🥀🕊🌴🌹🌴🕊🥀
#خاطرات_شهدا
شهیدمدافع حرم علیرضانوری🕊🌹
همیشه توی ماشین و سجاده اش یه زیارت عاشورا داشت . دوران مجردی هر هفته در کنار قبور شهدا زیارت عاشورا می خواند، برای حاجت روایی چله زیارت عاشورا برمی داشت و هدیه می کرد به حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حاجت روا هم می شد.
بعد از نماز باید زیارت عاشورا می خوند، حتی اگه خسته بود حتی اگه حال نداشت و یا خوابش میومد، شده بود تند می خوند ولی می خوند.
تاکید داشت باید با صدای بلند توی خونه خونده بشه و علی اکبرمون رو توی بغلش می گذاشت و می گفت باید اخت پیدا کنه با دعا و زیارت و واقعا زندگی و مرگش مصداق این فراز زیارت عاشورا بود:
"اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ .."
تازه فهمیدم داستان سلام هاش به آقا امام حسین علیه السلام چی بود .
🥀🕊🌴🌹🌴🕊🥀
#خاطرات_شهدا
شهیدمدافع حرم علیرضانوری🕊🌹
همیشه توی ماشین و سجاده اش یه زیارت عاشورا داشت . دوران مجردی هر هفته در کنار قبور شهدا زیارت عاشورا می خواند، برای حاجت روایی چله زیارت عاشورا برمی داشت و هدیه می کرد به حضرت زهرا (سلام الله علیها) و حاجت روا هم می شد.
بعد از نماز باید زیارت عاشورا می خوند، حتی اگه خسته بود حتی اگه حال نداشت و یا خوابش میومد، شده بود تند می خوند ولی می خوند.
تاکید داشت باید با صدای بلند توی خونه خونده بشه و علی اکبرمون رو توی بغلش می گذاشت و می گفت باید اخت پیدا کنه با دعا و زیارت و واقعا زندگی و مرگش مصداق این فراز زیارت عاشورا بود:
"اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ .."
تازه فهمیدم داستان سلام هاش به آقا امام حسین علیه السلام چی بود .
🇮🇷 کجایند مردان بی ادعا
حکایتی از اسطوره معنوی دفاع مقدس
مهندس#شهید_مهدی_باکری
🔹حاج مهدی مدتی قبل از جنگ شهردار ارومیه بود.
روزی در شهر سیل آمد و ایشان فرمانده گروه های جهادی و مردمی برای کمک به همشهریانش شده بود.
🔹در این حین پیرزنی به مهدی مراجعه و می گویند:
جهیزیه دخترم که آن را به سختی و با کمک مردم تهیه کرده ایم در خانه است و الان آب وارد اتاق میشود، تو رو خدا کمکم کنید.
حاج مهدی خودش تا کمر داخل آب می شود و نهایتاً جهیزیه آن دختر نجات پیدا می کند.
🔹در این حین پیرزن به او می گوید:
درد و بلایت بخورد به سر شهردار بی غیرت ارومیه😄، او باید بیاید و غیرت و مردانگی را تو یاد بگیرد.
اینگونه بود که پیرزن ناخواسته و همزمان هم برای مهدی دعا و هم او را نفرین می کرد!
#خاطرات_شهدا
#تواضع #اخلاص
💎#خادمین_شهدا_استان_همدان👇
✳️@Khademin_Shohada_B_HMD