❤️ #دختران_کشوردوست | یک متر و بیست سانت اعتقاد
✏️باران امان نمیداد. پناه بردم زیر بالکن یکی از خانهها. کنار دستم دختری پنج، شش ساله گریه میکرد و به مادرش میگفت: «بگرد کیفتو شاید بود.» موهای خرمایی و نرمش دور شانه ریخته بود. مادرش کلافه گفت: «نیست، نیاوردم.» پدرش گفت: «همینطوری بریم تو جمعیت اشکالی نداره» قصه برایم جالب شد. گوشهایم را تیز کردم تا از ماجرا سر در بیاورم. فکر کردم لابد سربندی، پرچمی چیزی میخواهد. مادر از گشتن خسته شد. دختر بالا و پایین میپرید و میگفت: «نمیخوام. باید روسری داشته باشم.»
✏️ ناخودآگاه خنده نشست روی لبهام. به نسلی فکر کردم که این شبها دارد قد میکشد و رشد میکند. به ارزشهایی فکر کردم که توی جانشان ریشه میزند. این روزها لازم نیست برای یاددادن به بچهها صغری و کبرا بچینیم. خودشان با تماشا همهچیز را یاد میگیرند. ما بعدها با خیال راحت ایرانمان را دست این نسل خواهیم داد.
📝 زهرا رشیدی
💻 @Keshvardust_ir