همین نجوای رفتن بر لبت ترسانده قلبم را
همیشه شهر موشک خورده از آژیر می ترسد...
غزالهشریفیان
@Nabzghalam
از چشمانت رد شب را بیرون کن
امروز صبح دیگری ست
به لبهایت گلهای سرخ بزن
گردن بندی از مرواریدهای دریا
ناخن هایت را به رنگ دلم رنگ کن
امروز صبح دیگری ست
مطمئن باش من عاشق تو خواهم ماند
تا باز شب بیاید و
کهکشان راه شیری
درون وجودت حلول کند ... !
#نزار_قبانی
@Nabzghalam
بایـد بــدونِ ایـنکه کـسی را خــبر کـنم
با قایـــقِ خـــیال به قلبت ســـفر کــنم
همراهِ موج، دستبهدستِ سکوتِ شب
از تــنگهی نگـــاهِ حــسودان گــذر کـنم
وقتی سوارِ کـشتی نــوحِ دلــت شــدم
با احــتیاط از هــمه دنیــا حـــذر کــنم
طوفانِ شعر قصدِ وزیدن گرفته اســت
فـرصت نمانده است نبـاید خـــطر کنم
بایــد به جـــای ثانیـــههای نـــــبودنت
یـک عمـر با تـو درد دلـی مختصـر کنم
@Nabzghalam
عشق تو انداخت مرا بر زبان و شهره ڪرد
همچو "معصومے نژاد" و شدتِ "رُم" گفتنش!
@Nabzghalam
هر شب همین روال است، شعر و مداد و کاغذ
عمری ست گشته کارم، پرواز در خیالت
@Nabzghalam
همیشه برای "ماندن" دلیل هست... وبرای "رفتن" بهانه...
همیشه برای "خواستن" نیاز هست... و برای "رد کردن" مصلحت...
همیشه برای "داشتن" فضا هست... و برای "نداشتن" تقصیر...
اگر پای ماندن و خواستن و داشتن هست که باید ماند...
اگر نه... جهان پر است از "بهانه" و "مصلحت" و"تقصیر"
@Nabzghalam
یک نخی از چـادرت در جوی کوچـه غرق شـد
کوچـه را عطـر گلابِ نابِ کاشان بـرده اسـت ...
@Nabzghalam