- خسته بود .
از اینکه میدانست باید با وجود بغض، دوباره بخندد و تظاهر به بیخیالی کند خسته بود.
از جنگِ همیشگی اشکها پشت پلکهایش خسته بود.
از اینکه آدمها به حسبِ لبخندِ مصنوعیاش، او را خوشحال میدیدند خسته بود !'..
* ولی بهنظرم نوشتنِ افکار روی کاغذ همراه با موسیقیِ بیکلام میتونه یه معجزهی قشنگ ایجاد کنه(:
- یکی از نشانههای فرهنگ داشتن اینه که
ناراحتیت از دست بقیه رو ، سرِ یکی که روحشم از ماجرا خبر نداره خالی نکنی .
علیرضاطلیسچیزخماى من.mp3
زمان:
حجم:
2.8M
* چهجوری یه ریتم و چندتا جمله میتونه این حجم از خاطره رو تو خودش داشته باشه؟(:
- یک عدد خوددرگیر -
عمیقا دلم میخواد مثل اون روزای چندسال پیش ، دست همو بگیریم و قدم بزنیم و با صدای بلند این آهنگو بخونیم و به هیچی توجه نکنیم غیر از ریتمِ صداهامون ..
- بهت نمیگم ازت ناراحتم چون توجیه میکنی
چون برات اهمیت نداره
چون سرسری ازش رد میشی
چون تهش طوری رفتار میکنی که حس میکنم مقصر خودمم ؛
لطفا اینارو بفهم و دیگه ازم نخواه حرفی بزنم !
زینبِ عزیزم ، طرفدار ِ پروپاقرص ِ آقای طلیسچی ، ملقب به نارنگیِ خوشمزه و خوشعطر ، دخترکِ مهربون و تودل برو ، اردیبهشتماهیای که مث خودم ماه تولدش خاصه😌 ؛
به دنیا اومدنت کلیییی مبارکمون باشه :)😻.
@mne_divooneh
خطاب به نویسندههای عزیزِ کتابهای درسی :
- حالا درسته کلی چرت و پرت نوشتید و ما مجبوریم بخاطر نمره گرفتن بخونیمشون و هیچ کاربردی تو زندگی ندارن ، ولی حداقل نمیشد بهجای کنارهم قطار کردنِ کلمات و جملههای قلمبه سلمبه یه متن ساده و روون مینوشتید؟ خداوکیلی نمیشد ؟