چند سال پیش سه تا ویس ساختم به اسم نامرئی.
اون موقع در زمان خودش خیلی پر طرفدار بود و همه دوستش داشتن(البته اصلا دلم نمیخواد دوباره اونارو بشنوم و جایی بذارم از فرط داغون بودن)، اون سه ویس از دل یک مکالمه دراومد که «انگار نامرئیام» و نیستم.
واقعا من بیمحتواتر از این بندهخدا که میاومد تشریفات رو توضیح میداد سراغ ندارم.
اون اوایل که دیدمش گفتم این مثلا تهش چقدر محتوا تولید میکنه؟ مگه آداب تشریفات این جور چیزها چقدر میشه؟
اصلا دانستنش چه کمکی به انسانها قراره بکنه؟ چه آوردهای داره؟ و مطمئن بودم که این دیگه معروف نمیشه.
اما در کمال تعجب سوشالمدیا حتی این آدم رو هم داره بهش ضریب میده.
برنامههای مختلف دعوت میشه و خیلی جدی میشینه براشون خزعبل میگه.😕
جدا مرزهای ادا بینهایته.
Komiter
واقعا من بیمحتواتر از این بندهخدا که میاومد تشریفات رو توضیح میداد سراغ ندارم. اون اوایل که دیدم
یکی خیلی جدی اومده داره از این بندهخدا طرفداری میکنه میگه چرا بهش تیکه میندازی؟
البته چیزهای دیگه هم گفت.
بزرگوار تو این مملکت ملت به رهبر و رئیسجمهور و رئيسمجلس هم تیکه میندازن این بنده خدا که انگشت اوناهم نمیشه.
Komiter
یکی خیلی جدی اومده داره از این بندهخدا طرفداری میکنه میگه چرا بهش تیکه میندازی؟ البته چیزهای دیگه
خیلی حرف زد دیگه بن و بلاکش کردم.
Komiter
واقعا من بیمحتواتر از این بندهخدا که میاومد تشریفات رو توضیح میداد سراغ ندارم. اون اوایل که دیدم
اینم مسخرهبازی بود بچهها جدی نگیرید. دارم یه چیز میگم بخندیم دورهم سریع گارد نگیرید.
ولی جدی آدمی که میگه قند رو تو چای حل کن رو دنبال نکنید.
اون آدم داره به میلیونها ایرانی توهین میکنه.
جدی چطوری میگید کار نیست؟
حتی برای این چیزا هم یه شغلی تعریف شده. چطور ممکنه در این مملکت کار نباشه؟
دیروز دیدم روزبه حصاری داره از علیدایی دفاع میکنه.
میخوام بگم اینا اگه برای بچههای میناب و جنگ لالمونی گرفتن مسئلهشون نتونستن نیست. اینا بخوان مثل همین مدت که عین بلبل از فردوسیپور و علیدایی دفاع کردن میتونستن یه استوری برای بچههای میناب لااقل بذارن اما خب شرافت نداشتن.
یک دوستی داشتیم اسمش رنده بود. خیلی مهربون بود همیشه بهمون تو همه چیز کمک میکرد اما یه مشکل داشت هیچ کلمهای جز این بلد نبود. رنده رنده رنده. هرچی میگفتیم میگفت رنده.
تا انتخابات ریاستجمهوری اخیر.
وقتی دور دوم شد دیدم وایساده وسط خیابون به مردم نگاه میکنه گریه میکنه و داد میزنه رندهههه رندهههه.
دستمو گذاشتم رو سرش و یهو رفتم به دوران بچگیش. دیدم اون موقع بلد بوده حرف بزنه پس چی شده؟
یهو دیدم افتاد رو زمین تشنج کرد داد میزد به پزشکیان رای نده به پزشکیان رای نده رای نده رای نده رای نده رنده رنده رنده...