نماز که تموم شد، به اولین جایی که میشد نشست پناه بردیم، پیرمرد کناری سرشو انداخته بود پایین، صورت چروکیدهش حالا مهمان اشک بود، اشکی که فریاد نبود، آروم آروم میچکید.
پشتش نمیلرزید، انگار به اندازهی تمام عمرش تو گوشش خونده بودن مرد که گریه نمیکنه، سرش پایین بود و آروم آروم اشک میریخت، هر چند دقیقه سرش رو بالا میگرفت و دوباره همین وضع...
تلمیح، یادم نیست در کلاس چندم بود که یاد گرفتیم تلمیح یعنی چه، اگر شاعری نویسندهای چیزی در متنش، شعرش یا اثرش با اشارهای به یک آیه، روایت، شعر دیگر یا هرچیزی که از جای دیگری وام گرفته شده باشد اثرش را تکمیل کند میگویند از تلمیح استفاده کرده، باعث میشود ذهن شما وسط پیوستگی اثرش پرت شود جایی دیگر، جایی آشنا که اینجا نیست اما به اینجا بیربط هم نیست. این پرش ذهن عجیب است لامذهب، گاهی به خاطرهای خوش گاهی به خاطرهای تلخ، گاهی به خنده و گاهی گریه.
«اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» صدای گریهی جمعیت بلند شد، این برای من یک تلمیح بود، ناخودآگاه صدای او در ذهنم پخش شد، نه فقط من که در ذهن تمام جمعیت همین پخش شد که روزی در همین شهر صدای او آمیخته با اشک و بغض بر سر تابوت سرباز و رفیقش پخش شد که خدایا ما جز خوبی از او ندیدیم. من مطمئنم که تمام این جمعیت میان این پیوستگی پرت شدن به آن سال کذایی و یاد آن روزها و صبح جمعهای افتادند که با این خبر دهشتناک روبهرو شدند.
این اشکها، اشکِ یک غم نبود، اشک غمهایی بود که ما بعد از آن چشیدیم و هرکدام چند تار موی سپید و چند چین به صورتمان اضافه کرد.
خدایا، ما جز خوبی از این بندهی تو ندیدیم...
جان هرکی دوست دارید تلاش نکنید به پیکرها برسید، برای خودتون حقالناس درست نکنید، کسی رو هم اذیت نکنید.
یهو دیدی روز آخرت تو کارنامهت قتل نوشتن، چرا؟ چون با تلاش بیهودهت یکی رو به کشتن دادی.
از آخرت بترس و این کار زشت رو انجام نده.
برادران مسئول.
نجات در راستگوییست، با گول زدن نمیشه مردم رو مدیریت کرد فقط مردم رو عصبی و بیاعتماد میکنید با این کار.
اگه از اول درست به مردم توضیح میدادید خودشون درست مدیریت میکردن.
شما برعکس رهبر شهید و فعلی به مردم اعتماد ندارید و دچار خطای محاسباتی میشید.
مردم به مراتب بهتر از شما بلدن مدیریت کنن، مردم برعکس بعضی مسئولین سر رهبرشون غیرت دارن و غیرتی عمل میکنن.
کاش با مردم درست تا کنید.
Komiter
برادران مسئول. نجات در راستگوییست، با گول زدن نمیشه مردم رو مدیریت کرد فقط مردم رو عصبی و بیاعتماد
بچه ها بعدا توضیح میدم چی شده به اونایی که در جریان نیستن الان فقط تخلیهی خشم.
دلزده نشید، تا بوده همین بوده، به قول استاد رحیمپورازغدی، مسئولین تلاش میکنن جمهوری اسلامی رو براندازی کنن مردم نمیذارن.
بازم نذاریم.
ناامید و خسته نشیم و تو خیابون بمونیم.
پیکرها در میدان آزادیه، گویا اعلام کردن نگه میدارن تا مردم به پیکرها برسن و فعلا از اونجا جای دیگری نمیرن.