؛کاتوره
دارم لیست امتحانای این هفتهمو مینویسم و یه عالم دود از سرم بلند میشه.
حسم نسبت به خودم و امتحانام :
یه موقعایی میام یه چیزی بگم
بعد بهش فکر میکنم ، فکر میکنم و بازم فکر میکنم
تجزیه ش میکنم و به معنای تک تک کلماتش فکر میکنم
میگم چرا باید اینو بگمش؟ چه دلیلی داره صحبت کردن درموردش؟ مگه چه اهمیتی داره ؟
بعد میگم باید کمتر حرف بزنی . کمتر بگی . کمتر نظر بدی . کمتر شرکت کنی . کمتر بروز بدی . کمتر باشی . کمرنگ بشی
بعد یهو میبینم برای یه حرف روزمره عادی خودمو بردم وسط اقیانوس تاریکی و دارم به آب برای غرق کردن خودم کمک میکنم .
آره دارم برای غرق کردن خودم کمک میکنم .