eitaa logo
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
3.6هزار دنبال‌کننده
33.2هزار عکس
26.8هزار ویدیو
26 فایل
🔆 هدف واضح و روشن است ✅ میخواهیم با جهاد تبیین امید را به جامعه تزریق و توطئه‌های دشمنان را خنثی کنیم ...                 @Keynoo ✅ گروه سیاسی عماریون(مختص بانوان) https://eitaa.com/joinchat/3092382450C2d7052bf99 تبادل و تبلیغ @NaebeMola313
مشاهده در ایتا
دانلود
🔺آیا عبور از جلیلی کلید خورده است؟! 🔹برخی اکانت های حامی دکتر جلیلی بطور بی سابقه ای در حال برجسته کردن آقای ثابتی و حتی سطح سازی برای وی در حوالی جایگاه ریاست جمهوری هستند؛ این میتواند به نا امیدی از رئیس جمهور شدن جلیلی و آماده ساختن افکار هواداران برای عبور از وی نیز تعبیر شود، اما اینکه ثابتی گزینه این طیف سیاسی بعد از جلیلی خواهد بود، به نظر نمیرسد چندان دقیق باشد؛ علاوه بر این، چسباندن نام یک فرد به جلیلی میتواند حجم انبوهی از آراء را برایش تضمین کند، لیکن هیچ وقت حائز اکثریت نخواهد شد، خصوصا آنکه بعد از انتخابات های اخیر با تفرقه ای که ایجاد کردند، ریزش آراء وحشتناکی هم پیش بینی میشود. 🔹قبلا هم در شبکه های اجتماعی عده ای از طرفداران جلیلی نام سید یاسر جبرائیلی را بعنوان رئیس جمهور آینده معرفی کرده بودند، که بنده با توجه به علاقه ای که به ایشان دارم، برادرانه توصیه کردم یک انقلابی بی طرف باقی بماند و بازی نمایش های پر شکوه مجازی را نخورد، چرا که واقعیت جامعه و حتی جبهه انقلاب نه آن چیزی است که در توئیتر و شبکه های اجتماعی دیده میشود. 🔹معتقدم تعریف انقلابی باید تغییر کند و به اصل خود برگردد؛ انقلاب ایران همه طیف های معتقد و پایبند به نظام با سلایق مختلف را در بر میگیرد؛ لذا موفقیت در انتخابات نیز نیازمند چنین دیدگاه همه شمولی است که ابتدا خواهان امنیت و آرامش در کشور، جلب رضایت عموم مردم بعنوان پشتوانه های اصلی نظام، و سپس تلاش برای جلب آراء آنها باشد. در پایان صراحتا تاکید میشود دکتر جلیلی و تیمش کار سختی در پیش دارند و بعید است حالا حالاها بتوانند انتخاباتی را ببرند! کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
این جریان مشکوک میخواد هر طوری شده مردم انقلابی رو به جون مسئولین انقلابی بندازه و در نهایت مقابل رهبری قرار بده تا دیروز جلیلی-جلیلی میکردند ولی حالا برنامه عوض شده و میخوان ثابتی رو علم و برای ریاست جمهوری بولد کنند
دشمن داره کاری میکنه که ما از انتخابِ اصولی و تخصصی فاصله بگیریم و به یک انتخابِ احساسی و دعوای درون جبهه‌ای روی بیاریم و بخاطر سلایق انتخاباتی یک فرد نالایق رو انتخاب و افراد اصلح رو کنار بزنیم
ثابتی تجریه و تخصص خاصی نداشت ولی بواسطه‌ی جنگ رسانه‌ای به نماینده مجلس تبدیل شده و حالا همان عوامل میخوان این‌ جناب بی‌تجربه و بدون‌تخصص رو مقابل نیروهای انقلابی کارآمد قرار بدن و کاری کنند که سری بعد هم‌ مثل این سری مردم انقلابی دچار دعوای درون جبهه‌ای بشن و در نهایت از نیروهای انقلابی قطع امید کنند و به یک تفکر غربگدا رای بدن...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
وَيا قُرَّةَ عَينِ مَنْ لاذَبِكَ وَانْقَطَعَ اِلَيكَ و ای نور ديده كسي كه پناه به تو آرد و از ديگران ببُرد. ‹ ابوحمزه ثمالی › کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌ 💐⃟ کاش می شد شبهای ماه رمضون مهمون کربلا بودیم... ‌ شب جمعه یادت نکنم میمیرم... کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔻فیلم تیراندازی در اصفهان قدیمی است پلیس اصفهان: 🔹فیلم منتشر شده در ساعات گذشته که با عنوان صداهای عجیب تیراندازی در ملک‌شهر اصفهان منتشر شده، قدیمی است. 🔹هیچ تیراندازی‌ در ملک‌شهر رخ نداده و ادعاها در این زمینه کذب است. کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
سحر ششم و شش گوشہ  و  شش  ماهِ ما عــجـب مـعرِکہ‌ای با عدد شِش داریم...♥️ السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
کانال خبری-تحلیلی نَحنُ عمار
#ماندلای_ایران قسمت صدوسی‌وهشت: در برابر اقدامات عراقی‌ها دسته‌بندی‌شان می‌کردم. ******************
قسمت صد و سی‌ونُه: در ده سال اسارتم من ندیدم که اعضای گروه چهارم یعنی شیرمردهای خمینی به گروه‌های دیگر بپیوندند ***************** گروه چهارم نه تسلیم می‌شدند و نه تغییر عقیده می‌دادند و این امر در بسیاری از موارد عراقی‌ها را هم تحت‌تاثیر قرار می‌داد. آن‌ها وقتی می‌دیدند یک بسیجی جوان حاظر است بمیرد،ولی از مواضع و اعتقادش کوتاه نیاید گیج می‌شدند،سردرگم می‌شدند،عصبی می‌شدند و دست به اعمال جنون‌آمیزی می‌زدند که همه ناشی از درماندگی وضعشان در مقابل گروه شیرمردهای خمینی بود. یک ماه بعد از اسکان،در اردوگاه چند اسیر تازه آوردند که یکی از آن‌ها تیر خورده بوو توی پایش. اسمش احسان و اهل کردستان بود. عراقی‌ها تیر را درآورده،اما سرسری پانسمانش کرده بودند. گمانم عفونت کرده بود. هرشب آه و ناله می‌کرد.از اینکه نمی‌توانستم کاری برایش انجام بدهم،عذاب می‌کشیدم. اوایل ورودمان به اردوگاه رمادی،با مرزوق آشنا شدم. مرزوق از بچه‌های بامعرفت خرمشهری بود. یک روز با نگرانی گفت که از عراقی‌ها شنیده که نظامیان این کشور خرمشهر را محاصره کرده‌اند. نگران زن و بچه‌اش شده بود. حق داشت. درکش می‌کردم و دلداری‌اش می‌دادم:(( حتما آن‌ها تا حالا فرار کرده‌اند.)) می‌گفت:(( زنش بیرون برو نیست.تا حالا نانوایی محل هم نرفته.بی‌دست و پاست.)) بی‌تابی می‌کرد. می‌گفت:(( اگر بفهمد که زن و بچه‌اش افتاده‌اند دست عراقی‌ها خودش را می‌کشد.)) چند روز بعد دیدم یک گوشه نشسته و گریه می‌کند. گفتم:(( چی‌شده مرزوق؟)) ((چیزی نیست.)) ((چیزی نیست یا ما را قابل نمی‌دانی؟)) ((خسته‌ام،از خودم،از زندگی،از اینجا،از همه.)) ((و از لطف‌اللّه.تعارف نکن.)) تایپیست : کوثربانو کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯
قسمت صد و چهل: (( و از لطف‌اللّه.تعارف نکن!)) ********************** زل زده بود به سقف آسایشگاه. آه کشید. رنگش سرخ شد. یکهو از جا بلند شد و با دو دست محکم کوبید روی سر و صورتش. به سختی دست‌هایش را گرفتم. شانه‌هایش را فشار دادم.مجبور شد بنشیند. گفتم:(( چه مرگت است مرزوق،خودمان کم بدبختی داریم.)) گریه کرد.سرش را گذاشت میان دو دستش و اشک ریخت. ((بگو چی‌شده،شاید بتوانم کمکت کنم برادر.)) ((هیچ‌کس نمی‌تواند هیچ‌کاری بکند.تمام شد.)) ((چی تمام شد؟ درست حرف بزن ببینم چی شده؟)) ((خرمشهر را گرفتند.زن و بچه‌ام لطف‌اللّه.خودم را می‌کشم.)) و دوباره مثل دیوانه‌ها کوبید به سر و صورتش. سر گذاشتم روی شانه‌اش و ساعت‌ها با هم گریه کردیم. بچه‌های آسایشگاه جمع شدند. پرسیدند که چه اتفاقی افتاده،گفتم:(( چیزی نیست برادرها.خصوصی است،به کارتان برسید.)) یکی از مشکلات عمده در آسایشگاه،مسئله خواب بود. نه جای کافی برای خواب وجود داشت و نه اجازه خواب راحت می‌دادند. بعضی وقت‌ها مهتابی‌ها را تا صبح روشن می‌گذاشتند. بعضی‌ها به نور حساس بودند و خوابشان نمی‌برد. نیمه‌های شب،جوری که عراقی‌ها متوجه نشوند،مهتابی‌ها را دست‌کاری می‌کردم تا بچه‌ها راحت‌تر بخوابند. به‌خاطر این کار هم به‌شدت تنبیه شدم. یک روز،بسیجی جوانی که روز اول اسارتش بود،وقتی دید بیشتر بچه‌ها روی شکم خوابیده‌اند،پرسید:(( برادرها مگر نمی‌دانیدکه کراهت دارد روی شکم خوابید.)) نگاهی به جای زخم کابل عراقی‌ها روی کمرش کردم و گفتم:(( آسایشگاه این‌طوری است،تو هم مجبور می‌شوی این‌طوری بخوابی.)) نفهمید چه می‌گویم. فردا گفت:(( برادران ببخشید! من زود قضاوت کردم.دیشب وقتی به پشت خوابیدم درد امانم را برید و مجبور شدم روی شکم بخوابم.)) خندیدم و گفتم:(( خیلی چیزهای دیگر هم هست که باید یاد بگیری.)) خواب دردسر بود،بیدارشدن هم دردسر. صبح‌ها رفتارشان زجرآور می‌شد. اول دستور می‌دادند پتوها را جمع کنیم. بعد دویست،سیصد بار (( بشین پاشو )) می‌دادند. بدترین شکنجه همین است. تایپیست : کوثربانو کانال خبری-تحلیلی نحن عمار ╭━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╮ @Keynoo ╰━═━⊰🍃🌸🍃⊱━═━╯