داریم نزدیک شب قدر میشیم درحالیکه من هنوز به شروعِ ماه رمضون عادت نکردم.
- بعضی از استدلالهای کتاب فلسفهمون یه جوریه که با خودم میگم این فیلسوف موقع گفتنش قطعا یه چیزی مصرف کرده :))
کاش دستم میرسید اونایی که اذیتت میکنن رو یه فصل محکم کتک میزدم که دیگه جرئت نکنن اشکتو و دربیارن :]
* اونجا که با استرس و تپش قلب از خواب میپری و فکر میکنی مدرسهت دیر شده ، یهو یادت میاد پنجشنبهست :>>>
قیمت اینترنتا به قدری گرونه که
اگه اسنپ بگیرم برم دم خونهی طرف و حرفامو بهش بگم، بهصرفه تر از چت کردن باهاشه/=
تو ، همونی که تاحالا ندیدمش ولی دلم برایدستاش تنگ میشه
تو ، همونی که از ذوقِدیدنِنوتیفِپیامش اینترنتمو روشن میکنم
تو ، همونی که تاحالا کنارشنبودم ولی کنارمحسشکردم
تو ، همونی که میتونه با حرفاش لبخند بیاره روی لبم
تو ، همونی که وقتی بهش فکر میکنم خوشحال میشم
تو ، همونی که جلوش نمیتونم نقش بازی کنم
تو ، همونی که اگه یه روز ببینمش محکم بغلش میکنم
تو همونی که خیلی خیلی دوسِش دارم :))🦕💙
@vadi_01
- یه وقتایی انقدر عصبی میشم که
باید یه برگه رو پیشونیم بچسبونم روش بنویسم : خطرِ پاچه گرفتن ، لطفا نزدیک نشوید .