ولی همهی اینا، با تمام این خفن بودنشون، اون سرعتی که مد نظر مسئولینه رو ندارن!
چرا؟
بخش زیادی از دلیلش به خود مسئولین برمیگرده.
هنرمند واقعی قر و فر نداره، رسانهی خاصی هم نداره که صداش به جایی برسه، پس میشه حقش رو خورد.
حداقل این دوستان من که تو مصلی بودن، نه جای خواب راحت داشتن، نه درست بهشون غذا میدادن، نه اینترنت درست درمون داشتن، نه هیچکدوم از نیازهای اولیهی یک انسان برای کار.
وقتی شما هوای نیرو رو نداشته باشی، به مرور نیروت هرز میره و انرژیش از بین میره.
از همهی اینا بدتر هم سبک پرداخت پوله، اگر نمیدونید بدونید که ما در کارنامهی مالی خودمون طلبهایی داریم که مثلا یک سال از موعدش گذشته و هنوز وصول نشده، و تقریبا تمام کسانی که باهاشون سر و کار داریم مذهبیان و وضع اینه.
پول ندارن؟ عموما چرا دارن اما پول رو خرج کسای دیگه میکنن.
پس خیلی طبیعیه که با تمام اینها انتظار سریع بودن از یک هنرمند واقعی نباید داشت، تازه در کنار اینها اینو هم در نظر بگیرید که اثر خوب و باکیفیت معمولا در سرعت به دست نمیآد.
حالا دارم سعی میکنم تمام اینهارو جمع کنم.
سعی کردم از ضرورت کار رسانه براتون بگم، از آفتی که به جون رسانه افتاده(اکثر بلاگرها)، از اینکه همه رو با یه چوب نزنید، از سختیهای بچههای رسانه بدونید و حتی بدونید چرا اتفاق بلاگرها در این مراسم رخ داد.
این که این اتفاق بلاگرها در این مراسم افتاد یک ور خوب داره که مسئولین دارن سعی میکنن راههای جدید رو امتحان کنن، امیدوارم این در حرکت بودنشون منجر به تصمیمات بهتر در آینده بشه.
امیدوارم این نوشتهها براتون مفید بوده باشه و قدر اون چند دقیقه فیلمهایی که میبینید، اون یک عکسی که یه لحظه میبینید، اون صداهایی که میشنوید، اون متنهایی که میخونید رو بیشتر از قبل بدونید و بدونید که پشتش زحمتهای زیادی خوابیده.