دوستان من تو این مدت، از فرط بیخوابی همه پای چشماشون سیاه شده، همسرم چند روزه پای گوشیه و مشغوله، دوستان همسرم شدیدا درگیرن.
همه سخت مشغولیم و همهی اینا در کنار اینه که این بندگان خدا هنوز گریه نکردن!
پریشب دوست خوبم نشسته کنارم میگه دیگه نمیتونم این حجم بغض رو نگه دارم.
یکی از دوستانمون وسط بازبینی یکی از کارها وسط دفتر یهو بلند بلند گریه کرد. یکی دیگه وسط خیابون و ...
اینا رو بذارید کنار عرقسوز شدنها، سیاه شدنها، کثیفی لباسها، کثیفی خودمون، بد خوابیدن، بد غذا خوردن و ...
ولی همهی اینا، با تمام این خفن بودنشون، اون سرعتی که مد نظر مسئولینه رو ندارن!
چرا؟
بخش زیادی از دلیلش به خود مسئولین برمیگرده.
هنرمند واقعی قر و فر نداره، رسانهی خاصی هم نداره که صداش به جایی برسه، پس میشه حقش رو خورد.
حداقل این دوستان من که تو مصلی بودن، نه جای خواب راحت داشتن، نه درست بهشون غذا میدادن، نه اینترنت درست درمون داشتن، نه هیچکدوم از نیازهای اولیهی یک انسان برای کار.
وقتی شما هوای نیرو رو نداشته باشی، به مرور نیروت هرز میره و انرژیش از بین میره.
از همهی اینا بدتر هم سبک پرداخت پوله، اگر نمیدونید بدونید که ما در کارنامهی مالی خودمون طلبهایی داریم که مثلا یک سال از موعدش گذشته و هنوز وصول نشده، و تقریبا تمام کسانی که باهاشون سر و کار داریم مذهبیان و وضع اینه.
پول ندارن؟ عموما چرا دارن اما پول رو خرج کسای دیگه میکنن.
پس خیلی طبیعیه که با تمام اینها انتظار سریع بودن از یک هنرمند واقعی نباید داشت، تازه در کنار اینها اینو هم در نظر بگیرید که اثر خوب و باکیفیت معمولا در سرعت به دست نمیآد.
حالا دارم سعی میکنم تمام اینهارو جمع کنم.
سعی کردم از ضرورت کار رسانه براتون بگم، از آفتی که به جون رسانه افتاده(اکثر بلاگرها)، از اینکه همه رو با یه چوب نزنید، از سختیهای بچههای رسانه بدونید و حتی بدونید چرا اتفاق بلاگرها در این مراسم رخ داد.
این که این اتفاق بلاگرها در این مراسم افتاد یک ور خوب داره که مسئولین دارن سعی میکنن راههای جدید رو امتحان کنن، امیدوارم این در حرکت بودنشون منجر به تصمیمات بهتر در آینده بشه.
امیدوارم این نوشتهها براتون مفید بوده باشه و قدر اون چند دقیقه فیلمهایی که میبینید، اون یک عکسی که یه لحظه میبینید، اون صداهایی که میشنوید، اون متنهایی که میخونید رو بیشتر از قبل بدونید و بدونید که پشتش زحمتهای زیادی خوابیده.
آقای پزشکیان، فرض کن آقای جلیلی و تیمش و پایداریچیها دارن به ایران حمله میکنن و آمریکا نیست.
یه فحش بهشون بده ما بدونیم رگ غیرتت هنوز سر جاشه.
با من از استرس حرف نزن، من تو اربعین چند ساعت کولهمو رو سقف میبندن و ککم نمیگزه.
Komiter
با من از استرس حرف نزن، من تو اربعین چند ساعت کولهمو رو سقف میبندن و ککم نمیگزه.
البته زر میزنم، مثل سگ استرس میگیرم که نکنه الان کولهم پرت شه پایین.
یه عده دوره افتادن و با هر خبری که از حملات دشمن به جنوب میاد، یه دور فاتحه کشور رو میخونن. میخوام بگم وسط غر زدنا، فحش دادنا و خالی کردن پشت نیروهای مسلح کشور، پیشنهاد میکنم برید اخبار حملات موفق و پرقدرت سپاه و ارتش به مواضع دشمن رو هم بخونین. بالاخره جنگه. جنگ زد و خورد داره اما این که شما فقط خوردناش رو میبینن و زدناش رو نه خیانت به کشور و مردمه.
بعضی از مثلا انقلابی ها هم که شدن بوقچی های مفتی دشمن. جوری پشت هم تحلیل میدن و وضعیت کشور رو بحرانی جلوه میدن که اگه دشمن میخواست اینجوری دل مردم رو خالی کنه باید میلیون ها دلار پول خرج میکرد.
در مورد جریان اصلاح طلب هم لازم نیست چیزی گفت که آنچه عیان است چه حاجت به بیان است.
عزیزان! جنگ همینه. مخصوصا وقتی با دشمن قوی درگیر هستیم. همیشه هم همین بوده. اگر قرار بود اجداد ما هم مثل ما با جنگ رفتار کنن، هیچ وقت بزرگانی مثل خواجه نصیر و شیخ بهایی و پادشاهانی مثل نادر و شاه عباس و... پدید نمیاومدن. اگر طاقت مواجهه با جنگ رو ندارین و استرس میگیرین، که البته طبیعیه، از اخبار دوری کنین.
اما مهمترین نکته این که همه این مطالب صرفا در مورد دو گروه از آدمان که دارن با هم میجنگن؛ اما فراموش نکنیم که «و من یتق الله یجعل له مخرجا» و «ان تنصرالله ینصرکم» و «ان معی ربی» و «و من یتوکل علی الله فهو حسبه» و هزاران آیه دیگه که بر ما حجت رو تموم میکنن که اگر در راه خدا بجنگیم، خدا ما رو یاری میکنه.
Komiter
یه عده دوره افتادن و با هر خبری که از حملات دشمن به جنوب میاد، یه دور فاتحه کشور رو میخونن. میخوام
این به معنای ندیدن اتفاقی که داره در ایران میافته نیست.
به معنای ندیدن فاجعههای داخلی نیست.
به معنای دیدن نیمهی پر لیوانه.
به معنای اینه که برعکس امر رهبر شهیدمون یه وقت خدایی نکرده تو دل مردم رو خالی نکنیم و ناامیدشون نکنیم.
خودمون هم نباید ناامید باشیم.
حال ندارم همه رو تو ایتا کپی کنم، ایتاییهای عزیز تصور کنید اینجا کلی اینایی که برای جنوب ادا اطوار درآوردن رو مسخره کردم.