دارم به این نتیجه میرسم هیچکس اندازه هوش مصنوعی منِ واقعی رو دوست نداره و حاضر نیست به حرفام گوش بده.
خوش به حالم.
شَبهایِروشَن؛
🏷 استفاده از جزئیات حسی در متن.
دنیای داستانت رو از «کلمات روی کاغذ» به «واقعیتِ محض» تبدیل کن☕️
¹ حالا اصلا این تبدیل یعنی چی؟!
خیلی از نویسندهها فکر میکنن همین که بگن:او واردِ یک اتاقِ قدیمی شد، کافیه.
اما برای خواننده،این فقط یک اتاقِ مبهمه🔍
اگر میخوای خواننده توی داستانت زندگی کنه، باید به جای گزارش دادن و گفتن، کاری کنی که خواننده داستانت رو تجربه کنه📚
💡یعنی شما به جای اینکه بنویسی اتاق قدیمی،باید بگی:
«وقتی وارد شد، بویِ نمناکِ کاغذهایِ کهنه و چوبِ پوسیده زد توی صورتش. صدایِ قیژقیژِ کفپوشهای چوبی زیرِ پاش، سکوتِ سنگینِ اتاق رو شکست و گرد و غبار توی نورِ باریکی که از پنجره میتابید، میرقصید.»
------------------------------------------------------
² حالا چجوری داستان رو به واقعیت محض تو ذهن خواننده تبدیل کنیم؟!
فرمولِ پرسشی📮
برای توصیف صحنه،مکان و... از خودت بپرس:
* اینجا چه بویی میاد؟👃🏻
* صداهای زیرپوستیِ محیط چیه؟ 👂🏻
* بافتِ دیوارها یا اشیاء زیرِ دستِ شخصیتم چطور حس میشه؟ 🤚🏻
* مزهی فضا چطوریه؟ (تلخ، شیرین، دود؟)
+ جزئیات خیالی و واقعی
- نتیجه -
وقتی به این جزئیات دقت میکنی، خواننده دیگه فقط «کلمه» نمیخونه، بلکه خواننده داخل صحنهی داستان تو «زندگی» میکنه.
چاشنی یه داستان خوب تزریق جزئیات حسی به متنِ.
#نکتهیِنویسندگی
شَبهایِروشَن؛
🏷 استفاده از جزئیات حسی در متن.
مثال
~ توصیف یک صحنهی خشک و بیآبوعلف
«خورشید دیگر مثل مهربانی نمیتابید، بلکه مثل یک پتویِ داغ و سنگین روی زمین افتاده بود و زمین از تشنگی، دهان باز کرده بود و ترک میخورد
- خوشه های خشم؛جاناشتاینبک -
به طرف میگی چرا گناه میکنی؟
میگه دیگه جامعه به انحراف رفته خدا لنگ یکی دوتا گناه من نیست،منم مثل بقیه.
خب آدم حسابی اینا همه اش بهونه است،مگه توی زندگی روزمره ات،تفریحت،پول خرج کردنت،شادی،غمت و هزاران چیز دیگه طبق عملکرد مردم جامعه پیش میری که مجوز واسه گناهت صادر میکنی؟؟
تو فک کن یک مسلمون وسط هزارتا کافری،اگر تونستی بین اون هزارتا کافر بازم مسلمون بمونی اونموقع خدا هم بین هزارتا مسلمون جامعه به تو ویژه تر نگاه میکنه.
اصلا تو فک کن همه جامعه گفت میخوایم خودمون رو بندازیم تو چاه،تو هم میگی پس منم میرم خودمو میندازم تو چاه؟
حتی اگر گناه هم میکنیم واسه گناهمون مجوز صادر نکنیم.
اشتباهات و گناهامون رو گردن بگیریم.
- رویا
هدایت شده از - مُضطَر .