اهواز گرم بود، گرم، گرم، گرم.
اما نه فقط بیرونش، درونش هم گرم بود و خون گرم درون رگهای این شهر میجوشید و خون لازمهی زنده موندنه.
راستی، اگه تو خونهتون نوارکاست داشتید که استفاده نمیکردید و گذاشتید تو انباری یا یه وقت خواستید بندازید دور بفرستید برای من اگه دوست داشتید.
کلا اگه وسایل قدیمیای داشتید که میخواستید یه وقت خدایی ناکرده ازشون خداحافظی کنید میتونید بذارید من باهاشون سلام کنم و بهشون یه خونهی جدید بدم.
من دیوانهی این وسایل قدیمیام.