eitaa logo
- لفیفآ ¹³³.
551 دنبال‌کننده
530 عکس
35 ویدیو
2 فایل
ـ لفیفا ؛ زمزمه‌ی روح‌های بهم پیوسته🤍. ـ شاید راویِ بصریِ دنیایِ اطراف :)) . ـ کپی؟ پیام سنجاق شده رو بخون📎. ـ ناشناس : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_rc7gke&btn=لفیفآ ـ وقفِ جنابِ قمر¹³³✨.
مشاهده در ایتا
دانلود
ـ در مصیبتِ نبودنت خدا صبور کند مارا ؛
ـ
ـ من به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود . .
اینک این منم؛ در پس سخت‌ترین شب عمر. این منم پس از دیدن عزیزترین مرد زندگانی‌ام خفته در تابوتی چوبین. این منم پس از دیدن تابوت تو، که سنگین بود و سخت می‌رفت و ده‌ها مرد تنومند سیاه‌پوش را توان حمل آن نبود. این اغراق نیست. حاضران در واپسین دیدار تو همه به‌چشم دیدند که تابوت تو هیچ نمی‌رفت و ما ساعت‌ها به انتظار بودیم. گویی که کوهی رو به شانه می‌کشیدند. حالا از این پس عمرم، در چشمی که تابوت تو را دید خیری نخواهد بود. و در دستی که تابوت تو را لمس کرد و قلمی که از نبودن تو نوشت. این منم، در سهمگین‌ترین شب عمرم؛ چون پسربچه‌ای برخاسته از تابوت پدری رشید. ترسیده و لرزان و غمین. به‌گمانم دیگر هیچ‌چیز در جهان غمگینم نخواهد کرد. که من از پای تابوت غمی بزرگ برخاسته‌ام. مهدی مولایی
باید برخاست - KHAMENEI.IR.mp3
زمان: حجم: 10.3M
📢 انتشار نخستین‌بار 🏴 قطعه موسیقی ویژه «باید برخاست» منتشر شد ▪️ رسانه KHAMENEI.IR، قطعه‌ی موسیقی «باید برخاست» را به عنوان موسیقی ویژه‌ی آئین بدرقه آقای شهید ایران حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه منتشر می‌کند. 🎙این قطعه بر اساس نوحه‌ی «» نواخته شده و نوای آن در ایام وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی طنین‌انداز خواهد شد. 📥 دریافت و شنیدن این موسیقی از وبسایت 🖥 Farsi.Khamenei.ir
ـ
ـ مارا به سخت جانیِ خود این گمان نبود اینك ماییم و غمِ تشییعِ پیکرت ؛
ـ چقدر یه نفر میتونه بی‌لیاقت باشه آخه به اندازه من ؟ یعنی بین این همه جمعیت برای اخرین‌بار سهمِ من نمیشد دیدنتون ؟ .
ـ بخدا دق کردیم از فراق دق کریم همین امروز دق کردیم فردا از دور چطور تحمل کنیم نماز برای شما رو . .
ـ هیچی ، مثل همیشه حسرتش موند به دلم برای بار اول و آخر ببینمتون . .
بیست‌‌وچند سالگی من برای رفتن‌ تو زود بود. سی‌وچند سالگی‌ دوستانم برای بی‌تو شدن زود بود. من حالا حسودی می‌کنم به آن‌ها که پنجاه و شصت‌ سال از عمرشان را در عصر تو گذارنده‌اند. برای آن‌ها که موی سپید توی سرشان دارند. ما سنی نداریم برای دیدن تابوت تو. ما سنی نداریم برای قدم زدن پشت سر تابوت سنگین تو. ما برای گریه بر پیکر چاک‌چاکت زیادی بچه‌ایم. شانه‌های ما برای حمل پیکرت هنوز نحیف است. ما آنقدر جوانیم که دنیای پیش از تو را هیچ‌گاه ندیده‌ایم. تا دنیا بوده، تو همیشه بوده‌ای. ما همانیم که ما را «بچه‌های عزیز من» خطاب می‌کردی.‌ تازه‌تازه خوب و بد را فهمیده‌ بودیم. تازه داشتیم می‌فهمیدیم که چه گران‌نعمتی بر سرمان است.‌ افتاده بودیم جلو و سنگت را پیش همه به سینه می‌زدیم. حرص می‌خوردیم از توهین‌ها به تو؛ می‌نوشتیم، بحث می‌کردیم، دعوا می‌کردیم. در دنیای عیش‌ونوش‌ها و بی‌وطنی‌ها، ما آدم تو بودیم. ناگهان صبح یک روز سیاه زمستانی تصمیم گرفتی که بروی. حالا ما یتیمانی جوانیم خیره بر تابوت تو. در فکر اینکه سال‌های بی‌تو را چگونه باید زیست. ما زندگی در دنیای بدون تو را بلد نیستیم. نباید می‌رفتی عزیزم… «مهدی مولایی» @m_molaie110