با منی که هنوز رو تیتراژ سریالای چند سال پیش قفلی میزنم از خیانت و فراموشی حرف نزنین😂.
لحظهی قشنگِ دیدنِ یکی از اولین رفیقای مجازی بعد از یک سال و نیم :>>>
تمام مدتی که توی حرم بودم داشتم فکرمیکردم چقدر خوب میشد اگه توام بودی و میتونستم بعد اینهمه وقت ببینمت ؛
وقتی یه دفعه دیدم پیام دادی دیگه نفهمیدم چطوری خودمو رسوندم بهت و پیدات کردم و افتخار دیدن خودمو بهت دادم😂😭📿
خیلی خوشحال کننده بود ، و از الان میشینم به انتظار تا دفعهی بعدی و دیدار دوبارهت :)♥️
- 1400.10.30
- Zhara | Narges🧃
داشتم فکر میکردم فلسفهی خرید کردن چی میتونه باشه
از این مغازه به اون مغازه رفتن و کل بازار و پاساژ رو متر کردن و آخرشم دوتا لباس خریدن چی داره که میتونه مامانمو انقدر خوشحال و ذوق زده کنه؟ =]
ولی احتمالا من همسر نمونه ای خواهم شد
نه از بازارگردی خوشم میاد نه به گل و گیاه و طلا علاقه دارم نه پول زیادی خرج میکنم
تنها چیزی که میخرم کتابه.
- توی خوشحالترین و پرانرژیترین حالت ممکنم که باشم ،
بازم یه حرف یا رفتار تو میتونه منو بههم بریزه ..