نمیدونم چی شد به کجا رسید چرا اینجوری شدیم
که هر کانالی درباره شهدا حرف میزد لف میدیم و ترک میکردیمش چون بدرد نمیخورد از نظرمون
چرا قضیه غزه برامون عادی شد چرا شهادتو از خودمون دور دیدیم چی شد که هر کسی که نمازشو اول وقت میخوند شد سنتی و قدیمی چرا بجای نماز خوندن رفتیم پیش تراپیست چرا فکر میکردیم باید جنگ بشه تا شهید بشیم چرا هیئت و فکر میکردیم فقط تو مجالس بزرگه چرا انقدر برای دفاع از دینمون ترسو شدیم ...
[ایهآم]
حاج محمود کریمینماهنگ اباالفضل باوفا.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
اباالفضل با وفا علمدار لشکرم
مه هاشمی نسب امیر دلاورم
#نوا
تا که از گیسویِ او لختۀ خون ریخت به مشک ،
گیسویِ دخترکِ منتظرش ، ریخت به هم .
تیـر را با سـرِ زانوش کشید از چشمش ،
حیف از آن چشم ، که مژگانِ ترش ریخت به هم .
کِتف ها را که تکان داد ، حسیـن افتـاد و
دست بگذاشت به رویِ کمرش ، ریخت به هم .
نـه فقط ضرب عمود آمد و ابرو وا شد ..
خورد بر فرقِ سرش ، پشتِ سرش ریخت به هم .
تیر بود و تبر و دِشنه ، ولی مادر دید ،
نیزه از سینه که ردّ شد ، جگرش ریخت به هم .