🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 92 سوره آل عمران):
لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ (92)
ترجمه :
هرگز به نیكى دست نمى یابید، مگر آنكه از آنچه دوست دارید، (در راه خدا) انفاق كنید و بدانید هر چه را انفاق كنید، قطعاً خداوند به آن آگاه است.
نکته ها :
كلمه ى «بِرّ» به خیر وبركت گسترده، وزمینى كه براى كشت و زراعت ویا سكونت مهیّاست، گفته مى شود. همچنین به گندم كه غذاى عموم انسان ها وانواع حیوانات است، «بُرّ» گفته مى شود.
پیام ها :
- یگانه راه رسیدن به مقام نیكوكاران، انفاق خالصانه از امور مورد علاقه است، نه فقط ذكر و دعا. «لن تنالوا البرّ...»
- در مكتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقرزدایى نیست، بلكه رشد انفاق كننده نیز مطرح است. دل كندن از محبوب هاى خیالى وشكوفاشدن روح سخاوت، از مهم ترین آثار انفاق براى انفاق كننده است. «لن تنالوا البرّ»
- دلبستگى به دنیا سبب محروم شدن از رسیدن به مقام برّ است. «لن تنالوا البرّ»
- سعادتِ فرد در سایه نگاه اجتماعى وكریمانه اوست. «لن تنالواالبرّحتّى تنفقوا»
- بهترین چیز دوست داشتنى براى انسان «جان» است. پس شهدا كه جان خود را در راه خدا مى دهند، به بالاترین مقام بِرّ مى رسند. «تنفقوا مما تحبّون»
- آنچه را كه خود دوست مى دارى انفاق كن، نه آنچه را كه بینوایان دوست مى دارند. زیرا ممكن است فقرا به جهت شدّت فقر، به اشیاى ناچیز نیز راضى باشند. «ممّا تحبّون»، نه «ممّایحبّون»
- انسانى كه تربیت الهى یافته، اسیر مال و ثروت نیست، بلكه حاكم بر آنهاست. «تنفقوا ممّا تحبّون»
- در انفاق، اصل كیفیّت است، نه كمیّت. «ممّاتحبّون»
- اسلام، مكتب انسان دوستى است نه مال دوستى. «تنفقون مما تحبون»
- در انفاق نه افراط و نه تفریط، تنها بخشى از آنچه را دوست دارى، انفاق كن. «ممّا تحبّون»
- محبّت به مال در نهاد هر انسانى هست: «ممّا تحبّون»آنچه خطرناك است، شدّت محبّت است كه مانع انفاق شود. «و انّه لحبّ الخیر لشدید»[عادیات، 8]
- مهم انفاق است حتّى اگر اندك باشد. «و ما تنفقوا من شى ء» آرى یك برگ زرد روى آب، مى تواند كشتى صدها مورچه شود.
- حال كه خداوند انفاق ما را مى بیند، چرا در كمّ و كیف آن كوتاهى كنیم؟ بیایید بهترین ها را انفاق كنیم. «فان اللّه به علیم»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 93 تا95 سوره آل عمران):
كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِـلاًّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَى نَفْسِهِ مِن قَبْلِ أَن تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ قُلْ فَأْتُواْ بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (93) فَمَنِ افْتَرَىَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ مِن بَعْدِ ذَلِكَ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (94) قُلْ صَدَقَ اللّهُ فَاتَّبِعُواْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (95)
ترجمه :
همه ى غذاها و خواركى ها براى بنى اسرائیل حلال بود، مگر آنچه را اسرائیل (یعقوب) پیش از نزول تورات بر خود حرام كرده بود، بگو: اگر راست مى گویید (كه اینها از قبل در تورات حرام بوده است،) تورات را بیاورید و آن را تلاوت كنید (تا ببینید بسیارى از چیزها را بدون نزول وحى از پیش خود، بر خودتان حرام كرده اید). پس بعد از این، هر كسى بر خدا به دروغ افترا ببندد، آنان ستمگران هستند.
(اى پیامبر!) بگو: خداوند راستگو است، پس از آیین ابراهیم حقگرا پیروى كنید كه او از مشركان نبود.
نکته ها :
در تفاسیر آمده است كه بنى اسرائیل به پیامبر اسلام (صلى الله علیه وآله) اشكال مى كردند كه اگر تعالیم او موافق تعالیم انبیاى پیشین همچون ابراهیم، موسى و عیسى علیهم السلام است، پس چرا گوشت و شیر شتر را حرام نمى داند؟! این آیه در جواب آنها نازل شد، كه تمام غذاها براى بنى اسرائیل حلال بوده است وتنها حضرت یعقوب بعضى از غذاها را بر خود تحریم نموده بود. و دلیل این تحریم نیز چنانكه در بعضى تفاسیر آمده، آن است كه وقتى حضرت یعقوب گوشت شتر را استفاده مى نمود، موجب ناراحتى جسمى او مى شد، او از این غذا پرهیز مى كرد[تفسیر عیّاشى، ج 1، ص 184] و بنى اسرائیل گمان مى بردند كه این یك تحریم شرعى وابدى است.
«طَعام» به چیزى گفته مى شود كه به ذائقه ى انسان طعم دارد و كلمه ى «حِلّ» در برابر «عَقد»، به معناى آزادى و رهایى است.
«حَنیف» كسى است كه از گمراهى فاصله گرفته و به هدایت و راه راست، روى آورده است.
پیام ها :
- حلال بودن غذاها، یك اصل ثابت در ادیان آسمانى است. «كلّ الطعام كان حلاً»
- بدون دلیل و تحریم شرعى، حلال ها را حرام نپندارید. «حَرّم اسرائیلُ على نفسه»
- بهترین نوع استدلال، استدلال بر اساس عقاید و كتاب آسمانى طرف مقابل است. «فأتوا بالتوراة»
- اهل كتاب كه خود را پیرو ابراهیم مى دانند، باید موحّد باشند، زیرا او مشرك نبود. «فاتّبعوا ملّة ابراهیم... و ما كان من المشركین»
- حق گرایى ابراهیم، آیین او را پایدار واستوار ساخت. «فاتّبعوا ملّةابراهیم حنیفاً»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه96 سوره آل عمران):
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَهُدًى لِّلْعَالَمِينَ (96)
ترجمه :
همانا اوّلین خانه اى كه براى (عبادت) مردم مقرّر شد، همان است كه در سرزمین مكّه است، كه مایه ى بركت و هدایت جهانیان است.
نکته ها :
«بَكّة» به معناى محلّ ازدحام و اجتماع مردم است.
یكى از ایرادهاى بنى اسرائیل این بود كه چرا مسلمانان با توجّه به قدمت بیت المقدّس كه هزار سال قبل از میلاد توسط حضرت سلیمان ساخته شده است، آن را كنار گذاشته و كعبه را قبله ى خود قرار داده اند. این آیه در پاسخ آنان مى فرماید: كعبه از روز نخستین، اوّلین خانه ى عبادت بوده و قدمت آن بیشتر از هر جاى دیگر است.
امام صادق علیه السلام با توجّه به جمله ى «اوّل بیت» فرمودند: چون مردم مكّه بعد از كعبه گرد آن جمع شده اند، پس حقّ اولویّت با كعبه است و لذا براى توسعه ى مسجدالحرام مى توان خانه هاى اطراف كعبه را به نفع حرم خراب كرد.[وسائل، ج 13، ص 217]
تفسیر المیزان مى گوید: روایات «دَحوُ الارض»[دَحوُ الارض» به معنى گسترش زمین از زیر خانه ى كعبه است. كافى، ج 4، ص 189] بسیار است و هیچ دلیل علمى كه مغایر آن باشد، پیدا نشده و با قرآن نیز مخالفتى ندارد.
حضرت على علیه السلام در نهج البلاغه خطبه 192 مى فرماید: خداوند تمام مردم را از آدم علیه السلام تا آخرین نفر با همین سنگ هاى كعبه آزمایش مى كند. امام باقر علیه السلام فرمود: حضرت آدم و سلیمان و نوح علیهم السلام نیز دور همین كعبه، حج انجام داده اند.[تفسیر برهان، ج 1، ص 300]
در قرآن، از كعبه تعابیر متعدّدى شده است كه برخى از آنها را بازگو مى كنیم:
- كعبه، اوّلین خانه است. «اوّل بیت»
- مركز پایدارى و قیام مردم است. «قیاماً للناس»[مائده، 97]
- خانه آزاد بدون مالك است. «البیت العتیق»[حج، 29]
- محل تجمّع و خانه امن مردم است. «مثابة للنّاس وأمنا»[بقره 125]
پیام ها :
- كعبه، اوّلین خانه اى است كه براى عبادت ونیایش مردم بنا نهاده شده است. «اوّل بیت وضع للناس»
- سابقه تاریخى معابد، یكى از ملاك هاى ارزشى آن است. «انّ اوّل بیت وضع...»
- خیر و بركت كعبه، تنها براى مؤمنان یا نژاد خاصّى نیست، بلكه براى همگان است. «وضع للناس»
- مردمى بودن براى كعبه، یك ارزش است. «وضع للناس»
- كعبه، مایه ى هدایت مردم است. «هدى للعالمین»
🌴🌼🌱🌸🌿
💥خبر خوب/ دسترسی به متن و صوت تمام تفسیر ۸۰ جلدی تسنیم
اثر ماندگار و ارزشمند آیت الله العظمی #جوادی_آملی (دام ظله)
💎 مشاهده و دانلود متن و صوت 👉
#تفسیر
#علوم_قرآنی
#معرفی_کتاب
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 97 سوره آل عمران):
فِيهِ آيَاتٌ بَيِّـنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِناً وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ (97)
ترجمه :
در آن (خانه) نشانه هاى روشن، (از جمله) مقام ابراهیم است و هر كس به آن درآید، درامان است وبراى خدا بر عهده ى مردم است كه قصد حج آن خانه را نمایند، (البتّه) هركه توانایى این راه را دارد. وهركس كفر ورزد (وبا داشتن توانایى به حج نرود، بداند كه) همانا خداوند از همه ى جهانیان بى نیاز است.
نکته ها :
مكّه وكعبه، نمایشگاهى از قدرت ونشانه هاى الهى، وتاریخ آن مملوّ از خاطرات و سرگذشت هایى است كه توجّه به آنها درس آموز و عبرت انگیز مى باشد. در ساختن آن ابراهیم علیه السلام بنّایى، واسماعیل علیه السلام كارگرى مى كرده اند. سپاهیان فیل سوار ابرهه كه به قصد ویرانى آن آمده اند، به قدرت الهى توسط پرندگان ابابیل نابود شده اند. دیوار آن به هنگام تولّد علىّ علیه السلام براى مادرش شكافته مى شود تا در داخل آن، نوزادى متولد شود كه در آینده اى نه چندان دور، بت هاى داخل آن را فرو ریزد. بلال، برده سیاهپوست حبشى، در برابر چشمان حیرت زده اشراف مكّه بر بالاى آن اذان مى گوید و روزى نیز مى رسد كه آخرین حجّت الهى به دیوار آن تكیه زده و نداى نجات انسان ها را سر مى دهد و عالم را به اسلام دعوت مى كند.
مكّه، شهر أمن الهى است كه هر كس در آن وارد شود، در امان است. حتّى اگر جنایتكار وارد مسجدالحرام شود، نمى توان متعرّض او شد، تنها مى توان او را در مضیقه قرار داد تا خود مجبور به خارج شدن شود.
پیام ها :
- در خانه ى خدا، نشانه هاى روشن بسیار است. نشانه هاى قداست و معنویّت، خاطرات انبیا از آدم تا خاتم، مطاف بودن براى انبیا و قبله گاه براى همه ى نمازگزاران. «فیه آیات بیّنات»
- ابراهیم علیه السلام مقامى دارد كه جاى پاى او، به مكّه ارزش داده است. «مقام ابراهیم»
- بر خلاف تفكّر وهابیّت، اگر جماد در جوار اولیاى خدا قرار گیرد، قداست مى یابد. «مقام ابراهیم»
- از امتیازات اسلام آن است كه یك منطقه از زمین را منطقه ى امن قرار داده، تا ضعیف و قوى در كنار یكدیگر مجتمع شوند. «مَن دخله كان آمنا»
- واجبات، یك نوع تعهّد الهى برگردن انسان است. «وللّه على النّاس حِجّ البیت»
- حج، باید خالصانه و تنها براى خدا باشد. «للّه على النّاس حِجّ البیت»
- تكلیف و وظیفه، به مقدار توان است. توان فرد از نظر مالى و بدنى، وفراهم بودن شرایط بیرونى. «من استطاع الیه سبیلاً»
- استطاعت شرط حج است. «من استطاع الیه سبیلاً»
- انكار حج و ترك آن، سبب كفر است. «و من كفر»
- فایده ى انجام دستورات الهى، به خود انسان برمى گردد وگرنه خداوند نیازى به اعمال ما ندارد. «فان اللّه غنىّ عن العالمین»
- خداوند دعوت مى كند، ولى منّت نمى كشد. «وللّه على النّاس حِجّ البیت... و من كفر فانّ اللّه غنىّ عن العالمین»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 98 و 99 سوره آل عمران):
قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَاللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا تَعْمَلُونَ (98) قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجاً وَأَنتُمْ شُهَدَاء وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (99)
ترجمه :
بگو: اى اهل كتاب، چرا به آیات خداوند كفر مى ورزید، با آنكه خداوند بر اعمال شما گواه است.
بگو: اى اهل كتاب! چرا كسانى را كه ایمان آورده اند از راه خدا باز مى دارید و مى خواهید كه آن (طریقه ى الهى) كج باشد، در حالى كه خود شما گواهید (كه راه آنان درست است) و خداوند از آنچه انجام مى دهید غافل نیست.
نکته ها :
در آیه ى قبل، سؤال از كفر ورزى اهل كتاب بود؛ «لم تكفرون» و در این آیه، انتقاد از اینكه اگر خودتان ایمان نمى آورید و به آیات الهى كفر مى ورزید، به چه دلیل مانع رفتن دیگران در راه خدا مى شوید؟! «لم تصدّون عن سبیل اللّه»
پیام ها :
- سؤال همراه با توبیخ ولى بالحنى مؤدّبانه، بهترین شیوه ى هشدار است. «یا اهل الكتاب لِمَ تكفرون»
- اگر خداوند را شاهد اعمال خود بدانیم، دست از مخالفت او بر مى داریم. «لِمَ تكفرون... واللّه شهید»
- اهل كتاب، فعّالیت هاى پنهانى علیه مسلمانان داشتند. «واللّه شهیدعلى ماتعملون»
- اهل كتاب براى پیشرفت اسلام، مانع تراشى واخلال گرى مى كنند. «لِم تصُدّون»
- كج نشان دادن اسلام، از راههاى مبارزه با اسلام است. «تبغونها عوجا»
- دشمنان، هر لحظه براى انحراف شما تلاش مى كنند. «تبغونها عوجاً»
- دشمنان، بر حقّانیت آیین شما آگاه و گواهند. «و انتم شهداء»
- سرچشمه ى فتنه، دانشمندان منحرفند. «وانتم شهداء»
- اگر بدانیم كه لحظه اى از ما و رفتار ما غفلت نمى شود، دست از خطاكارى برمى داریم. «ما اللّه بغافل عمّا تعملون»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 100 سوره آل عمران):
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوَاْ إِن تُطِيعُواْ فَرِيقاً مِّنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ يَرُدُّوكُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ (100)
ترجمه :
اى كسانى كه ایمان آورده اید! اگر از گروهى از اهل كتاب اطاعت كنید، شما را بعد از ایمانتان به كفر باز مى گردانند.
نکته ها :
در تفاسیر[تفاسیر مجمع البیان، روح البیان، روح المعانى، كبیر، قرطبى، مراغى ونمونه] مى خوانیم: شخصى از یهودیان به نام شاس بن قیس، وقتى صفا و صمیمیّت مسلمانان مدینه مخصوصاً دو قبیله اوس وخزرج را دید بسیار ناراحت شد و با خود گفت: این دو قبیله روزگارى با هم جنگ مى كردند، ولى حالا در سایه رهبرى ومدیریّت محمّدصلى الله علیه وآله در كنار هم به صلح وصفا زندگى مى گذرانند، اگر این وضع ادامه داشته باشد، كیان یهود در خطر است. او با برنامه ریزى، گروهى را با خود همراه وجوانى را در میان مسلمانان مأمور كرد تا با یادآورى خاطرات درگیرى هاى «بُغاث» - محلّى كه بین دو قبیله جنگ واقع شده بود - آنان را تحریك كند. این جوان با اجراى این برنامه، عواطف آنان را تحریك نموده و نزدیك بود كه نزاع و درگیرى سختى شعله ور شود. رسول خدا صلى الله علیه وآله با سخنان آرامش بخش خویش به آنان هشدار داد و آنها را از توطئه ى دشمن باخبر ساخت. آنها سلاح را بر زمین گذاشته، یكدیگر را در آغوش گرفته واز عمل خود پشیمان شدند. به گفته ى مفسّران، در این حادثه این آیه و دو آیه قبل نازل شد كه متضمّن توبیخ و سرزنش اهل كتاب و هشدار به مسلمانان است.
پیام ها :
- پیروى از دانشمندان منحرف، سبب ارتداد است. «ان تطیعوا فریقا...یردّوكم»
- عمل، در عقیده اثر مى گذارد. اطاعت از منحرفان، سر از انحراف عقیده در مى آورد. «ان تطیعوا فریقا...یردّوكم»
- چون اطاعت از كفّار منجر به كفر مى شود، پس تبرّى و برائت از آنان لازم است. «ان تطیعوا فریقا...یردّوكم»
- نتیجه پیروى از بیگانگان، كفر وسوءعاقبت است. «یردّوكم بعدایمانكم كافرین»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 101 سوره آل عمران):
وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَى عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ وَمَن يَعْتَصِم بِاللّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (101)
ترجمه :
و چگونه شما كفر مى ورزید، در حالى كه آیات خدا بر شما تلاوت مى شود و رسول او در میان شماست و هر كس به (دین وكتاب) خدا تمسّك جوید، پس قطعاً به راه مستقیم هدایت شده است.
نکته ها :
پیام ها :
- زمینه هاى انحراف و كفر، یا فقدان راه است و یا فقدان راهنما. امّا با وجود كتاب و سنّت و قوانین و رهبر الهى دیگر انحراف چرا؟ «كیف تكفرون و...»
- وجود قانون به تنهایى براى جلوگیرى از كفر و انحراف كفایت نمى كند، رهبر نیز لازم است. «وفیكم رسوله...»
- تكیه و توكّل به خداوند و استمداد از او، رمز مصونیّت از تمام وسوسه ها و انحرافات است. «من یعتصم باللّه فقد هدى»
- راه اعتصام به خداوند، به روى هر كسى باز است. «ومن یعتصم باللّه...»
- رو كردن به هر كس و هر مقامى غیر از خداوند، انحراف است. «و من یعتصم باللّه فقد هدى الى صراط مستقیم»
- آنچه مهم تر از حركت است، پیدا كردن راه مستقیم و حركت در آن است. «هدى الى صراط مستقیم»
- هدایت، نتیجه ى قطعى اعتصام به خداوند است. «فقد هدى»
- اعتصام به خداوند، یك حركت جدّى توأم با انتخاب آگاهانه است كه لازمه ى آن رهسپارى با اولیاى خداست.[در زیارت جامعه كبیره، امام هادى علیه السلام مى فرماید: «مَن اِعتصَمَ بكم فقد اِعتَصَم باللّه» پناه بردن و توسّل به اولیاى الهى، در حقیقت خود را در پناه و حمایت خدا قرار دادن است] «من یعتصم باللّه فقد هدى»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 102 سوره آل عمران):
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ (102)
ترجمه :
اى كسانى كه ایمان آورده اید! از خداوند پروا كنید آن گونه كه سزاوار تقواى اوست و نمیرید مگر اینكه مسلمان باشید.
نکته ها :
هر كمالى مثل ایمان، علم وتقوا داراى مراحلى است. مرحله ى ابتدایى ومراحل بالاتر، تا مرحله كمال مطلق. در قرآن مى خوانیم: «ربّ زدنى علماً»[طه، 114] خدایا! دانش مرا زیاد كن. و یا در دعاى مكارم الاخلاق مى خوانیم: «بلّغ بایمانى اكمل الایمان» خداوندا! ایمان مرا به كمال برسان. در این آیه نیز مى خوانیم: «اتّقوااللّه حقّ تُقاته» عالى ترین درجه تقوا را پیشه كنید.
پیام ها :
- مؤمن، هر روز باید مرحله ى بالاترى را بپیماید. «آمنوا اتّقوا اللّه»
- تقواى واقعى، در سایه ایمان به مبدأ ومعاد است. «یاایّها الّذین امنوا اتقّوا اللّه»
- تقوا، رمز حسن عاقبت است. «اتّقوا اللّه... تموتنّ... مسلمون»
- ایمان آوردن كافى نیست، با ایمان ماندن لازم است. شروع كار خیلى مهم نیست، پایان كار مهم تر است. «لاتموتنّ الاّ و انتم مسلمون»
- اسلام، نه تنها چگونه زیستن را به ما مى آموزد، بلكه چگونه مردن را نیز به ما آموزش مى دهد. «لاتموتنّ الاّ و انتم مسلمون»
- انسان در سرنوشت وعاقبت خود نقش دارد. «لاتموتنّ الاّ و انتم مسلمون»
- اسلام، هم به كیفیّت تقوا توجّه دارد وهم به تداوم آن تا پایان عمر. «حق تقاته و لاتموتنّ الاّ و انتم مسلمون»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 103 سوره آل عمران):
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (103)
ترجمه :
وهمگى به ریسمان خدا چنگ زنید وپراكنده نشوید ونعمت خدا را بر خود یاد كنید، آنگاه كه دشمنان یكدیگر بودید، پس خداوند میان دلهایتان الفت انداخت ودر سایه نعمت او برادران یكدیگر شدید، و بر لب پرتگاهى از آتش بودید، پس شما را از آن نجات داد. این گونه خداوند آیات خود را براى شما بیان مى كند، شاید هدایت شوید.
نکته ها :
حضرت علىّ علیه السلام مى فرماید: قرآن، حبل اللّه است.[نهج البلاغه، خطبه 176] واز امام صادق علیه السلام نقل شده است كه فرمود: «نحن حبل اللّه» ما اهل بیت، حبل اللّه هستیم.[تفسیر مجمع البیا] و در روایت دیگرى آمده است: علىّ بن ابى طالب علیهما السلام حبل اللّه است.[تفسیر نورالثقلین]
تألیف دلها تنها به دست خداست. «فالّفَ بینَ قلوبكم» قرآن خطاب به پیامبر مى فرماید: «لو اَنفقتَ ما فِى الارضِ جَمیعاً ما اَلّفتَ بینَ قلوبِهم» اگر همه ى سرمایه هاى زمین را خرج كنى نمى توانى بدون خواست او بین دلها ایجاد الفت نمایى.[انفال، 63]
پیام ها :
- وحدت و دورى از تفرقه، یك وظیفه ى الهى است. «واعتصموا»
- محور وحدت باید دین خدا باشد، نه نژاد، زبان، ملّیت، و... . «بحبل اللّه»
- از بركات و خدمات اسلام غافل نشوید. «اذ كنتم اعداء فالّف بین قلوبكم»
- وحدت، عامل اخوّت است. «فأصبحتم بنعمته اخواناً»
- اتّحاد، نعمت بزرگ الهى است.[تفرقه، در ردیف عذاب هاى آسمانى وزمینى ویك مجازات الهى است. همچنین در اسلام دروغ گفتن براى ایجاد وحدت، جایز و راست گفتنِ تفرقه انگیز، حرام است] «فاصبحتم بنعمته»
- تفرقه و عدوات، پرتگاه و گودال آتش است. «شفا حفرة من النار»
- نعمت هاى خداوند ،آیات او هستند. «واذكروا نعمت اللّه...یبین اللّه لكم آیاته»
- یادآورى نعمت هاى الهى عامل عشق و زمینه ساز هدایت است. «واذكروا نعمت اللّه... لعلكم تهتدون»
🌴🌼🌱🌸🌿
🌴🌼🌱🌸🌿
🌼
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر نور(آیه 104 سوره آل عمران):
وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (104)
ترجمه :
و از میان شما باید گروهى باشند كه (دیگران را) به خیر دعوت نمایند و امربه معروف ونهى از منكر كنند و آنها همان رستگارانند.
نکته ها :
قرارگرفتن آیه مربوط به امر به معروف ونهى از منكر در میان دو آیه اى كه دستور اتّحاد و یكپارچگى مى دهد، شاید از آن رو باشد كه در نظام اجتماعىِ متفرّق و از هم پاشیده، یا قدرت دعوت به خیر و معروف وجود ندارد و یا اینكه چنین دعوت هایى مؤثّر و كارساز نیست.
امر به معروف ونهى از منكر، به دو صورت انجام مى شود:
- به عنوان وظیفه اى عمومى و همگانى كه هركس به مقدار توانایى خود باید به آن اقدام نماید.
- وظیفه اى كه یك گروه سازمان یافته و منسجم آن را به عهده دارد و با قدرت، آن را پى مى گیرد. چنانكه اگر راننده اى در خیابان خلاف كند، هم سایر رانندگان با چراغ و بوق به او اعتراض مى كنند و هم پلیس راهنمایى براى برخورد قاطع با متخلّف وارد صحنه مى شود.
درباره امربه معروف ونهى از منكر، روایات بسیارى آمده كه از نقل آنها صرف نظر و به این مقدار بسنده مى كنیم كه على علیه السلام فرمود: اگر امر به معروف و نهى از منكر ترك شود، كارهاى نیك و خیر تعطیل و اشرار و بَدان مسلّط مى شوند.[نهج البلاغه، نامه 47]
پیام ها :
- در جامعه اسلامى، باید گروهى بازرس و ناظر كه مورد تأیید نظام هستند، بر رفتارهاى اجتماعى مردم نظارت داشته باشند. «ولتكن منكم امّة»
- اصلاح جامعه و جلوگیرى از فساد، بدون قدرتِ منسجم و مسئول مشخّص امكان ندارد. «منكم امّة»
- دعوت كننده ى به خیر ومعروف باید اسلام شناس، مردم شناس وشیوه شناس باشد. لذا بعضى از امّت این وظیفه را به عهده دارند، نه همه آنها. «منكم امّة»
- دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از منكر، باید به صورت دائمى باشد، نه موسمى و موقّتى.[فعل مضارع، نشانه ى استمرار است] «یدعون، یأمرون، ینهون»
- امر به معروف، بر نهى از منكر مقدّم است. اگر راه معروف ها باز شود، زمینه براى منكر كم مى گردد. «یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر»
- كسانى كه براى رشد و اصلاح جامعه دل مى سوزانند، رستگاران واقعى هستند وگوشه گیرانِ بى تفاوت را از این رستگارى سهمى نیست. «اولئك هم المفلحون»
- فلاح و رستگارى، تنها در نجات و رهایى خود خلاصه نمى شود، بلكه نجات و رشد دیگران نیز از شرایط فلاح است. «یأمرون، ینهون، اولئك هم المفلحون»
🌴🌼🌱🌸🌿