نویسندگان در کنار مشاهدات دقیق زیاد میخوانند و زیاد میشنوند. آنها در ذهنشان سعی میکنند دیدهها، شنیدهها و خواندههایشان را به هم مرتبط کنند و بفهمند انسانها چرا رفتارهای متفاوتی را به عنوان یک فرد خاص یا به عنوان طبقهای از اجتماع بروز میدهند.
نویسندههای توانا نسبت به دوره و زمانۀ خودشان نوعی بصیرت ژرف و عمیق دارند. یک نویسندۀ خوب متفکری خوب است. دست یافتن به یک بصیرت نیازمند ممارست و تمرین طولانی و پیوسته است. نویسندگانی که چنین توانایی دارند همواره در مورد مفاهیم زندگی بشر از خود سؤال کردهاند و سعی کردهاند آنها را بهتر درک کنند.
آتوسا افشین نوید
#نکتهیِ_نویسندگی
شَبهایِروشَن؛
حیف چشمایِ قشنگه توعه که غمگین باشه .
و به راستی ك ؛ زیبا تر از شعر های ِمثنوي ، چشم های ِتوست .
شَبهایِروشَن؛
و به راستی ك ؛ زیبا تر از شعر های ِمثنوي ، چشم های ِتوست .
• چِشمانش مرا ؛ شـاعر کرد .
یکی از موانع خلاقیت، گرایش به اصالت در داستاننویسی است.
توصیه میشود به جای گرایش به اصالت تلاش کنید چیزهای اطراف خود یا امور عیان را بیان کنید.
امور عیان چیزی است که شروع داستان قبلاً آن را تعیین کرده و در درون و ذهنتان وجود دارد.
باید آن را ببینید.
بعداً متوجه میشوید امور عیان ذهنیتان فقط برای خودتان خستهکننده هستند چون به آنها عادت کردهاید ولی دیگران از آنها بیخبرند.
#نکتهیِ_نویسندگی
در موردِ بعد ؛
بعد از تو هیچ کس را دوست نخواهم داشت
و در مورد قبل ؛
من اساساً عشق را بدون تو نمی شناختم .
مگر می شود بجز تو
عاشق کسی شد؟
مگر می شود به کسی جز تو عشق ورزید؟
برای کسی بجز تو
خندید؟
ساز زد! شعر خواند!
دلتنگ شد! گریه کرد!
اصلا مگر می شود
جز تو برای کسی شاعر شد...
عزیز جانِ من قطعا نمی شود ،
گویا جز تو کسی در سرزمین عشق وجود ندارد.
فقط یک تو که برای تمام عمر عاشقی من کافیست،چه در واقعیت چه در خیال ؛
- رویا
( اندکی تغییر در متن اصلی )