#پیشنهاد_ویژه_مطالعه
#طنز
🧕دختری در كابل داشت کتاب📕 میفروخت؛ معشوقهاش را دید که به سویش میاید، در این حال پدرش در نزدیکش ایستاده بود.
به معشوقهاش گفت : آیا بهخاطر گرفتنِ کتابی که نامش " آیا پدر در خانه هست" از يورگ دنيل نویسنده آلمانی، آمدهای؟🤔
پسر گفت: خیر! من بهخاطر گرفتنِ کتابی به اسم "کجا باید ببینمت" از توماس مونیز نویسنده انگلیسی، آمدهام.🤓
دختر در پاسخ گفت: آن کتاب را ندارم، اما میتوانم کتابی به نام " زیرِ درختِان سيب" از نویسنده آمریکایی، پاتریس اولفر را پيشنهاد كنم.😍
پسر گفت: خوب است و اما؛ آیا میتوانی فردا کتابِ "بعد از ۵ دقیقه تماس میگیرم" از نویسنده بلژیکی، ژان برنار را بیاوری؟🧐
دختر در پاسخش گفت:بلی! باکمالِ مَیل، ضمنا توصيه ميكنم کتاب " هرگز تنها نمیگذارمت" از نویسنده فرانسوی میشل دنیل را بخوانى.😍
بعد از آن ...
پدر گفت: این كتاب ها زیاد است، آیا همهاش را مطالعه خواهد کرد؟!🤔
دختر گفت: بلی پدر، او جوانى باهوش و کوشا است.💪
پدر گفت ؛ خوب است دخترِ دوست داشتنیام، در اينصورت بهتر است کتابِ "من کودن؛ نیستم" از نویسنده هلندى فرانک مرتینیز را هم بخواند.😉😇
و تو هم بد نيست کتاب "براى عروسی با پسر عمهات آماده شو" از نویسنده روسی، موریس استانكويچ را حتما بخوانی..!!!😅😆
*هفته کتابخوانی مبارک*
#هفته_کتابخوانی
#کتاب
#مطالعه
#علم_آموزی
🌹 @kashkoolmaarefat❣
#اندر_احولات_روزگار
😪😢اون وقتا با نوکِ پنجه بابا ،از خواب بیدار میشدیم که بلند شو برو نون بخر .
الان با نوک پنجه از خونه بیرون میریم که نون بخریم تا بچه ها و جوونامون بیدار نشن .
اون وقتا اختیار تلویزیون با دوتا کانال دست بابا بود
الان کنترل تلویزیون با دهها کانال دست بچه ها ست .
اون وقتا سر سفره باید چهار زانو میشستیم تا بابا بیاد و شروع کنیم به غذا خوردن .
الان میشینیم سر سفره و اونقدر بچه ها را صدا میکنیم تا راضی بشن بیان سر سفره .
اون وقتا مادر با مواد موجود تو خونه غذا می پخت و ماهم بی چون وچرا غذا را میخوردیم .
الان بچه ها به مادرا منوی غذایی میدن اما بازم سر سفره از غذا ایراد میگیرن .
اون وقتا موقع عروسی پدر داماد یه اتاق خونه رو خالی میکرد و عروس هم کل جهیزیه اش رو توی همون اتاق میچید و یک عمر با هم زندگی میکردند.
الان یک دستگاه آپارتمان که خودش یه پا فروشگاه وسایل برقی و یه نمایشگاه مبل و فرش و تیر و تخته است برای عروس و داماد فراهم میشه اما چند ماه بیشتر باهم زندگی نمیکنند .
اون وقتا خونه ها خالی از مبل و وسایل تزیینی بود ولی پر از مهمان .
الان خونه ها پر از مبل و وسایل تزیینیه ولی خالی از مهمون .
اون وقتا با یه پیکان جوانان ده پونزده نفر می رفتیم خونه فامیل و کلی بهمون خوش می گذشت.
الان هر خونواده اگه دوسه تا ماشین نداشته باشه حتما یه دونه رو داره و هیچ کس خونه کسی نمیره .
اون وقتا هیچ کس اطلاعات پزشکی نداشت اما همه سالم بودند.
الان همه اطلاعات پزشکی دارند (از تلویزیون و تلگرام و ....)ولی خیلی ها مریضند.
#اون_وقتا.....
#الان ......
راستی چرا😪😢
واقعا...چ ر ا😰
#پیشنهاد_ویژه_مطالعه☝️☝️☝️
🌺@kashkoolmaarefat🌺
#پیشنهاد_ویژه_مطالعه
بسیار زیباست👌😍😍
✅ هیجده نکته درباره ام المؤمنین حضرت خدیجه سلام الله علیها
۱. اول زنى که به رسول خدا (صلّىاللّهعلیهوآله) ایمان آورد .
۲. بانویی که پیامبر اکرم (صلّىاللّهعلیهوآله) درباره اش فرمود: «افضل زنان بهشت است» .
۳. زنى که خداوند از طریق جبرئیل و پیامبر
(صلّىاللّهعلیهوآله) به او سلام مى رساند .
۴. همسرى که سالها بعد از وفاتش پیامبر اکرم (صلّىاللّهعلیهوآله)، نام او را مى برد و ستایش و دعا مى کرد، و گاهى در فراق او اشک مى ریخت و به زنان خود مى فرمود:
خیال نکنید مقام شما بیش از اوست، زمانى که همۀ شما کافر بودید، او به من ایمان آورد. او مادر فرزندان من است . عایشه مى گوید: هرگاه مى خواستیم خود را نزد پیامبر (صلّىاللّهعلیهوآله) عزیز جلوه دهیم ستایش از خدیجه (علیها السلام) مى کردیم .
۵. بانویى که تا زنده بود، رسول خدا (صلّىاللّهعلیهوآله) با دیگرى ازدواج نکرد .
بانویى که عاشق کمال بود و به همین دلیل، همین که از صداقت و امانت حضرت محمد(صلّىاللّهعلیهوآله) باخبر شد، شخصى را با اموال خود براى تجارت به سراغ حضرت فرستاد، و طى یک قرارداد، اموال را همراه یک غلام براى تجارت به شام در اختیار حضرتش قرار داد .
۶. خدیجه، تنها یک همسر نبود، بلکه در حقیقت، یار و همراه و بازوى صادقى براى پیامبر اکرم (صلّىاللّهعلیهوآله) بشمار مى رفت .
۷. خداوند، بسیارى از ناگوارى هاى پیامبر عزیز (صلّىاللّهعلیهوآله) را از طریق خدیجه آسان مى فرمود :
اموال این بانو در پیشبرد اهداف پیامبر اکرم (صلّىاللّهعلیهوآله)، نقش مهمى داشت.
۸. او در راه حمایت از رسول خدا (صلّىاللّهعلیهوآله)، آخرین فداکارى و ایثار را از خود نشان داد .
۹. پیامبر اکرم (صلّىاللّهعلیهوآله) بعد از وفات خدیجه، گاه و بیگاه گوسفندى ذبح و گوشت آن را میان دوستان خدیجه تقسیم مى کرد و بدین وسیله نام و یاد او را گرامى مى داشت .
۱۰. کمالات خدیجه از یک سو، وفاى رسول خدا (صلّىاللّهعلیهوآله) از سوى دیگر، کار را به جایى رساند که عایشه مى گوید: هرگز پیامبر عزیز (صلّىاللّهعلیهوآله) از خانه بیرون نمى رفت، مگر ستایشى از خدیجه مى نمود.
۱۱. خدیجه، زیباترین زنان قریش بود.
۱۲. اموال خدیجه در سه سالى که مسلمانان مکّه در محاصره اقتصادى کفار قرار گرفتند، نقش مهمى داشت.
۱۳. خدیجه، بانویى با اراده، عاقل و شریف بود. شخصى را نزد حضرت محمد (صلّىاللّهعلیهوآله) فرستاد و پیام داد که من به خاطر شرافت و قرابت و امانت و صداقت و اخلاق، به تو علاقه پیدا کرده ام. پیامبر عزیز (صلّىاللّهعلیهوآله) مسأله را با عموهاى خود مطرح کرد، مقدمات ازدواج حضرت آماده شد، و با اینکه فرزندان متعددى از پیامبر اکرم(صلّىاللّهعلیهوآله) پیدا کرد، ولى پس از فوت پیامبر (صلّىاللّهعلیهوآله) تنها، فاطمۀ زهرا (علیها السلام) به یادگار ماند.
۱۴. خدیجه (علیها السلام) به قدرى محبوب رسول اکرم (صلّىاللّهعلیهوآله) بود که در تاریخ مى خوانیم، پیرزنى خدمت پیامبر (صلّىاللّهعلیهوآله) رسید و مورد لطف قرار گرفت، همینکه خارج شد، عایشه پرسید: این پیرزن کیست؟ حضرت فرمود: کسى است که در زمان حیات خدیجه (علیهاالسلام) به منزل ما مى آمد و با او رفت و آمد داشت، اکنون ما باید همان پیمان دوستى آنان را حفظ نماییم؛ زیرا که خودش پیمانى از ایمان انسان است.
۱۵. خدیجه (علیهاالسلام) بیست و پنج سال در خدمت رسول اکرم (صلّىاللّهعلیهوآله) بود و در سن شصت و پنج سالگى از دنیا رفت. رسول خدا (صلّىاللّهعلیهوآله) بیست شتر جوان، مهریۀ خدیجه (علیهاالسلام) کردند و خطبه عقد را ابوطالب، عموى حضرت خواندند .
۱۶. و بالاخره، دنیا جاى ماندن نیست، خدیجه (علیهاالسلام) نیز، همچون دیگران از دنیا رفت و پیامبر اکرم(صلّىاللّهعلیهوآله) را در سوگ خود نشاند. هنگام دفن خدیجه (علیهاالسلام)، رسول خدا (صلّىاللّهعلیهوآله) وارد قبر شد و به یاد او گریست و در محلۀ «حجون» به خاک سپرده شد.
۱۷. خدیجه (علیها السلام) کسى بود که خداوند، رسول گرامى خود را مأمور مى کند تا بشارت بهشت به او دهد .
۱۸. خدیجه (علیها السلام) کسى بود که امام حسین(علیهالسلام) بر سر قبر او آمد و گریست و مشغول نماز و مناجات شد، سپس دست به دعا برداشت.
📚منبع: قرائتی محسن، کتاب عمره، صص ۴۶ الی۵۱
🏴سالروز وفات حضرت خدیجه(سلاماللهعلیها) تسلیت عرض می کنیم🏴
🏴@kashkoolmaarefat🏴
🌼🌸🍀🌼🌸🍀
#در_محضر_قرآن
🔻درمانِ غم و غصّه🔻
✅️ اگر فکر میکنی دلت پر از #غموغصه است..
این متن رو بخون👇👇
#تمثیلات
بطری وقتی پُر باشه و بخوای خالیش کنی، خمش میکنی.
👈 هر چی بیشتر خم کنی، خالیتر میشه.
و اگر کاملاً رو به زمین بگیریش،
کاملاً خالی میشه.
دل آدم هم همینطوره❤️
✔ گاهی وقتها پُر از #غموغصه میشه..
اون هم به خاطر حرفها و طعنههای دیگران 😔💔
قرآن کریم میفرماید:
هر وقت دلت پُر از #غموغصه شد،
خم شو و به خاک بیفت..
👈 #سجده کن 👉
این نسخهای است که خدا برای پیامبرش پیچیده:👇
وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمٰا یَقُولُونَ، فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ اَلسّٰاجِدِینَ (حجر/۹۷و۹۸)
👈 ای پیامبر! ما میدانیم که سخنان دشمنانت، سینه تو را تنگ میکند، و تو را سخت ناراحت میکند.
❌ ولی ناراحت نباش!
👈 برای دفع ناراحتی آنان، به حمد و تسبیح پروردگارت بپرداز، و در برابر ذات پاکش #سجده کن.
✅️ دقّت کنیم!
خدا میفرماید:
⚡️ وَ لَقَدْ نَعْلَمُ....
👈 ما قطعاً میدونیم، و اطلاع داریم،
که دلت میگیره،
به خاطر حرفهایی که میزنند.🗣
راهش اینه که:
⚡️ وَ کُن مِّنَ السَّاجِدِین...
👈 #سجده کن؛ ذکر خدا بگو؛
این کار باعث میشه که خالی بشی..
تخلیه بشی... سبک بشی...
ابن عباس میگوید:
هر وقت که پیامبر (ص) غمگین میشد، به #نماز میایستاد، و آثار این حزن و اندوه را در #نماز از دل میشست.
پس هر وقت دلت گرفت💔
وضو بگیر..
سر به #سجده بگذار..
و با خدای خودت درد دل کن🙏
#پیشنهاد_ویژه_مطالعه☝️☝️☝️
🥀@KASHKOOLMAAREFAT🥀
#پیشنهاد_ویژه_مطالعه
اندر احوال امروز جامعه👇👇
🚫#فحش_های_اشتباهی
منتظر قطار مترو ایستاده بودم. یهو دیدم خانمی بالای پلههای برقی ایستگاه مترو ایستاده و همینطور فحش میده.
آقایی بهش گفت، چی شده خانم؟
خانم در جواب گفت: چرا این پلههای برقی خرابه؟ آخر فکر منِ پیرزن رو نمیکنن که چطور باید این پله را با این کمر دردم بیام ، این چه مملکتیه!.. خدا لعنت کنه مسئولین این ایستگاه رو. خدا لعنت کنه رئیس مترو رو، خدا لعنت کنه شهردار تهران رو، خدا لعنت کنه رئیس جمهور رو...
خانم دیگری که داشت از کنار این خانم رد میشد گفت:«این مملکت کجاش درسته که پله برقیش درست شده باشه!»
در همین صحبتها یکی از نظافتچیهای مترو به من که داشتم این صحنه را میدیدم گفت، میبینی، جد آبادمون رو آورد جلوی چشمامون! واقعیتش اینه که من دیدم که چند نوجوون بی فرهنگ برای اینکه دوستاش رو بخندونه، کلید این پلهها را زدند و فرار کردند الان دو دقیقه است که پله برقی خاموش شده؛ الان هم اگر کمی صبر کنیم مأمور فنی مترو درستش میکنه»
پیرزن همیطنور از پلههای با ناسزا پایین میآمد و در مترو هم گلایه خود را به مسافران اطراف خود بازگو میکرد.
و عده ای در این میان از فحش های پیرزن با موبایل فیلم می گرفتند تا فالوورهایشان افزایش پیدا کند!
👈 این داستان، بخشی از یادداشتی بود که سال 90 در وبلاگ خود نوشتم. اما گویا باز هم در گوشه و کنار، تحلیل های عجیب غریب و آدم های شبیه این پیرزن در اطراف خود می بینیم.
تا حالا از خود پرسیدید ،مشکلات مردم خوزستان، قطعی برق، گرانی ها، دیر رسیدن قطار مترو، تعطیلی بسیاری از کارخانه ها، مسببش کیست؟
خنده دار نیست وقتی قطار ایستگاه صادقیه دیر میآید عده ای شعار مرگ بر جمهوری اسلامی میدهند؟!
چرا مغز برخی افراد به جای پیدا کردن دقیق مشکل و تجزیه و تحلیل واقعیت، سریع با چند عملیات رسانه ای همراه جماعت میشوند و تحلیل های کلی و قطعی میدهند!
از خود بپرسیم، فضای مجازی وِل، در این #تغییر_ادراک و #جنگ_شناختی چه نقشی دارد؟
✍ محمد حسن عبدالصمد
#پیشنهاد_ویژه☝️☝️
#سرطان_اصلاحات
#بیبصیرتی
#جنگ_شناختی
#تغییر_ادراک
🥀@KASHKOOLMAAREFAT🥀
#حتما_بخوانید🙏👌
👌این متنو همه جا منتشر کنید ✅
😉#ماجرای_اصغر_چاخان
😊 یه پیرمردی بود که خیلی اهل معرکه گرفتن بود...
🙂 عصر که میشد دم در خونه می نشست و چندتا جوون دور خودش جمع می کرد و شروع می کرد به تعریف از گذشته هاش
😳 یه چیزایی از خودش تعریف می کرد که جوونا؛ همه دهنشون باز می موند!!!... از اینکه چقدر توی جوونیش یل بوده و همه ازش حساب می بردن... از اینکه چقدر همه روش حساب می کردن... از اینکه چه برو بیایی داشته و برا خودش خانی بوده...
😇 یه روز که یه عده ی زیادی رو جمع کرده بود و خیلی دور برداشته بود، یه پیرمرد دیگه از راه رسید و بهش گفت چطوری اصغر چاخان؟
😟 همه ی جوونا بهش با تعجب نگاه کردن... پیرمرده گفت چرا اینطوری نگاه می کنین؟! من ۶۰ ساله این اصغرو میشناسم، کارش فقط چاخانه، اینم عکس جوونیش !!!
❗️بعد کیف جیبیش رو باز کرد و عکسو نشون داد
😆 همه بعد از دیدن عکس زدن زیر خنده....
🙃 آخه توی عکس، اصغر آقای معتمد محل که یکه پهلوان قصه ها و افسانه ها بود، کنار پیاده رو بساط پهن کرده بود و داشت گدایی میکرد😂
😊 این داستان، حکایت ته مونده های پهلویه
🤥 هر دفعه که بخاطر یه موضوعی آب گل آلود میشه، خودشونو وسط میندازن و چاخان و داستان به هم میبافن و منتشر میکنند تا به مردم بگن حیف شد که این شاه نازنینو فراری دادین😊
🤗 نسل جدید هم که اون دروان رو ندیدن و نمی دونن چی به چی بوده، باور می کنن !!
♨️ خب بیاین یه بار برای همیشه دست اینا را رو کنیم تا اینقدر معرکه نگیرند و برن پی کارشون
❎ اگه فکر می کنید دوران پهلوی چیزی داشته که الان قابل حسرت خوردن باشه، توی لینک زیر صحبت های بختیار را ببنید که داره وضعیت اون دوران را توصیف می کنه👇
https://eftekhar1357.ir/?p=2412
❎ اگه فکر می کنید زمان شاه گرونی شدید نبوده، صحبت های خود شاه را ببنید که داره از گرونی ها میگه👇
https://eftekhar1357.ir/?p=599
❎ اگه فکر می کنید توی این چهل سال بعد از انقلاب کم پیشرفت داشتیم، ببنید صحبت های داماد شاه را که چطور به این چهل ساله افتخار می کنه👇
https://eftekhar1357.ir/?p=656
❎ اگه فکر می کنید آینده جمهوری اسلامی ایران مبهمه بازم ببنید صحبت های داماد شاه را که میگه آینده بسیار روشنی پیش روی جمهوری اسلامی ایرانه👇
https://eftekhar1357.ir/?p=3315
❎ اینم صحبت های بنیامین نتانیاهو که میگه ایران داره تبدیل به امپراتوری میشه👇
https://eftekhar1357.ir/?p=1744
😱 اگه میخاین عمق دروغ هایی که راجع به دوران پهلوی منتشر شده را متوجه بشین هم یه سری به اینجا بزنید ببنید چه خبره!!!!👇
https://eftekhar1357.ir/?p=586
🌷 لطفاً همه جا منتشر کنید که چند روز هست دوباره ته مونده های الپهلویها دور برداشتند و توی فضای مجازی حسابی معرکه گرفتند!!! 🧐
#پیشنهاد_ویژه_مطالعه🙏👌
#نشر_حداکثری🙏
🍃🌺@KASHKOOLMAAREFAT🌺🍃
✅#حتما_بخوانید🙏👌
✅ #از_فـــــرش_تا_عــــــرش
#رضـــا_سگـــ_بـــاز(!) یہ لات بود تو مشهد هم سگ خرید و فروش مےڪرد ، هم دعواهاش حسابـے سگے بود !!
یہ روز داشت مےرفت سمت ڪوهسنگے براے دعوا (!) و غذا خوردن ڪہ دید یہ ماشین با آرم ”ستاد جنگهاے نامنظم“ داره تعقیبش مےڪنہ .
شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت : ”فڪر ڪردے خیلے مَردے ؟!“
رضا گفت : برو ... بچہ ها ڪہ اینجور میگن ...!!!
چمران بهش گفت : اگہ مردے بیا بریم جبهہ !!
بہ غیرتش بر خورد ، راضے شد و راه افتاد سمت جبهه ...!
👈 مدتے بعد ....
شهید چمران تو اتاق نشستہ بود ڪہ
یہ دفعہ دید داره صداے دعوا میاد ..!
چند لحظہ بعد با دستبند ، رضا رو آوردن تو اتاق و انداختنش رو زمین و گفتن : ”این ڪیہ آوردے جبهہ ؟!“
رضا شروع ڪرد بہ #فحش دادن اما چمران مشغول نوشتن بود !
وقتے دید چمران توجہ نمےڪنہ ،
یہ دفعہ سرش داد زد :
”آهاے ڪچل با تو ام ...! “
یڪدفعہ شهید #چمران با #مهربانے سرش رو بالا آورد و گفت : ”بلہ عزیزم !
چے شده #عزیزم ؟ چیہ آقا رضا ؟
چہ اتفاقے افتاده ؟“
رضا گفت : داشتم مےرفتم بیرون ڪہ سیگار بخرم ولی با دژبان دعوام شد !!!!
چمران : ”آقا رضا چے میڪشے؟!!
برید براش بخرید و بیارید ....!“
👈چمران و آقا رضا تنها تو سنگر ...
رضا به چمران گفت : میشہ یہ دو تا فحش بهم بدے ؟! کِشیده اے ، چیزے؟!!
شهید چمران : چرا ؟!
رضا : من یہ عمر بہ هر ڪے بدے ڪردم ، بهم بدے ڪرده ....!
تا حالا نشده بود بہ ڪسے فحش بدم و اینطورے برخورد ڪنہ ....
شهید چمران : اشتباه فڪر مےڪنے ...! یڪے اون بالاست ڪہ هر چے بهش بدے مےڪنم ، نہ تنها #بدے نمےڪنہ ، بلڪہ با #خوبـے بهم جواب میده !
هِے آبرو بهم میده .....
تو هم یڪیو داشتے ڪہ هِے بهش بدے مےڪردے ولے اون بهت خوبـے
مےکرده..!
منم با خودم گفتم بذار یه بار یڪے بهم فحش بده و منم بهش بگم بلہ عزیزم ...! تا یڪمے منم مانند سنت خدا رفتار کرده باشم …!
👈 رضا جا خورد !....
..... رفت و تو سنگر نشست .
آدمے ڪہ مغرور بود و زیر بار ڪسے نمےرفت ، زار زار #گریہ مےڪرد !
تو گریہ هاش مےگفت : یعنے یڪے بوده ڪہ هر چے بدے ڪردم بهم #خوبے ڪرده ؟؟؟؟
اذان شد ...
رضا #اولین_نماز عمرش بود . رفت وضو گرفت .
..... سر نماز ، موقع قنوت صداے گریش بلند شد !!!!
وسط نماز، صدای سوت #خمپاره اومد . پشت سر صداے خمپاره هم صداے زمین افتادن اومد .....
رضا رو خدا واسہ خودش جدا کرد ......!
(فقط چند لحظہ بعد از #توبہ ڪردنش)
👌یہ توبہ و نماز واقعے ...
#پیشنهاد_ویژه_مطالعه
#نشر_حداکثری
#شهید_چمران
🥀@KASHKOOLMAAREFAT🥀
🌼🌸🍀🌼🌸🍀
#پندانه
🔻قرض كردن و نسيه گرفتن🔻
👌 اصولاً قرض كردن و نسيه گرفتن، كار خوبی نيست، مگر اين كه اضطرار و اجباری در کار باشه.
امیرالمومنین (ع) میفرماید:
⚡️ إِيَّاكُمْ وَ الدَّيْنَ، فَإِنَّهُ هَمٌّ بِاللَّيْلِ، وَ ذُلٌّ بِالنَّهَارِ.
💢 از قرض کردن و نسیه گرفتن پرهیز کنید. چون دِين و قرض، همّ و غمِّ شما در شب، و ذلّت و خواریِ شما در روز را به همراه دارد.
📚 من لايحضره الفقيه، ج3، ص 182.
👈 یعنی بدهکار، شب از غم و غصّهی بدهی، خواب راحت نداره🤕؛ روز هم طلبكار رو میبینه و شرمنده میشه.😢
❌سعی كنيم تا مجبور نشدیم، قرض نكنيم.❌
⁉️ ️واقعاً شرعاً درسته، که ما از کسی پول قرض بگیریم، و با پولِ یه نفر دیگه کارهای غیر ضروری انجام بدیم؟؟
❗️ طرف پول قرض میکنه که موبایل سامسونگش رو عوض کنه، و بره جدیدترین مدل گوشی اپل بگیره، و جلو دیگران پُز بده.😧😧
❗️ اینو میگن جیبِ خالی و پُزِ عالی...
❗️ در واقع مغزِ خالی و پُزِ عالی...
⚠️ بدهكاری مسئلهی مهمّی است.
⚠️ جدّی بگیریم...
🔔 تا جائیکه اگر شهيد در جبههی جنگ شهيد شد، همهی گناهانش بخشيده میشه، ولی اگر بدهكار باشه، يک ریالش هم بخشيده نمیشه. چون حق الناس است.😳
🔔 قرآن کریم میفرماید: اگر كسی مُرد⚰، و خواستید اموالش رو بین وَرَثِه تقسیم کنید💰، تا بدهیهاش رو نداديد، حق ندارید اموالش رو تقسيم کنید.
⛔️ اوّل بدهکار:👇
🕋 مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصی بِها أَوْ دَيْنٍ.
💢 تقسیمِ ارث بین وَرَثِه، باید بعد از ادای وصیّت متوفّی، و پرداختِ بدهیهای او باشد.
🌴سوره نساء، آیه 11🌴
☝️ پس در پرداخت حق الناس، سرعت عمل داشته باشیم.
پیغمبر اکرم (ص) میفرماید:
⚡️ اگر کسی پول داشته باشد بدهیاش را بپردازد، و عمداً ندهد و به تاخیر بیندازد، هر روز گناه دزد برایش نوشته میشود.😨
📚 بحارالانوار، جلد 103، صفحه 146.
ألـلَّـهُـمَــ عَـجِّـلْ لِـوَلـیِـکْ ألْـفَـرج
#پیشنهاد_ویژه_مطالعه👌
🥀@KASHKOOLMAAREFAT🥀