صبح نمیدونم چیکار کرده بود همه خندیدیم ، یهو با محبت پشت میکروفن گفت دخترا وقتی شما لبخند میاد روی لبتون من از همیشه خوشحال ترم 😳
بعد که رفتیم سر کلاس دونه دونه میومد سر کلاسا بخاطر نظم و سکوت تمام قد تشکر میکرد قربون صدقه هممون میرفت 😳
زنگ تفریح اومده بود تو فضای سبز مدرسه پیش اکیپ بچه ها میشست باهاشون گپ میزد میخندید 😳
ساعتو پرسید که زنگ کلاسو بزنه ، گفت من که دلم نمیاد زنگ تفریحتونو تموم کنم 😳😳
جز اینکه دیشب شوهرش براش یه سرویس کامل طلا خریده بوده باشه هیچ ایدهی دیگه ای نداشتیم .
؛کاتوره
جز اینکه دیشب شوهرش براش یه سرویس کامل طلا خریده بوده باشه هیچ ایدهی دیگه ای نداشتیم .
یا شایدم جن گرفتدش ، البته شاید ولش کرده_