّمون...»
- علماى ربّانى، مفسّران واقعى قرآن هستند. «كنتم تعلّمون الكتاب بما كنتم تدرسون»
- تعلیم و تدریس كتب آسمانى، باید همیشگى باشد. «كنتم تعلّمون... تدرسون»
- معلّمى، شغل انبیاست. «تعلّمون الكتاب»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 80 سوره آل عمران):
وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِيِّيْنَ أَرْبَاباً أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ (80)
ترجمه :
و(خداوند) به شما فرمان نمى دهد كه فرشتگان وانبیا را ارباب خود قرار دهید، آیا ممكن است پس از آنكه تسلیم خدا شدید، او شما را به كفر فرمان دهد؟
نکته ها :
( خدا هیچگاه به مؤمنان دستور نمیدهد فرشتگان یا پیامبران را خدای خود بگیرند و به کفر روی آورند، به ویژه پس از آنکه تسلیم اسلام شدهاند.
بر اساس این آیه بعد از ایمان آوردن نباید به دلیل فریب دیگران مرتکب شرک شد)
پیام ها :
- هرگونه دعوت به شرك از سوى هر كس كه باشد، ممنوع است. «ولایأمركم ان تتخذوا...»
- كفر، تنها انكار خدا نیست؛ بلكه پذیرش هرگونه ربّ و مستقل دانستن هر مخلوقى، كفر است. «تتّخذوا الملائكة و النبییّن ارباباً أیأمركم بالكفر»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 81 سوره آل عمران):
وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ (81) فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (82)
ترجمه :
و(بیاد آور) هنگامى كه خداوند از پیامبرانِ (پیشین) پیمان گرفت كه هرگاه به شما كتاب و حكمتى دادم، سپس پیامبرى به سوى شما آمد كه آنچه را با شماست تصدیق مى كرد، باید به او ایمان آورید واو را یارى كنید. (سپس خداوند) فرمود: آیا به این پیمان اقرار دارید و بار سنگین پیمان مرا (بر دوش) مى گیرید؟ (انبیا در جواب) گفتند: (بلى) اقرار داریم، (خداوند) فرمود: خود شاهد باشید ومن هم با شما از جمله گواهانم. پس كسانى كه بعد از این (پیمان محكم،) روى برگردانند، آنان همان فاسقانند.
نکته ها :
تفاوت مكتب انبیا، مانند تفاوت برنامه ى دو استاد یا دو استاندار است كه در اصول مسائل علمى و سیاسى، داراى جهت واحدى هستند، ولى در مسائل جزئى، به جهت تفاوت هاى فردى دانش آموزان یا شرایط منطقه اى، برنامه هاى گوناگون ارائه مى دهند.[تفسیر مراغى]
حضرت على (علیه السلام) فرمودند: خداوند از انبیاى پیشین پیمان گرفت كه مردم را به بعثت پیامبر اسلام و صفات او خبر و بشارت دهند و به آنان فرمان تصدیق آن حضرت را بدهند.[تفسیر مجمع البیان] امام صادق علیه السلام فرمود: مراد از «جائكم رسول مصدّق» پیامبر اسلام است.[تفسیر نورالثقلین]
پیام ها :
- در مدیریّت الهى، لازمه ى سپردن مسئولیّت ها، گرفتن پیمان است. «اخذ اللّه میثاق النبیین»
- هر جا كار سخت است، پیمان گرفتن لازم است. دست برداشتن از آئین و سنّت موجود، و ایمان و حمایت از شخص نوظهور، ساده نیست. لذا خداوند میثاق مى گیرد. «اخذ اللّه میثاق...»
- آمدن پیامبر خاتم صلى الله علیه وآله قطعى است، لذا از همه ى انبیا پیمان گرفته شده، نه بعضى از آنها. «میثاق النبیین... جائكم رسول»
- جریان نبوّت، مایه ى وحدت است، نه اسباب تفرقه و انشعاب. «رسول مصدّق لما معكم لتؤمننّ به»
- انبیا داراى هدفى مشترك هستند. لذا پیامبران قبلى، آمدن انبیاى بعدى را بشارت مى دادند ونسبت به آنان پیمانِ ایمان ونصرت دارند، وپیامبران بعدى، انبیاى قبل را تصدیق مى كردند. «مصدّق لما معكم لتؤمننّ»
- قدیمى ها، جدیدى ها را تحویل بگیرند، آنها را به مردم معرّفى كنند و زمینه ى رشد بعدى ها را فراهم آورند. «لتؤمننّ... لتنصرنّه»
- ایمان به تنهایى كفایت نمى كند، بلكه حمایت نیز لازم است. «لتومنن به ولتنصرنه»
- در میان انبیا، سلسله مراتب است و خاتم النبیّین اشرف آنهاست، زیرا همه ى انبیا باید مؤمن به او و حامى او باشند. «لتؤمننّ به و لتنصرنّه»
- وقتى انبیاى پیشین موظّف به ایمان وحمایت از پیامبر اسلام هستند، پس پیروان آنها نیز باید به او ایمان آورده و از او اطاعت كنند. «لتؤمننّ به و لتنصرنّه»
- حمایتى ارزشمند است كه از ایمان سرچشمه گرفته باشد. «لتؤمننّ به ولتنصرنّه»
- مهم، داشتن روح تسلیم و پذیرفتن حقّ است، چه بسا در عمل، شرایط لازم به وجود نیاید. انبیاى قبل، زمان پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) را درك نكردند، ولى این روحیه را داشتند.[مثلاً شهید شدن یك مسأله است و آمادگى براى شهادت مسأله اى دیگر. چنانكه خداوند نمى خواهد خون اسماعیل ریخته شود، ولى مى خواهد ابراهیم آمادگى كامل براى قربانى كردن فرزند داشته باشد. ممكن است ما زمان ظهور حضرت مهدى علیه السلام را درك نكنیم، ولى انتظار ظهور، و عشق و علاقه و انس و آمادگى براى حضورش، مسأله اى است كه در دهها آیه و روایت سفارش شده است] «لتؤمننّ به ولتنصرنّه»
- پیمان شكن فاسق است. «فمن تولّى... هم الفاسقون»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 82 و83 سوره آل عمران):
فَمَنْ تَوَلَّىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(83) أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ (83)
ترجمه :
پس كسانى كه بعد از اين (پيمان محكم،) روى برگردانند، آنان همان فاسقانند. پس آیا آنها جز دین خدا (دینى) مى جویند؟ در حالى كه هر كه در آسمان ها و زمین است، خواه ناخواه فقط تسلیم اوست و به سوى او بازگردانده مى شوند.
نکته ها :
موجودات آسمان ها و زمین، همگى تسلیم خدایند. حتّى اگر در حال عادّى این سرسپردگى را كتمان كنند، در حال احساس خطر به ناچار دل به او مى سپارند. مؤمنان با میل و رغبت تسلیم او هستند، ولى همگان در زمان احساس خطر یا مرگ یا مغلوب شدن در جنگ و یا درماندن در استدلال، تسلیم او مى شوند. همه ذرّات عالم، از كوچك ترین اتم تا بزرگ ترین كرات، همه تابع همان قانونى هستند كه خداوند بر آنها حاكم كرده است و هر لحظه مى تواند آن را تغییر دهد.
امام صادق علیه السلام در مورد این آیه فرمودند: زمانى كه قائم علیه السلام قیام كند، تمام سرزمین ها شهادت «لااله الاّ اللّه و محمّد رسول اللّه» سر خواهند داد[تفسیر عیّاشى، ج 1، ص 183].
پیام ها :
- انتخاب راه غیر خدا، با حركت هستى سازگار نیست. «أفغیر دین اللّه یبغون و له اسلم»
- حقیقت دین، تسلیم است. «أفغیر دین اللّه یبغون و له اسلم...»
- انسان، دائماً در جستجوى راه و روشى است و گرایش به مكتب در نهاد او قرار دارد. (جمله «یبغون» دلالت بر خواست و تمایل دائمى دارد.)
- اگر هستى تسلیم اوست، چرا ما تسلیم نباشیم؟ «له اسلم من فى السموات والارض»
- در آسمان ها موجودات با شعور هستند. «من فى السموات»[پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند: مراد از «من فى السموات» ملائكه مى باشند. درّالمنثور، ج 2،ص 254]
- اگر پایان كار ما اوست، چرا از همان اوّل رو به سوى او نكنیم؟ «الیه یرجعون»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 84 سوره آل عمران):
قُلْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (84)
ترجمه :
بگو: به خدا و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و اَسباط (پیامبران از نسل یعقوب) نازل گردیده وآنچه به موسى و عیسى وپیامبران دیگر، از طرف پروردگارشان داده شده (به همه ى آنها) ایمان آورده ایم ومیان هیچ یك از آنها فرقى نمى گذاریم وما تنها تسلیم (فرمان) او هستیم.
نکته ها :
این آیه، به غیر از یكى دو كلمه، كاملاً شبیه آیه 136 سوره بقره است.
شكل كار اصل نیست، بلكه اصل، آن هدف غایى و نهایى است. در هر زمانى ممكن است شكل كار و دعوت انبیا فرق كند، مثلاً حضرت موسى به سراغ فرعون برود و یا حضرت سلیمان، فرمانروایى مانند بلقیس را دعوت كند، ولى هدف نهایى یكى است. درست مانند حركت هاى گوناگون امامان معصوم علیهم السلام.
اگر از انبیاى گذشته براى معرّفى و یارى پیامبر آینده پیمان گرفته شده، پیامبر آینده نیز مأمور است به نمایندگى از تمام پیروانش، ایمان خود را نسبت به پیامبران گذشته اعلام نماید.
پیام ها :
- ایمان خود را اظهار كنید. «قل»
- ایمان به انبیا، در كنار ایمان به خداوند است. «آمنا باللّه و ما انزل... والنبیّون»
- خدمات پیشینیان را نادیده نگیریم. «وما انزل على ابراهیم... و ما اوتى موسى»
- آمدن انبیا، جلوه اى از ربوبیّت الهى است. «والنّبیّون من ربّهم»
- دین وهدایت الهى، همواره همراه بشر بوده است. انبیا همچون معلّمان یك مدرسه اند كه به طور زنجیره اى مأمور ارشاد مردم هستند. «ابراهیم واسماعیل و...»
- تمام انبیا، داراى هدف واحد هستند. «لانفرّق بین احد منهم»
- برترى بعضى از انبیا بر برخى دیگر؛ «فضّلنا بعض النبییّن على بعض»[اسراء، 55] هرگز مانع ایمان ما به همه ى آنها نیست. «لانفرّق بین احد منهم»
- پیامبر اسلام، با اظهار ایمان خود به سایر انبیا، پیروان آنها را به وحدت دعوت مى كند. «لانفرّق بین احد منهم»
- پیامبر اسلام، تسلیم مطلق حقّ است. «نحن له مسلمون»
- كسى كه میان انبیا فرق بگذارد، در حقیقت تسلیم خدا نیست. «لا نفرّق... نحن له مسلمون»
- مؤمنان، هماهنگ با تمام موجودات، تسلیم خدا هستند. «له اسلم من فى السموات و الارض... و نحن له مسلمون»
🌴🌼🌱🌸🌿
هدایت شده از امام رضایی ها
✅ #گزارش پروژه ۱۱۱۳ #امام_رضایی_ها
الحمدلله رب العالمین این پروژه هم به کمک شما عزیزان به سرانجام رسید و تونستیم با مبلغ جمع آوری شده مشکل این خانواده مومن و محترم رو برطرف نمائیم؛ باشد که ان شاء الله مایه خیر و برکت برای شما ایشان و باقیات الصالحاتی باشد برای شما خوبان
ارادتمند؛ صدقیانی
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 85 سوره آل عمران):
وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِيناً فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ (85)
ترجمه :
و هر كس غیر از اسلام به سراغ دینى دیگر برود، پس هرگز از او قبول نمى شود و او در قیامت از زیانكاران خواهد بود.
نکته ها :
از جمله ى «یَبتَغ»، استفاده مى شود كه مراد آیه، كسانى هستند كه اسلام به گوش آنها رسیده، ولى آن را رها كرده و به سراغ دیگر مكاتب رفته اند. این افراد در قیامت زیانكارند و دین آنها مورد پذیرش نیست.
با توجّه به آیه 81، پذیرش دین اسلام، میثاق خداوند از همه ى پیامبران پیشین است ولذا با آمدن پیامبر اسلام، غیر آن مورد قبول نیست. «فلن یقبل منه»
در آیات گذشته، سیمایى از اصول مكتب اسلام ترسیم شد كه خطوط كلّى آن عبارتند از:
- از تمام انبیاى پیشین پیمان گرفته شده تا به پیامبر بعدى ایمان آورند.
- تمام هستى تسلیم خداست و نمى توان غیر دین الهى را پذیرفت.
- پیروان اسلام، به تمام انبیا و كتب آسمانى ایمان دارند.
و در این آیه با صراحت اعلام مى كند: هركس غیر این دین را بپذیرد، قابل قبول نیست. آرى، بعد از دعوت، استدلال، مباهله واعلام همسویى با عقاید و كتب آسمانى دیگر، جاى صراحت و بى پرده سخن گفتن است.
پیام ها :
- اسلام، ناسخ همه ادیان پیشین است. «ومَن یبتَغِ غیر الاسلام دیناً فلن یُقبَل منه»
- رها كردن مكتبى جامع، مایه خسارتى ابدى است. «مَن یبتغ... من الخاسرین»
- آخرت، جلوگاه خسارت هاى واقعى است. «فى الاخرة من الخاسرین»
- انتخاب اسلام، رمز و نشانه دوراندیشى انسان است. «فى الاخرة من الخاسرین»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 86 سوره آل عمران):
كَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْماً كَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (86)
ترجمه :
چگونه خداوند هدایت كند گروهى را كه بعد از ایمان و گواهى بر حقّانیت رسول و آمدن معجزات و دلایل روشن بر ایشان، باز هم كافر شدند، و خداوند گروه ستمكاران را هدایت نمى كند.
نکته ها :
(آیه الله جوادی آملی حفظه الله می فرماید: ارتداد زمانی مصداق دارد که شخصی با یقین معرفتی اسلام را پذیرفته و با وجود چنین یقینی از اسلام خارج شود. بنابراین کسی که یقین معرفت شناختی ندارد اگر به تحقیق بپردازد حتی اگر منجر به پذیرش دین دیگری شود اصلا مرتد نیست تا حکم مرتد بر او جاری شود.
بسیاری از دیگر فقیهان نیز مانند آیه الله مکارم شیرازی، آیت الله سبحانی و ... برآنند که ارتداد مستند به شبهه ، محکوم به حکم ارتداد نیست یعنی اگر کسی در روند تحقیق گرفتار شبهه شد و از اسلام خارج گشت، نمی توان حکم اعدام را بر او جاری ساخت.)
پیام ها :
- هرچه دلایل هدایت، بیشتر و روشن تر باشد، كفر و بى اعتنایى به آنها خطرناك تر است. «كیف یهدى... لایهدى القوم الظالمین»
- ایمان اوّلیه كافى نیست، تداوم ایمان و حسن عاقبت لازم است. زیرا خطر ارتداد، همواره انسان را تهدید مى كند. «كفروا بعد ایمانهم»
- گروهى از مسلمانان، در زمان پیامبر اكرم مرتدّ شدند. «كفروا بعد ایمانهم»
- پشت كردن به حقّ، منطق و عقل، رسول و بیّنه، ظلم است و سبب خارج شدن از مدار الطاف الهى مى گردد. «لایهدى القوم الظالمین»
- سنّت خدا آن است كه ظالمان را هدایت نكند. «واللّه لایهدى القوم الظالمین» (جمله «لایهدى» نشانه استمرار و سنّت الهى است.)
- توبه وبازگشت، براى مرتدّ بسیار مشكل است. «كفروا بعد ایمانهم... واللّه لایهدى...»
- كافران ناآگاه، به هدایت نزدیك تر از كفّارِ آگاهند. «جائهم البیّنات واللّه لایهدى القوم الظالمین»
- برخوردارى از هدایت الهى و یا محروم شدن از آن، بدست خودماست. «لایهدى القوم الظالمین»
🌴🌼🌱🌸🌿