eitaa logo
کربلای من ...
1.8هزار دنبال‌کننده
4.5هزار عکس
3.9هزار ویدیو
23 فایل
تا تو هستی چرا باعکس هایت گفتگو کردن حسین جان:) _کپی؟ +آزاد باذکرصلوات نظرات👇🏻 https://daigo.ir/secret/51383863310 خادم الحسین 💔👇 @hoseynchii_z
مشاهده در ایتا
دانلود
🦢 وقتی به خانه می رسید، گویی جنگ را می‌گذاشت پشت در و می‌آمد تو ؛ دیگر یک رزمنـده نبـود یک همسـر خوب بود برای من، و یک پـدر خوب برای‌ مهـدی . باهم خیلی مهربان بودیم و علاقه‌ای قلبـی به هم داشتیم. اغلب اوقات که می‌رسیـد خانه، خستـه بود و درب و داغان ، چرا که مستقیـم از کـوران عملیات و به خاک و خون غلتیدن بهترین یاران خود باز می‌گشت. با این حال سعـی می‌کرد به بهتریـن شکل وظیفه سرپرستی‌اش را نسبت به خانه صورت دهد. به محض ورود می‌پرسید کم و کسـری چی دارید؟ مریـض که نیستیـد؟ چیزی نمی خواهیـد؟ بعد آستین بالا می زد و پا به پای من در آشپـزخانه کار می‌کرد، ظرف می‌شسـت. حتی لباسهایـش را نمی‌گذاشـت من بشویـم. میگفت لباس‌های کثیفم خیلی سنگیـن است . نمی‌توانی چنگ بزنی ؛ گاهی فرصـت شستن نداشت. زود برمی‌گشت با این حال موقع رفتن مـرا مدیون می‌کرد که دست به لباسها نزنم. در کمترین فرصتی که به دست می‌آورد، مارا می‌برد گردش . راوی : همسـر شهید سیـد محمدرضا دستـواره