اما شاید این آس͟ماں دیگر نور هیچکدام از ستا͟رههایش را رو به پنجرهۍ مں نتاباند. دلم میخواهد داد بزنم و یقـہی آسماں را بگیرم و بگویم نامرد! ستارها͟م را به مں پس بده ..
هدایت شده از ★ | ᗪim ડtᥲr .
خیابان به خیابان همه را رد کردم ..
ناگهان بر سر ِکوچه ای کمی مکث کردم :)
آدما کاری باهات میکنن که خیره بشی به سقف و از خودت بپرسی من کی انقدر محتاج دوست داشته شدن توسط یکی دیگه شدم؟