هدایت شده از 👺
یجا تو راهپیمایی منو عسل چسبیده بودیم به باند صدا به صدا نمیرسید
منم داشتم یه قضیه سکرت تعریف میکردیم
همینکه به جای حساس رسید بلندگو قطع شد منم خیلییی بلند حرفمو زدم=)
؛کاتوره
یجا تو راهپیمایی منو عسل چسبیده بودیم به باند صدا به صدا نمیرسید منم داشتم یه قضیه سکرت تعریف میکرد
هرچقدر هم بخوام توصیف کنم عمق فاجعه رو متوجه نمیشید :))) تا ده دیقه بعدش دستم رو صورتم بود همچنان داشتم میخندیدم که دیگه گریه میکردم در واقع:))))
از لحاظ داشتن دوستای باذوق همینکه فقط یه ویدیومسیج رندوم از خودم فرستاده بودم-☝🏻💗💅🏻
- به صندلی ماشین تکیه داده بودم و زل زده بودم بهت . یادم نمیاد چقدر ، فقط میدونم اونقدری طول کشید که بین رانندگی متوجهم شدی و با لبخند نگام کردی و پرسیدی چیشده ؟ گفتم : انقدر قشنگی که دوست دارم تا آخر عمرم نگات کنم .
خندیدی و این بار حتی بیشتر محوت شدم ..
امشب طی یک تصمیم یهویی توی مغازه یه قاب میکیموس دیدم و علیرغم عدد 20 ای که سنم توی شناسنامه نشون میده عاشقش شدم و خریدمش 💘.