🏴#شهادت_حضرت_فاطمه_س
🏴#روضه
🎤مداح :کربلایی وحید شکری
سال ۱۴۰۳
▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
علی را با چه حالی از میان کوچهها بردند
(قرار شد من هرچی خوندم تجسم کنی ها)
علی را با چه حالی از میان کوچهها بردند
که با خاک عبای او تیمم میکنند
سادات معذرت میخوام
یا امام رضا
یا بقیه الله
صدای پای رفتن از در و دیوار میآید
علی تابوت میسازد تبسم میکند زهرا
آی مادر آی مادر آی مادر
دوتاشو آماده کردم باید چند خط از این بگم و یا علی
سجاده معطر از بوی ربنا بود
آنچه شنیده میشد از من فقط خدا بود
همه خبره روضهاید
یک عمر آه و نفرین از این و آن شنیدم
تنها به جرم اینکه نفرین من دعا بود
گریه کنای مادر بسم الله..
دیشب برای مردم تا صبح گریه کردم
ای کاش یک نفر هم یک دم به فکر ما بود
یا امام رضا
امروز را نبینید این بیحیا لگد زد
دیروز پشت این در جمعیت گدا بود
آره این خونهای که حالا دارن بیحرمتی میکنن هرکی از هرجا میموند در این خونه رو میزد،
یا صاحب الزمان ،یا اباعبدالله 😭😭
آخ دستم شکست اما من درد حس نکردم
اسم علی دوا بود ذکر علی شفا بود
به خود امام رضا همشو خوندم برا این دو سه خط آخر
یا امام رضا
ای کاش میشکستند این دست دیگرم را
اما به جای این دست آن دست بسته وا بود
قربونت برم که دارن میزننت هنوز به فکر علی هستی مادر
یا بقیه الله
ای کاش ماجرا را این یه خطو هرکی متاهله باید بیشتر درک کنه
ای کاش ماجرا را حیدر ندیده باشد
وقتی سرم به در خورد فضه علی کجا بود
الهی قربونت برم مادر
خود حرومزاده ش نامه نوشت گفت امیر تا دیدم فاطمه پشت دره هرچی بغض و کینه بود از علی تو دلم جمع کردم یه لگدی به در زدم😭
من میخونم و میرم جلو یا امام رضا نمکش با شما گریش با این نوکرا خوندنش با من.
تنهای مسمار( امیرالمومنین روضه خون شده) کار علی رو تموم کرده لعنت به مسمار
بیرحمه مسمار ،زهرا منو بی پسر کرد همین زخم مسمار
(داد بزن نشنوی من چی میگم )
افتاده مسمار تو آخ نگفتی و پیچیده فریاد مسمار
صدا شکستنت بود دری که من ساختمش چرا روی تنت بود
فاطمه زندگیم سوخت تا شنیدم به فضه گفتی حس مادری
حالا که خریداری بزار یه بند دیگش هم بگم
تنهای صورت باید اشک بریزم به پهنای صورت
دردای صورت زود خوب نمیشه که اعضای صورت زخمای صورت
اگه نمیتونی گوش کنی حواستو پرت کن ،یه جور باید بشنوی که حقشو ادا کنی
فاطمه من دلم ریخت خودت بگو کی زد صورتتو به هم ریخت
فاطمه من دلم سوخت
با هیزم اونجور زدنت که هیزم با گلش سوخت😭😭
(باید وسط گریهها داد بزنی)
وااای وااای مادر ۳
خدا از غربت کوثر گذشتم در روی زهرا بود از آن در..
دستاتو بیار بالا یه جور ناله بزن برسه مدینه
یا زهراااااااااا😭
به گمونم نفس مادر نفسای آخریه
از همه درد و غما بدتر غم بی مادریه
قربون اون آقایی برم که شبا تو خواب میگفت نزن نامرد😭
(خودت بلدی دیگه بعضی ابیاتو)
حسن تب دارد و در خواب گوید
نزن نامرد که سیلی درد دارد
یه حسین میخوام بگی برا دل حضرت زهرا
دستاتو بیار بالا از عمق وجودت فریاد بزن یاا حسییییییین...
🥀🥀
✍تایپ؛آقای غریبم یابن الحسن
🥀🥀🥀🥀