میدونی چیه ؟
دیگه اینقد زندگی داغون شده که حتی با چیندن سناریوهای فیکی که یزمانی باهاشون زندگی میکردم هم حالم خوب نمیشه .
«وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا»
*بندههای خوب من اونایین که آرامش از سراپاشون میباره و به آدمای نادونی که حرفای بیربط میزنن، میگن باشه شما خوبی اصلاً شما جلو بشین*
•کین•
هروقت حس کردی یکی عوضیه به حست اعتماد کن، سند و مدرکشم کم کم جور میشه.
هر زمان که به حس شیشم خودم اعتماد
نکردم ، با پنج حس دیگه تاوانشو دادم.
گاهی اوقات دلم میخواهد در تاریکی
گم بشوم. از خودم میگریزم. از
خودم که همیشه ی مایه ی آزار
خودم بوده ام. از خودم که نمیدانم
چه میکنم و چه میخواهم!'