"چیزی نیست"
عبارتیست که آن را میگوییم ؛
وقتی که درونمان ، لبریز از همه چیز است 🧏🏿♀ (:
-محمود درویش
لااُبالی | La'Obali
-
درِ خونهی عمو اینا کلی شیشه رنگیرنگی داشت. بچه که بودم دستامو قاب میکردم و صورتمو تو پنجره های کوچیکِ در فرو میکردم.
میدونستم هیچی نمیشه، اما هر بار دلم میخواست یه دنیای جدید ببینم یا دست کم یه تفاوت با دنیای واقعی داشته باشه. که بعد این رازو پیش خودم نگه دارم که من یه در جادویی پیدا کردم!
شیشهی زرد از همشون قشنگ تر بود. سبز دنیای خلوتی داشت، همهی حیاط رو از اون همه درخت میوه رو خالی نشون میداد. هیچ وقت از قرمز خوشم نیومد. فقط گلای قرمز شمعدونی رو کمرنگ میکرد و چکمههای قرمز من رو از کنار پله برمیداشت. با خودم میگفتم شاید لازم داشته!
قدم به آبی نمیرسید. حتی وقتی بزرگ شدم هم نمیخواستم از پنجره آبی حیاط رو نگاه کنم. اگه در آبی رو لازم داشته باشه، چطور توضیح میدادم که نمیتونه درو برداره؟
- @LaoObali
لااُبالی | La'Obali
[ رفتی و خیالت ، زمانی را نمیکند رها مرا .. ]
[ زین چمن ، سایهی آن سروِ روان ؛ ما را بس .. ]
لااُبالی | La'Obali
دردِ ما را در جهان ، درمان مبادا بی شما 🤌🏼 ^^ - @LaoObali
گر دلم در عشق ِ تو دیوانه شد ؛
عیبش مکن 🤍 .
لااُبالی | La'Obali
- حال ؛
این حال برای دیروزه ؛
هشت صبح ، منتظر ماشین ، رو پله لوازم الکترونیکی .
سعی کردم چند جمله جالب درباره اون روز بنویسم ،
اما همش این شد که ..
بارکد منو کافه اسکن نمیشد:/
چای ماسالا مزه شیر موز میداد
روسری جدیدم رو دوست دارم
تو مدیریت اوقات پِرت موفق بودم
زیپ کیفم نباید در میرفت
اوتوبوس آنتن نداشت!
لااُبالی | La'Obali
سعی کردم چند جمله جالب درباره اون روز بنویسم ، اما همش این شد که .. بارکد منو کافه اسکن نمیشد:/
حق مطلب ادا نمیشه اگه تهش نگم خلاصه که آره .
لااُبالی | La'Obali
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود ، بدیدم و مشتاق تر شدم .. | @LaoObali -سعدی
سلسلهء مـوی دوست ، حلقـه ی دامِ بلاست (:
-
سعدی
لااُبالی | La'Obali
در فراسوی مرزهای تنام ، تو را دوست میدارم . | @LaoObali . -شاملو
نهایت عاشقیست این ؟
آن وعده دیدار در فرا سوی پیکرها ؟
| @LaoObali .
-
شاملو