https://eitaa.com/petrichor_mc/442
بقیه ونگوگ بودن اینو بیشتر دوست داشتم✨
https://eitaa.com/petrichor_mc/444
یه اینجور متنی بگو برام،گهگاهی منم ازینا درست میکنم اما ایده برای متن ندارم.
🌌برای زینب/پتریکور:
دقیقا نمیدانست از کی اما، تا جایی که حافظه اش او را همراهی میکرد آن را داشت.
اول یک بوم بزرگ بود به رنگ سفیدی خالص. با کشیدن چند خطخطی ضریف با مداد شروع شد که بعدا به راحتی پاکشان میکرد.بعدتر با آبرنگ لکه هایی پاشید که بعدها متوجه شد که رنگ ها را بی فکر و نابجا و از سر بی فکری اضافه کرده و با اینکه آبرنگ اثر کمی دارد اما بوم دیگر به خلوص قبل نبود..🎨
هرچه بزرگتر میشد لکه ها تیرهتر و پر رنگ تر میشدند تا اینکه دیگر اثری از پاکدامنی نبود.به هقهق افتاد ، نشست و به پایهی بوم نقاشی تکیهزد و سرش را لای دستانش گرفت.این تمام کاری بود که از پسش بر میآمد.
با صدایی خشخش مانند سرش را بالا آورد و مردی را در حال رنگ کردن بومش با گواش سفید دید.رنگ های قبلی هنوز آن زیر خودنمایی میکردند اما حالا بهتر بود. چرا داشت این لطف را به او میکرد ؟ براشی ترک خورده را برداشت که خیلی وقت بود طرز کار کردشرا از یاد برده بود و به سمت بوم او رفت،براش را در رنگ زد و به سمت بوم مرد برد.سرش را چرخاند و دید که از از قبل دارد نگاه میکند؛ چشم در چشم شدند..🖌
#tobe
𝔗𝔥𝔢 𝔧𝔢𝔰𝔱𝔢𝔯 𝔪𝔢𝔪𝔬𝔯𝔦𝔢𝔰
Alice is wonderland 1,2
آلیس در سرزمین عجایب ۱،۲
#whatToRead_see
🎩•🌹•🐰•☕️•🕯•⏱•🗝•🚪~