این عزیزانی که میگن از فلان کس یا فلان چیز کمترم اگه این کارو انجام بدم ،
سوال پیش میاد چطور به این نتیجه رسیده بودن که تا اون لحظه ازش بیشتر و بالاترن ؟
استخون پشت دستم از درد داره از بین میره و هیچ ایده ای ندارم که چه اتفاقی براش افتاده
؛کاتوره
ایتام هم اکنون باگه با یه مقدار کوچولو پیامرسان
کمال همنشینیش با کیبوردم باعث شده کیبوردمم باگ فراوان بگیره .
گناه اون ظرف تمیزی که میاد سر سفره و دست نخورده میمونه ولی لای ظرف کثیفا میره تو ظرفشویی چیه آخه .
نسبت به تمام رعدوبرقا و بارونای شدید اینجوری بودم که منم همینطور آسمون ، منم همینطور
؛کاتوره
نسبت به تمام رعدوبرقا و بارونای شدید اینجوری بودم که منم همینطور آسمون ، منم همینطور
آسمون گرفته بود ، از ظهر گرفته بود . غم داشت
تا غروب خم به ابروی خودش نیاورد ولی دیگه نتونست ، داد میکشید و فریاد میزد
فکر میکرد اینجوری بتونه خودشو خالی کنه ، اینجوری دلش آروم میگیره
ولی نمیدونست عصارهی همه احساسات اشکه ، آخرین و شدیدترینش همون اشکه .
پس گریه کرد ، گریه کرد و گریه کرد . با تمام وجودش اشک ریخت و زمینو خیس از احساساتش کرد .
ولی خیلی زود تمومش کرد ، کاش دلش آروم گرفته باشه ..