eitaa logo
شَب‌هایِ‌روشَن؛
423 دنبال‌کننده
120 عکس
26 ویدیو
0 فایل
قَلب می‌نویسد و مَغز میخواند؛ داستانی را که چشمهایت در من آغاز کرد.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ملهم .
این‌ همه رنج این‌ همه زخم و این‌ همه غصه کافی نبود که این‌ همه دار و تیر و تفنگ می‌ساختند ؟ - عباس معروفی -
من در واقع چیز زیادی ندارم به تو بدهم؛ چای هست اگر می‌نوشی، من هستم اگر عشق می‌ورزی، راه هست اگر رهگذری.... - ویسل -
شَب‌هایِ‌روشَن؛
شَب‌هایِ‌روشَن | داستایوفسکی
‌موضوع نگه داشتن امید در روزها نبود. موضوع، نگه داشتن امید در شب‌ها بود. شب چیزی داشت که روز نداشت. تاریکی، سکوت، تنهایی و او می‌دانست که اگر شب‌ها امید را زنده نگه دارد، در روز امید او را زنده نگه خواهد داشت...
مرا چند هجا بیشتر دوست داشته باش مرا ، که فکر می‌کنم پایان غم‌انگیزی خواهم داشت... - ادریس بختیاری -
باور کن اگر بمیرم، استخوان‌هایم، خاکسترم، جَسدم، کفنم، تو را دوست خواهند داشت.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قهوه سرد آقای نویسنده | روزبه معین