•روزگارِ باتلاقیِ کرمیت•
دیشب یکی بم گفت اگر غم وجود نداشت شادی هیچ معنی نمیداد
ولی من باهاش مخالفم
•روزگارِ باتلاقیِ کرمیت•
دیشب یکی بم گفت اگر غم وجود نداشت شادی هیچ معنی نمیداد
مگه هرچیزی باید متضادش وجود داشته باشه تا معنی بده
•روزگارِ باتلاقیِ کرمیت•
مگه هرچیزی باید متضادش وجود داشته باشه تا معنی بده
خیلی دنبال مثال گشتم ولی چیزی پیدا نکردم متاسفانه
فکر میکنن آدم بده منم درحالی که من فقط دارم حرص چیزایی رو میخورم که اونا باید میخوردن
فکر میکردم معتاد نیستم
تا اینکه یادم افتاد چیزی به اسم خواب وجود داره
از آدمایی که هیچ وقت هیچ ایده ای از خودشون ندارن بدم میاد
منتظرن ببینن تو چه کتابی میخری اونام برن بخرن
تو موهاتو چه رنگی کردی اونام برن بکنن
تو چه لباسی پوشیدی اونام برن بپوشن
یه لحظه وایسا دیگه اه