eitaa logo
🇮🇷 ناحیه امام حسین«ع» کرج
993 دنبال‌کننده
56.3هزار عکس
8.8هزار ویدیو
717 فایل
#انقلاب_ادامه_دارد #تمدن_نوین_اسلامی #جوان_مومن_انقلابی کانال اصلی @Basijnewsir_Karaj
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم ادامه تفسیر آیه ۳ سوره نساء از نکته‌ها البته باید توجه داشت: جواز تعدد زوجات ـ با این که در بعضى از موارد یک ضرورت اجتماعى است، و از احکام مسلّم اسلام محسوب مى شود 🟢اما تحصیل شرائط آن در امروز با گذشته تفاوت بسیار پیدا کرده است.👌👌 زیرا زندگى در سابق شکل ساده و بسیط داشت و لذا رعایت کامل مساوات بین زنان آسان بود و از عهده غالب افراد بر مى آمد، ولى در عصر و زمان ما باید 👈کسانى که مى خواهند از این قانون استفاده کنند، مراقب عدالت همه جانبه باشند، و اگر قدرت بر این کار دارند چنین اقدامى بنمایند. اساساً اقدام به این کار نباید از روى هوا و هوس باشد. جالب توجه این که: همان کسانى که با تعدد همسر مخالفند (مانند غربى ها) در طول تاریخ خود، به حوادثى برخورده اند که نیازشان را به این مسأله کاملاً آشکار ساخته است. مثلاً بعد از جنگ جهانى دوم احتیاج و نیاز شدیدى در ممالک جنگ زده، و مخصوصا کشور آلمان، به این موضوع احساس شد و جمعى از متفکران آنها را وادار ساخت که براى چاره جوئى و حل مشکل در مسأله ممنوعیت تعدد همسر، تجدید نظر کنند، و حتى برنامه تعدد زوجات اسلام را از دانشگاه الازهر خواستند و تحت مطالعه قرار دادند، ولى در برابر حملات سخت کلیسا مجبور به متوقف ساختن این برنامه شدند، و 🟣نتیجه آن، همان فحشاء وحشتناک و بى بند و بارى جنسى وسیعى بود که سراسر کشورهاى جنگ زده را فرا گرفت. از همه اینها گذشته، تمایل پاره اى از مردان را به تعدد همسر نمى توان انکار کرد، این تمایل اگر جنبه هوس داشته باشد، قابل ملاحظه نیست، اما: گاه مى شود بر اثر عقیم بودن زن، و علاقه شدید مرد به داشتن فرزند، این تمایل را منطقى مى کند. و یا گاهى،... لذا حتى در کشورهائى که تعدد همسر قانوناً ممنوع است، 🟡عملاً در بسیارى از موارد ارتباط با زنان متعدد رواج کامل دارد، و یک مرد در آن واحد با زنان متعددى ارتباط نامشروع دارد. مورخ مشهور فرانسوى گوستاولوبون قانون تعدد زوجات اسلام را که به صورت محدود و مشروط است، یکى از مزایاى این آئین مى شمارد و به هنگام مقایسه آن با روابط آزاد و نامشروع مردان، با چند زن، در اروپا چنین مى نویسد: در غرب هم با وجود این که آب و هوا و وضع طبیعت هیچکدام ایجاب چنین رسمى (تعدد زوجات) نمى کند، با این حال وحدت همسر چیزى است که ما آن را فقط در کتاب هاى قانون مى بینیم! و الاّ گمان نمى کنم🤔 بشود انکار کرد که در معاشرت واقعى ما اثرى از این رسم نیست! 👌👌 راستى من متحیرم و نمى دانم تعدد زوجات مشروع و محدود شرق، از تعدد زوجات سالوسانه غرب چه چیز کم دارد؟ بلکه من مى گویم که اولى از هر حیث از دومى بهتر و شایسته تر است. البته نمى توان انکار کرد، بعضى از مسلمان نماها بدون رعایت روح اسلامى این قانون، از آن سوء استفاده کرده و براى خود حرم سراهاى ننگینى بر پا نموده و به حقوق زنان و همسران خود تجاوز کرده اند. ولى این عیب از قانون نیست و اعمال آنها را نباید به حساب دستورهاى اسلام گذاشت، کدام قانون خوبى است که افراد سودجو از آن، بهره بردارى نامشروع نکرده اند؟ ادامه دارد... تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۳۱
بسم الله الرحمن الرحیم ادامه تفسیر آیه ۳ سوره نساء از نکته‌ها ۳ ـ آیا تعدد ازواج ممکن است؟ در اینجا بعضى سؤال مى کنند ممکن است شرائط و کیفیاتى که در بالا گفته شد، براى زن یا زنانى نیز پیش آید، آیا در این صورت مى توان اجازه داد که دو شوهر یا بیشتر براى خود انتخاب کنند؟🤔 جواب این سؤال چندان مشکل نیست. اولاً ـ (بر خلاف آنچه در میان عوام معروف است) میل جنسى در مردان به مراتب بیش از زنان است و از جمله ناراحتى هائى که در کتب علمى مربوط به مسائل جنسى درباره غالب زنان ذکر مى کنند، سرد مزاجى است، در حالى که در مردان، موضوع بر عکس است، و حتى در میان جانداران دیگر نیز همواره دیده مى شود که تظاهرات جنسى، معمولاً از جنس نر شروع مى شود. ثانیاً ـ تعدد همسر در مورد مردان هیچ گونه مشکل اجتماعى و حقوقى ایجاد نمى کند، در حالى که درباره زنان، اگر فرضاً دو همسر انتخاب کنند،🟥 مشکلات فراوانى به وجود خواهد آمد که ساده ترین آنها مسأله 👈مجهول بودن نسب فرزند است که معلوم نیست، مربوط به کدام یک از دو همسر مى باشد،👌👌 و مسلماً چنین فرزندى مورد حمایت هیچ یک از مردان قرار نخواهد گرفت. و حتى بعضى از دانشمندان معتقدند: فرزندى که پدر او مجهول باشد، کمتر مورد علاقه مادر قرار خواهد گرفت، و به این ترتیب چنین فرزندانى از نظر عاطفى در محرومیت مطلق قرار مى گیرند، و از نظر حقوقى نیز وضعشان کاملاً مبهم است. شاید نیاز به تذکر نداشته باشد که: توسل به وسائل پیشگیرى از انعقاد نطفه به وسیله قرص یا مانند آن، هیچ گاه اطمینان بخش نیست و نمى تواند، دلیل قاطعى بر نیاوردن فرزند بوده باشد; زیرا بسیارند زنانى که از این وسائل استفاده کرده و یا در طرز استفاده، گرفتار اشتباه شده و فرزند پیدا کرده اند. بنابراین، هیچ زنى نمى تواند به اعتماد آن، تن به تعدد همسر بدهد. 🟨روى این جهات، تعدد همسر براى زنان، نمى تواند منطقى بوده باشد، در حالى که در مورد مردان، با توجه به شرائط آن، هم منطقى است و هم عملى است. 🟦از همه اینها گذشته، سخن از 👈نظام اسلامى و 👈دستورات حضرت حق است، هنگامى که خداوند نظام خاصى را به وسیله رسولش براى انسان ها ارائه داده، اصول و فروع این نظام با یکدیگر هماهنگى خاص خود را دارند، و هرگز نمى توان بخشى از آن را جدا نموده، دستور دیگرى جاى آن گذاشت. روشن است، نظام و سیستمى که اجزاء آن به وسیله سیستم دیگرى پیوند زده شود، چرخش و رشد لازم را نخواهد داشت. بنابراین، یا مى بایست مجموعه نظام الهى را مطالعه کرد، آن گاه در مورد نقص و عدم کاستى اش سخن گفت، و یا ایراد و اشکال روى یکى از بخش ها، سخن درستى نخواهد بود. تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۳۳
بسم الله الرحمن الرحیم وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً ۚ فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَّرِيئًا و مهر زنان را (به طور کامل) بعنوان یک بدهى (یا هدیه،) به آنان بپردازید. (ولى) اگر آنها چیزى از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید. (نساء/4) 🟢مهر زنان را به طور کامل بپردازید به دنبال بحثى که در آیه گذشته درباره انتخاب همسر بود، در این آیه، اشاره به یکى از حقوق مسلّم👌 زنان مى کند، و تأکید مى نماید: مهر زنان را به طور کامل همانند یک عطیه (الهى) بپردازید (وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً). صَدُقاتِهِنَّ جمع صِداق به معنى مهر است. نِحْلَة در لغت به معنى بخشش و عطیه آمده است، راغب در کتاب مفردات مى گوید: به عقیده من، این کلمه از ریشه نَحْل (به معنى زنبور عسل) آمده است; زیرا بخشش و عطیه، شباهتى به کار زنبوران عسل در دادن عسل دارد. بنابراین، تفسیر آیه چنین خواهد شد: 🟣مهر را که یک عطیه الهى است و خدا به خاطر این که👈 زن حقوق بیشترى در اجتماع داشته باشد، و ضعف نسبى جسمى او از این راه جبران گردد به او عطا کرده به طور کامل ادا کنید . آن گاه، در ذیل آیه براى احترام 👌گذاردن به احساسات طرفین و محکم شدن👌 پیوندهاى قلبى و جلب عواطف👌 مى فرماید: اگر زنان با رضایت کامل خواستند مقدارى از مهر خود را ببخشند، آن را بخورید که براى شما حلال و گوارا است (فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ... تا در محیط زندگى زناشوئى تنها قانون و مقررات خشک حکومت نکند، بلکه به موازات آن عاطفه و محبت نیز حکم فرما باشد. ادامه دارد... تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۳۵
بسم الله الرحمن الرحیم ادامه تفسیر آیه ۴سوره نساء از نکته‌ها 🟥مهر یک پشتوانه اجتماعى براى زن در عصر جاهلیت نظر به این که براى زنان ارزشى قائل نبودند،😞 غالباً مهر را که حق مسلّم زن بود، در اختیار اولیاى آنها قرار مى دادند، و آن را ملک مسلّم آنها مى دانستند. گاهى نیز مهر یک زن را ازدواج زن دیگرى قرار مى دادند به این گونه که مثلا برادرى، خواهر خود را به ازدواج دیگرى در مى آورد که او هم در مقابل، خواهر خود را به ازدواج وى درآورد، و مهر این دو زن همین بود. 🟡اسلام بر این رسوم👈 ظالمانه خط بطلان کشیده، و مهر را به عنوان یک حق مسلّم به زن اختصاص داده، و در آیات قرآن کراراً مردان را به رعایت کامل این حق توصیه کرده است. در اسلام براى مهر، مقدار معینى تعیین نشده است، و بسته به توافق دو همسر است، اگر چه در روایات فراوانى تأکید👌👌 شده که مهر را سنگین قرار ندهند، ولى این یک حکم الزامى نیست، بلکه مستحب است. اکنون این سؤال پیش مى آید: 🟨مرد و زن هر دو از ازدواج و زناشوئى به طور یکسان بهره مى گیرند، و پیوند زناشوئى پیوندى است بر اساس منافع متقابل طرفین، با این حال، چه دلیلى دارد که مرد مبلغ کم یا زیادى به عنوان مهر به زن بپردازد؟🤔 وانگهى آیا این موضوع به شخصیت زن لطمه نمى زند، و شکل خرید و فروش به ازدواج نمى دهد؟👌👌 ادامه دارد... تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۳۶
بسم الله الرحمن الرحیم ادامه تفسیر آیه ۴سوره نساء از نکته‌ها روى همین جهات است که بعضى به شدت 😬با مسأله مهر مخالفت مى کنند، مخصوصاً معمول نبودن مهر، در میان غربى ها براى غرب زده ها👌 به این فکر دامن مى زند، در حالى که نه تنها حذف مهر، به شخصیت زن نمى افزاید، که وضع او را به مخاطره مى افکند. ⛔توضیح👈 این که: درست است مرد و زن هر دو از زندگى زناشوئى به طور یکسان سود مى برند، ولى نمى توان انکار کرد که در صورت جدائى زن و مرد زن متحمل خسارت بیشترى خواهد شد زیرا:👇 🟣اولاً ـ مرد طبق استعداد خاص بدنى، معمولاً در اجتماع نفوذ و تسلط 👌👌بیشترى دارد، و هر چند بعضى مى خواهند، به هنگام سخن گفتن این حقیقت روشن را انکار کنند، اما وضع زندگى اجتماعى بشر که با چشم مى بینیم حتى در جوامع اروپائى که زنان به اصطلاح از آزادى کامل برخوردارند، نشان مى دهد که ابتکار اعمال پر درآمد، بیشتر در دست مردان است. 🟡و ثانیاً، مردان براى انتخاب همسر مجدد، امکانات بیشترى دارند، ولى 👈زنان بیوه مخصوصا با گذشت قسمتى از عمر آنها، و از دست رفتن سرمایه جوانى و زیبائى، امکاناتشان براى انتخاب همسر جدید کمتر است. با توجه به این جهات، روشن مى شود: امکانات و سرمایه اى را که زن با ازدواج از دست مى دهد، بیش از امکاناتى است که مرد از دست مى دهد،🤔 و در حقیقت مهر چیزى است به عنوان جبران خسارت👌 براى زن، و وسیله اى براى تأمین زندگى آینده او. اضافه بر این، مسأله مهر معمولاً به شکل ترمزى👌👌👌 در برابر تمایلات مرد نسبت به جدائى و طلاق محسوب مى شود. ... از آنچه گفته شد نتیجه مى گیریم: مهر جنبه 👈جبران خسارت و👈 پشتوانه براى احترام به حقوق زن دارد،👌👌 نه قیمت و بها و شاید تعبیر به نِحْلَه به معنى عطیه در آیه اشاره به همین باشد. تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۳۷
بسم الله الرحمن الرحیم وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا اموالتان را، که خداوند وسیله قوام زندگى شما قرار داده، به دست سفیهان نسپارید. و از منافع آن، به آنها روزى دهید. و لباس بر آنان بپوشانید و با آنها سخن شایسته بگویید. (نساء/5) سفیه کیست؟ به دنبال بحثى که در آیات پیش درباره یتیمان گذشت، آیات فوق آن را تکمیل مى کند. 1️⃣نخست مى فرماید: اموال و ثروت هاى خود را به دست افراد سفیه نسپارید (وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ) و بگذارید در مسائل اقتصادى رشد👌👌 پیدا کنند تا اموال شما در معرض مخاطره و تلف قرار نگیرد. ... منظور از سفاهت در آیه فوق، عدم رشد کافى در خصوص امور مالى 👌است، به طورى که شخص نتواند سرپرستى اموال خود را بر عهده گیرد، و در مبادلات مالى منافع خود را تأمین نماید، و به اصطلاح، کلاه سرش برود، شاهد این سخن در آیه دوم است، که مى گوید: فَاِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا اِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ: اگر آنها را رشید یافتید اموالشان را به دستشان بسپارید . بنابراین، آیه فوق با این که درباره یتیمان بحث مى کند، یک 🟨👈حکم کلى و عمومى براى" همه" موارد در بر دارد، که انسان نباید👌 در هیچ حال ⛔و در هیچ مورد،❌ اموالى که تحت سرپرستى او است و یا زندگى او به نوعى به آن بستگى دارد به دست افراد کم عقل و غیر رشید بسپارد، و در این موضوع فرقى در میان اموال شخصى و اموال عمومى (اموال حکومت اسلامى) نیست. گواه بر این موضوع علاوه بر وسعت مفهوم آیه، و مخصوصاً کلمه سفیه روایاتى است که از پیشوایان اسلام در این زمینه نقل شده است. مثلاً: در روایتى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: شخصى به نام ابراهیم بن عبد الحمید مى گوید: از امام(علیه السلام) تفسیر آیه وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمْ را پرسیدم فرمود: 🟡👈شراب خواران سفیهند و نباید اموالتان را به آنها بسپارید ! در روایت دیگرى نیز از انتخاب شارب الخمر به عنوان امین امور مالى نهى شده است، خلاصه، شرابخوار در روایات کراراً به سفاهت توصیف شده. این تعبیر شاید به خاطر آن باشد که شخص شرابخوار، هم👈 سرمایه مادى خود را از دست مى دهد، و هم 👈سرمایه معنوى را، چه سفاهتى از این بالاتر که انسان پول بدهد، عقل و هوش خود را نیز بدهد و دیوانگى خریدارى کند؟ قواى مختلف بدنى را نیز بر سر این کار بگذارد و زیان هاى اجتماعى فراوانى به بار آورد؟! تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۴۰
بسم الله الرحمن الرحیم ادامه تفسیر آیه ۵سوره نساء در روایت دیگرى🟡 تمام افرادى که به جهتى از جهات قابل اعتماد👌👌 نیستند سفیه نامیده شده اند، و از سپردن اموال (شخصى و عمومى) به آنها نهى شده است: یونس بن یعقوب مى گوید: از امام جعفر صادق(علیه السلام) تفسیر آیه وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمْ را پرسیدم، فرمود: مَنْ لا تَثِقُ بِهِ: سفیه کسى است که مورد اعتماد نباشد. از این روایات برمى آید که سفیه معنى وسیعى دارد و از سپردن اموال عمومى و خصوصى به آنها نهى شده است، منتها این نهى در بعضى از موارد به عنوان تحریم است و در پاره اى از موارد که درجه سفاهت شدید نیست، به معنى کراهت است. در اینجا یک سؤال پیش مى آید و آن این که: اگر آیه در مورد اموال یتیمان است، چرا أَمْوالَکُمْ: ثروت هاى شما گفته شده، نه أَمْوالَهُمْ: ثروت هاى آنها ؟ ممکن است 🤔نکته این تعبیر بیان این مسأله مهم اجتماعى و اقتصادى باشد، که اسلام👈 همه افراد جامعه را یکى مى داند، 👌👌به طوریکه مصلحت و منفعت یک فرد نمى تواند از منافع دیگر آن جدا باشد.👏👏 همچنین زیان یک فرد عین زیان یک جامعه است.👌👌 بنابراین، به خاطر همین موضوع به جاى ضمیر غائب ، ضمیر مخاطب قرار داده شده، یعنى این اموال در حقیقت فقط متعلق به ایتام نیست، بلکه به شما هم مربوط است، و اگر زیانى به آن متوجه شود به طور غیر مستقیم متوجه شما شده است، لذا در نگهدارى آن باید مراقبت کامل داشته باشید. درباره این تعبیر، تفسیر دیگرى نیز هست و آن این که: مقصود از أَمْوالَکُمْ اموال خود سرپرستان است نه اموال یتیمان، یعنى اگر شما مى خواهید به افراد یتیم که هنوز رشد کافى نیافته اند کمک کنید، لازم نیست تحت تأثیر عواطف حساب نشده، اموالى به دست آنها بسپارید و آنها را به کارهایى بگمارید که از آنها ساخته نیست، بلکه به جاى این کار غیر عاقلانه، بهتر است غذا، لباس و مسکن آنها را تأمین کنید، تا بالغ و رشید شوند. در واقع این یک👈 درس بزرگ اجتماعى👌👌 است که قرآن به ما مى دهد که افراد قاصر و ناتوان را به خاطر کمک به شخص آنها به کارهائى که قدرت انجام آن را ندارند نگماریم; زیرا اگر این کار منفعت جزئى براى آنها داشته باشد ممکن است زیان هاى کلى براى اجتماع به بار آورد. بلکه باید از طریق کمک هاى بلاعوض و کارهاى سبک و کوچک آنها را اداره کرد. از اینجا روشن مى شود این که:🟡 بعضى از کوته فکران افراد ضعیف و ناتوان را به پست هاى تبلیغى و مذهبى براى کمک و ارفاق به آنها انتخاب مى کنند، یکى از زیان بارترین و نابخردانه ترین کارهاست.👌👌👌 ادامه دارد... تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۴۱
بسم الله الرحمن الرحیم ادامه تفسیر آیه ۵ سوره نساء در جمله بعد، قرآن تعبیر جالبى👌👌 درباره اموال و ثروت ها کرده، مى فرماید: این سرمایه هاى شما که قوام زندگانى و اجتماع شما به آن است و بدون آن نمى توانید کمر راست کنید به دست سفیهان 🤡و اسراف کاران نسپارید (الَّتی جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ قِیاماً). از این تعبیر به خوبى👈 اهمیتى را که اسلام براى مسائل مالى و اقتصادى 💰قائل است روشن مى شود، و به عکس آنچه در انجیل کنونى مى خوانیم که: شخص پولدار هرگز وارد ملکوت آسمان ها نمى شود🤔 اسلام مى گوید: 🟢ملتى که فقیر باشد هرگز نمى تواند کمر راست کند و عجب این است که: آنها با آن تعلیمات غلط به کجا رسیده اند، و ما با این تعلیمات عالى در چه مرحله اى سیر مى کنیم؟👌👌👌 در حقیقت آنها از آن خرافات فاصله گرفته اند و به جائى رسیده اند و ما هم از این تعلیمات عالى دور مانده ایم و چنین سرگردان شده ایم! در پایان آیه دو دستور مهم درباره یتیمان مى دهد: نخست این که: خوراک و پوشاک آنها را از طریق اموالشان تأمین کنید (وَ ارْزُقُوهُمْ فیها وَ اکْسُوهُمْ). تا با آبرومندى بزرگ شوند و به حد بلوغ برسند. جالب این که در این آیه تعبیر به فِیْها (در اموالشان) شده است، نه مِنْها (از اموالشان)، مفهوم این تعبیر این است که: زندگى یتیمان را از درآمد اموال و سرمایه هاى آنها تأمین نمائید; زیرا اگر گفته بود زندگى آنها را از سرمایه هایشان تأمین کنید ، مفهومش این بود که: از اصل سرمایه تدریجاً برداشته شود، و طبعاً هنگامى که به بلوغ مى رسیدند، شاید قسمت مهم سرمایه خود را از دست داده بودند، ولى قرآن با عوض کردن تعبیر، به سرپرستان توصیه کرده کوشش کنند براى اموال یتیمان، منافع و درآمدى حد اقل به اندازه نیازمندى هاى آنها درست کنند، تا سرمایه اصلى آنها حفظ گردد. دیگر این که آیه مى گوید: با یتیمان به طور شایسته سخن گوئید (وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً). یعنى با عبارات و سخنان دلنشین و شایسته، هم کمبود روانى آنها را برطرف سازید و هم به رشد عقلى آنها کمک کنید، تا به موقع بلوغ از رشد عقلى کافى برخوردار باشند، و به این ترتیب، برنامه سازندگى شخصیت آنها نیز جزء وظائف سرپرستان خواهد بود. تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۴۳
بسم الله الرحمن الرحیم وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَن يَكْبَرُوا ۚ وَمَن كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ ۖ وَمَن كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا و یتیمان را چون به حدّ بلوغ برسند، بیازمایید. اگر در آنها رشد (کافى) یافتید، اموالشان را به آنها بدهید. و پیش از آن که بزرگ شوند، اموالشان را عجولانه و از روى اسراف نخورید هر کس که بى نیاز است، (از برداشت حق الزحمه) خوددارى کند. و آن کس که نیازمند است، به طور شایسته (و مطابق زحمتى که مى کشد،) از آن مصرف کند. و هنگامى که اموالشان را به آنها باز مى گردانید، بر آنها شاهد بگیرید. (اگر چه) خداوند براى محاسبه کافى است. (نساء/6) پس از آن در آیه بعد، دستور دیگرى درباره یتیمان و سرنوشت اموال آنها داده، مى فرماید: یتیمان را بیازمائید 🧮تا هنگامى که به حد بلوغ برسند (وَ ابْتَلُوا الْیَتامى حَتّى إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ). اگر در این موقع در آنها رشد 👌کافى براى اداره اموال خود یافتید، ثروت💰 آنها را به آنها بازگردانید (فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ). سپس بار دیگر به سرپرستان تأکید مى کند: به هیچ عنوانى❌ اموال یتیمان را حیف و میل نکنید، و پیش از آن که بزرگ شوند سرمایه آنها را از بین نبرید (وَ لا تَأْکُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ یَکْبَرُوا). و دیگر این که: سرپرستان ایتام اگر متمکن و ثروتمندند نباید❌ به هیچ عنوانى از اموال ایتام استفاده کنند و اگر فقیر و نادار باشند، تنها مى توانند (در برابر زحماتى که به خاطر حفظ اموال یتیم متحمل مى شوند) با رعایت عدالت و انصاف، حق الزحمه خود را از اموال آنها بردارند، لذا مى فرماید: هر کس که بى نیاز است از برداشت حق الزحمه خوددارى کند و آن کس که نیازمند است به طور شایسته از آن بخورد (وَ مَنْ کانَ غَنِیّاً فَلْیَسْتَعْفِفْ ... در این زمینه، روایاتى نیز وارد شده و مضمون آیه را چنان که گفته شد، توضیح داده است، از جمله در روایتى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: منظور کسى است که سرپرستى مال یتیم، او را از رسیدگى به زندگى خویش باز داشته، در این صورت مى تواند به اندازه مناسب و شایسته از مال یتیم استفاده کند، و این در صورتى است که به صلاح یتیم باشد، اما اگر ثروت یتیم کم باشد (و طبعاً سرپرستى آن، نیز وقت زیادى را اشغال نمى کند) در این صورت چیزى از مال یتیم برندارد. آن گاه به آخرین حکم درباره اولیاء ایتام، اشاره کرده، مى فرماید: هنگامى که مى خواهید اموال آنها را به دست آنها بسپارید گواه بگیرید (فَإِذا دَفَعْتُمْ ...) تا جاى اتهام و نزاع و گفتگو باقى نماند. و در پایان آیه توجه مى دهد: بدانید که حساب کننده واقعى خدا است و مهم تر از هر چیز این است که حساب شما نزد او روشن باشد، او است که اگر خیانتى از شما سرزند و بر گواهان مخفى ماند به حساب آن رسیدگى خواهد کرد،👌👌 مى فرماید: خداوند براى محاسبه کافى است (وَ کَفى بِاللّهِ حَسیباً. تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۴۵
بسم الله الرحمن الرحیم تفسیر آیه ۵ و ۶ سوره نساء از نکته ها ۱ ـ از تعبیر به حتّى استفاده مى شود که 🟡باید آزمایش یتیمان، پیش از رسیدن به حد بلوغ و به صورت مکرر و مستمر👌 انجام شود، تا هنگامى که در آستانه بلوغ قرار گرفتند، وضع آنها کاملاً از نظر رشد عقلى براى اداره امور مالى خود روشن گردد.تعبیر به اِذا بَلَغُوا النِّکاحَ اشاره به این است که: آنها به سر حدى برسند که قدرت بر ازدواج 👌داشته باشند، و روشن است کسى که قدرت بر ازدواج دارد، قدرت بر تشکیل خانواده خواهد داشت، و چنان کسى بدون سرمایه💰 نمى تواند به اهداف خود برسد. تعبیر به آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً اشاره به این است که رشد آنها کاملاً مسلّم شود; زیرا آنَسْتُمْ از ماده ایناس به معنى مشاهده و رؤیت مى باشد، و این ماده از ماده انسان که یکى از معانى آن مردمک چشم است گرفته شده (در حقیقت ما هنگام رؤیت و مشاهده از انسان ، یعنى مردمک چشم خود مدد مى گیریم و به همین جهت از مشاهده کردن به ایناس تعبیر شده است). ضمناً چنین استفاده مى شود:🟥 منظور از آزمایش، پرورش تدریجى یتیمان است، یعنى نگذارید ❌ آنها به حد بلوغ برسند، و سپس اقدام به سپردن اموالشان به آنها بکنید، بلکه آنها را قبل از بلوغ با برنامه هاى عملى، براى زندگى مستقل آماده کنید. و اما این که: چگونه باید یتیمان آزمایش شوند، 🟨راه آن این است که مقدارى مال در اختیار آنها گذارده شود، تا به خرید و فروش و تجارت بپردازند، اما اعمال آنها با نظارت ولىّ به طورى که استقلال عمل را از آنها سلب نکند، انجام شود. هنگامى که معلوم شد از عهده این کار برمى آیند و در معامله گول نمى خورند، باید اموالشان را به دستشان سپرد، و گر نه با تربیت و پرورش هاى مستمر باید آنها را چنان آماده کرد که بتوانند در آینده، زمام زندگى خود را به دست گیرند. ۲ ـبنابراین، 👈آغاز زندگى زناشوئى با آغاز زندگى اقتصادى👌 مستقل همراه است، و به عبارت دیگر، ثروت آنها موقعى به دست شان داده مى شود که هم به بلوغ جسمى برسند و نیاز آنها به مال شدید شود، و هم بلوغ فکرى پیدا کنند و توانائى براى حفظ مال داشته باشند. تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۴۶
بسم الله الرحمن الرحیم لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِّمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ ۚ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا براى مردان، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، برجاى مى گذارند، سهمى است. و براى زنان نیز، از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جاى مى گذارند، سهمى. خواه آن چیز، کم باشد یا زیاد. این سهمى است تعیین شده و پرداختنى. (نساء/7) شأن نزول: در عصر جاهلیت عرب، رسم چنین بود که تنها مردان را وارث مى شناختند🤔 و معتقد بودند: آن کس که قدرت حمل سلاح و جنگ و دفاع از حریم زندگى و احیاناً غارتگرى ندارد، ارث به او نمى رسد. به همین دلیل، زنان و کودکان را از ارث محروم مى ساختند، 😞و ثروت میت را در میان مردان دورتر قسمت مى کردند. تا این که یکى از انصار به نام اوس بن ثابت از دنیا رفت، دختران و پسران خردسالى را بر جاى گذارد، عموزاده هاى او به نام خالد و عرفطه اموال او را میان خود تقسیم کردند، و به همسر و فرزندان خردسال او چیزى ندادند.😥 همسر او به پیامبر(صلى الله علیه وآله) شکایت کرد، و تا آن زمان حکمى در زمینه ارث بستگان در اسلام نازل نشده بود، آیه فوق نازل شد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) آن دو نفر را خواست و به آنها دستور داد: در اموال مزبور، هیچ گونه دخالت نکنند و آن را براى بازماندگان درجه اول، یعنى فرزندان و همچنین همسر او بگذارند، تا طرز تقسیم آن در میان آنها در پرتو آیات بعد روشن گردد.👌👌 ادامه دارد... تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۴۸
بسم الله الرحمن الرحیم وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُو الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُم مِّنْهُ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا و اگر به هنگام تقسیم (ارث)، خویشاوندان (و طبقه اى که ارث نمى برند) و یتیمان و مستمندان، حضور داشته باشند، چیزى از آن اموال را به آنها بدهید. و با آنان بطور شایسته سخن بگویید. (نساء/8) تفسیر: یک حکم اخلاقى این آیه مسلماً بعد از قانون تقسیم ارث نازل شده; زیرا مى فرماید: هر گاه در مجلس تقسیم ارث، خویشاوندان، یتیمان و مستمندان حاضر شدند، چیزى از آن به آنها بدهید (وَ إِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ ... بنابراین، محتواى آیه یک حکم اخلاقى👌👌 و استحبابى درباره طبقاتى است که با وجود طبقات نزدیک تر، از ارث بردن محرومند. آیه مى گوید: اگر در مجلس تقسیم ارث، جمعى از خویشاوندان درجه دو یا سه و همچنین بعضى از یتیمان و مستمندان حضور داشته باشند، چیزى از مال به آنها بدهید،🤔👌 و به این ترتیب جلو تحریک حس حسادت و کینه توزى آنها را ـ که ممکن است بر اثر محروم بودن از ارث، شعلهور گردد ـ بگیرید و پیوند خویشاوندى انسانى خود را به این وسیله محکم کنید. گرچه کلمه یَتامى و مساکین به طور مطلق ذکر شده، ولى ظاهراً منظور از آن ایتام و نیازمندان فامیل است; زیرا طبق قانون ارث، با بودن طبقات نزدیک تر، طبقات دورتر، از ارث بردن محرومند. بنابراین، اگر آنها در چنان جلسه اى حاضر باشند، سزاوار است هدیه🎁 مناسبى (که تعیین مقدار آن فقط بستگى به اراده وارثان دارد و از مال وارثان کبیر خواهد بود) به آنها داده شود. 🟥جمعى از مفسران احتمال داده اند: منظور از ایتام و مساکین در آیه هر گونه یتیم و نیازمندى است، خواه از خویشاوندان میت باشد، یا غیر آنها، ولى این احتمال بعید به نظر مى رسد; زیرا افراد بیگانه معمولاً راهى در این جلسات فامیلى ندارند. بعضى از مفسران نیز معتقدند: آیه، یک حکم وجوبى را بیان مى کند، نه استحبابى، ولى آن نیز بعید🤔 است; زیرا اگر آنها حق واجبى داشتند، لازم بود👈 مقدار و حدود آن تعیین گردد، در حالى که به اختیار وارثان حقیقى واگذار شده است. در پایان آیه دستور مى دهد: با این دسته از محرومان، با زبان خوب و طرز شایسته 😌😌صحبت کنید (وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً). یعنى علاوه بر جنبه کمک مادى از سرمایه هاى اخلاقى خود نیز براى جلب محبت آنها استفاده کنید، تا هیچگونه ناراحتى در دل آنها باقى نماند، و این دستور نشانه دیگرى بر استحبابى بودن حکم فوق است. از آنچه گفتیم، این مطلب نیز روشن شد که هیچ دلیلى ندارد بگوئیم: حکم آیه فوق به وسیله آیاتى که سهام ارث را تعیین مى کند، نسخ شده است; زیرا هیچ گونه تضادى میان آن آیات و این آیه نیست. تفسیر نمونه جلد سوم صفحه ۳۵۱