میخوای حُر امام زمان (عج) باشی؟ 😍
🔴کافیه روزی یک ربع وقت بذاری ⏰
🔵تا دو تا واجب فراموش شدهای که امام حسین علیه السلام بخاطرش قیام کردن یاد بگیری 🚩
🟢بصورت تخصصی و اصولی با یک عالمه نکات فقهی و روانشناسی 😎
🟡خیالت راحت مجازیه 📱
اینجا میتونی ثبتنام کنی 👇👇👇
http://amrn.ir/c
به آمرین بپیوندید
10.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روز شمار اربعین😢
#الیه_المصیر
•••┈🏴💔🏴✾┈•••
#کودکان_آمر
#کودک_آمر_تربیت_کنیم
┏━━━🥀🌙━━━┓
@koodakan_Amer
┗━━━🥀🌙━━━┛
👈🏻در تبلیغ کانال ما
رسانه باشید📲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#رکوردپرجمعیت ترین خانواده اربعینی...
تو این سن کم رکورد گینس ثبت کرد ماشالله 👏👏😍
•••┈🏴💔🏴✾┈•••
#کودکان_آمر
#کودک_آمر_تربیت_کنیم
┏━━━🥀🌙━━━┓
@koodakan_Amer
┗━━━🥀🌙━━━┛
👈🏻در تبلیغ کانال ما
رسانه باشید📲
1_11721963303.mp3
3.16M
📚 #قصه_21
💔کمک به مستخدم مدرسه💔
🧕قصه گو :خانم عوض زاده
🔹مناسب سن ۴ تا ۱۲ ساله
🔹هدف قصه : آشنایی با زندگی شهدا
شهید عباس بابایی
#برادر_شهیدم
@koodakan_Amer
#رسانه_باشید
📚متن قصه:
🌸کمک به مستخدم مدرسه🌸
بسم رب الشهدا و الصدیقین💔
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
در سال 1341 من و شوهرم سرایدار
مدرسه ای 🏫 بودیم که عباس اخرین سال دوره ابتدایی را در آن مدرسه میگذراند.
چند روزی بود که همسرم از بیماری کمردرد رنج میبرد؛ به همین خاطر آنگونه که باید، توانایی انجام کار مدرسه را نداشت و من هم به تنهایی قادر به نظافت مدرسه نبودم.
😔😔😔😔😔
این مسأله باعث شده بود مدیر مدرسه همسرم را چند بار در حضور شاگردان مورد سرزنش قرار دهد.
🌤🌤🌤🌤🌤🌤
در همین گیر و دار، یک روز صبح که از خواب بیدار شدیم، دیدیم حیاط و کلاسها کاملاً نظافت شدهاند و منبع آب هم پر شده است.
✨💧✨💧✨💧✨💧✨
از یک طرف خوشحال شدیم که این اتفاق افتاده و از طرف دیگر کنجکاو بودیم ببینیم چه کسی این کار را کرده است.
شوهرم از من خواست تا موضوع را پیگیری کنم. آن روز هیچ چیز دستگیرمان نشد. فردا هم این ماجرا تکرار شد.
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
دوباره وقتی از خواب بیدار شدیم، دیدیم مدرسه نظافت شده و همه چیز مرتب است. بر آن شدیم که تا هر طور شده از ماجرا سر در بیاوریم.
قرار شد شب بعد را کشیک بکشیم و این راز را کشف کنیم.
🌌🌌🌌🌌🌌
روز بعد، وقتی هوا گرگ و میش بود و در حالی که چشمان ما از انتظار و بیخوابی میسوخت، ناگهان دیدیم یکی از شاگردان مدرسه، از دیوار بالا آمد.
😳😳😳😳😳
به درون حیاط پرید و پس از برداشتن جارو و خاکانداز مشغول نظافت حیاط شد.
من آرام آرام جلو رفتم. پسرک لباس ساده و پاکیزه ای به تن داشت و خیلی با وقار مینمود.
وقتی متوجه حضور من شد، سرش را به زیر انداخت و سلام کرد. سلامش را پاسخ دادم و اسمش را پرسیدم؛
گفت: «عباس بابایی»🌷
در حالی که بغض راه گلویم را بسته بود و گریه امانم نمی داد،😭❤️ از کاری که کرده بود تشکر کردم و از او خواستم دیگر این کار را تکرار نکند؛
چون ممکن است پدر و مادرش از ماجرا بو ببرند و برای ما درد سر درست کنند.
عباس در حالی که چشمان معصومش را به زمین دوخته بود، گفت:
🍃🌷🍃🍃🍃🌷🍃
«من که به شما کمک میکنم، خدا هم در خواندن درسهایم به من کمک خواهد کرد.»
🍃🌷🍃🍃🍃🌷🍃
خاطرات شهید عباس بابایی از کتاب:
💫پرواز تا بی نهایت💫
@koodakan_Amer
#رسانه_باشید
🌷🏴🌷🏴🌷
📺 داستانی زیبا از شهید عباس بابایی
یک روز که در کلاس هشتم درس می خواندیم. هنگام عبور از محله «چگینی» که از توابع شهرستان قزوین است، یکی از نوجوانان آنجا بی جهت به ما ناسزا گفت و این باعث شد تا با او گلاویز شویم.
ما با عباس سه نفر بودیم و در برابرمان یک نفر. عباس پیش آمد و برخلاف انتظار ما، که توقع داشتیم او به یاریمان بیاید. سعی کرد تا ما را از یکدیگر جدا کند و به درگیری پایان دهد.
وقتی تلاش خود را بی نتیجه دید، ناگهان قیافه ای بسیار جدی گرفت و در جانبداری از طرف مقابل با ما درگیر شد.
من و دوستم که از حرکت عباس به خشم آمده بودیم،به درگیری خاتمه دادیم و به نشانه اعتراض، از او قهر کردیم.
سپس بی آنکه به او اعتنا کنیم، راهمان را در پیش گرفتیم، اما او در طول راه به دنبال ما می دوید و فریاد می زد:
-مرا ببخشید آخر شما دو نفر بودید و این انصاف نبود که یک نفر را کتک بزنید.(پرویز سعیدی)
#شهید_عباس_بابایی
•••┈🏴💔🏴✾┈•••
#کودکان_آمر
#کودک_آمر_تربیت_کنیم
┏━━━🥀🌙━━━┓
@koodakan_Amer
┗━━━🥀🌙━━━┛
👈🏻در تبلیغ کانال ما
رسانه باشید📲
🏴✨🌴🏴✨🌴🏴✨🌴🏴✨
🕌پیاده تا بهشت
اسم من علیرضا است و شش سال دارم . پدر من هر سال ماه صفر که می شود ، با کاروان و پای پیاده به کربلا می رود.پدر همیشه از خاطرات خوبشان برای ما تعریف می کند..
او می گوید در مسیر ، همه ، چه بزرگ چه کوچک ، با شوق به سمت کربلا راه می روند . آن ها زیر لب یا بلند ، برای امام حسین علیه السلام ، نوحه و شعر می خوانند و حال خوبی دارند . می گفت آن جا خیلی ها حتی بچه های کوچک ، مثلا با تعارف آب ، به زائران خدمت می کنند . در روز اربعین هم همه کنار حرم امام حسین (ع) عزاداری می کنند و از رسیدن به کربلا خوش حال اند . من خیلی دلم می خواست با آن ها به این سفر بروم .
امسال خانم جان که پایش هم خیلی درد می کند ، با اصرار از پدر خواست او را همراه خود به کربلا ببرد . پدر می گفت : این سفر برایتان سخت است.
اما خانم جان بیشتر اصرار می کرد . بالاخره پدر حرف او را قبول کرد . همسایه مان وقتی خبر را شنید ، ویلچر خود را برای خانم جان آورد تا در مسیر ، راحت باشد . مادرم هم از پدر خواست این بار همه با هم به این سفر برویم تا خانم جان کمتر خسته شود و احساس تنهایی نکند . این طور شد که پیاده روی امسال پدر به سمت کربلا ، به سفری خانوادگی تبدیل شد . حالا من خیلی خوشحالم . خانم جان می گوید می توانم وقتی خسته شدم کنار خودش روی ویلچر بنشینم . من هم قول داده ام کمکش باشم و مثلا برایش در لیوان ، آب بریزم تا قرص هایش را بخورد ...
#داستان
#پیاده_روی
#اربعین
┏━━━🥀🌙━━━┓
@koodakan_Amer
┗━━━🥀🌙━━━┛
👈🏻در تبلیغ کانال ما
رسانه باشید📲
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#کلیپ
▪️گفتم اگه در کربلا بودم، تا پای جان برای امام حسین علیهعلیهالسلام تلاش میکردم...
گفت...
•••┈🏴💔🏴✾┈•••
#کودکان_آمر
#کودک_آمر_تربیت_کنیم
┏━━━🥀🌙━━━┓
@koodakan_Amer
┗━━━🥀🌙━━━┛
👈🏻در تبلیغ کانال ما
رسانه باشید📲