eitaa logo
؛کاتوره
993 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
178 ویدیو
11 فایل
من؟ یه دختری که درحال گذروندن روزمرگیشه. اینجا؟ اتاق مجازی موردعلاقش که هیجانات و اتفاقات روزشو توش توصیف میکنه و محتوای خاص و فاخری نداره؛ همون نگاه جزئی‌تر به روزمرگیاست. موندنی شدی؟ قدمت سر چشم🤍 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1j1dbzb
مشاهده در ایتا
دانلود
گفت فقط میخواستم این فصلو دوره کنید و این بهترین روش بود :))))))))))))
روز خوبی بود با این وجود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تا خود الان فقط خوردم و سریال دیدم یهو یادم افتاد که فردا امتحان آزمایشگاه تجربی ترمه مستمر و کلاسی نه ها ، ترم 😂😂😂😂
؛کاتوره
تا خود الان فقط خوردم و سریال دیدم یهو یادم افتاد که فردا امتحان آزمایشگاه تجربی ترمه مستمر و کلاسی
وای چه خطرات زیادی ممکنه پیش بیاد برم راه حل هاشو بخونم خودم بتونم کمک کنم راه حلاش :
با چاقو اهرم میسازم و در رب و تن ماهی رو باز میکنم ، با قاشق هوای شیشه مربا رو خالی میکنم و درشو باز میکنم ، چهارپایه میزارم و با نوک پاهام و بالا رفتن از در و دیوار وسایلامو از کمدای بالا برمیدارم ، از دیر سین زدن کسی ناراحت نمیشم چون اصلا بین چتا نمیگردم که چک کنم ، وقتی کسی رو دوست داشته باشم روی تک تک حرکاتش زوم میشم ولی از اینکه به هرچیز کوچیکی گیر بدم و دعوا راه بندازم متنفرم نمیدونم چرا ولی حس میکنم دختر بودن همچین چیزیه نه اون تصور لوس و چندشی که به عنوان رفتارای طبیعی نرمالایزش میکنن
؛کاتوره
حالا واسه جلسه بعدی باید یه پاترون تحویل بدم و قول دادم به خودم بهترین پاترون برای من باشه 🥸
انجامش دادم ، ولی یه قضیه ای وجود داره و اینه که من انقدر 🐟 ام که تمام نکاتو یادم رفت و بهای گزافشو بسته اینترنت عزیزم پرداخت تا فیلماشو دوباره ببینم که یادم بیاد . پس از این به بعد دقیقا همون روز کلاس تکالیفشو انجام میدم و نکته نویسیا رو هر روز مرور میکنم تا انقدر 🐟 نباشم .
دلم گوشواره های دوم و سوم گوش میخواد ، دلم یه هیراستایل کوتاه بعد مدتها میخواد ، دلم کلی اکسسوری و انگشترای ظریف میخواد ، دلم کلی کارای هنری و سرگرم کننده‌ی جذاب میخواد دلم رسیدگی به مشغله های تفننی میخواد ولی من اینجام . درست وسط منجلاب روی تخت دراز کشیدم و به سقف اتاقم نگاه میکنم و نمیدونم باید دوران طلایی زندگیمو صرف تفنن کنم یا کارای اساسی حتی کارای اساسی هم معنای خودشونو از دست دادن برام ، چه کار اساسی ای؟ چه اصلی برای زندگی؟ چه هدف مشخصی؟ چه و چه و چه .. نوشتنشون بی فایده‌ست ولی میخواستم اون تلخیِ پوچی رو با بازی با کلمات کمتر حس کنم.
حس میکنم درس جلوی تمام اهداف و آینده ای که میتونم بسازمو گرفته درصورتی که هدف اصلیم همون درسه میتونم به این تناقض با خنده های بی صدا گریه کنم .
هر روز با خودِ دیروزم رقابت میکنم و ازش بدتر میشم .