وقتی انقدر خوشبختیم ، که قسمت شده توی مجلس عزای حضرت زهرا (س)، خادمهای پسرش امام رضا (ع)، قدم به چشم ما گذاشتن و اومدن توی چایخانهمون :)...
@Laylati
لَـیْــلَـةی" 🇮🇷
از این روزها ...
سید مجید بنی فاطمهنماهنگ مادر بی نشون.mp3
زمان:
حجم:
4M
بچههات برات روضه گرفتن، تو هم بیا مادر :)💔
@Laylati
تو را غسل دادم، چنانکه مریم را نشاید و حوریه را نباید، که تو مریم و حوریه را در شفاعت، شفیع خواهی شد. تو را در بر گرفتم و بوییدم، چون طفل گرسنهای که دایهاش را میبوید. از خدا برایت طلب غفران نکردم، که تو خود غفران منی، بلکه خدا را برای خودم طلب کردم...
اینک من میمانم و نُه سال فراق که دوازده سطرش را تاب نیاوردم.
دیشب که میمُردی، ای زهرا، حسن در اتاق بود، حسین در حیاط، زینب در صحن، و من کنار تو. اما امروز... من هستم، حسین و حسن و زینب هم هستند؛ اما تو نیستی.
کاش خواب بودم و این واقعه، حقیقت نداشت.
کاش چشم من، تنها از تو نگاه میگرفت و نه جان من.
- کشتی پهلو گرفته،
سیدمهدی شجاعی ...
لَـیْــلَـةی" 🇮🇷
تو را غسل دادم، چنانکه مریم را نشاید و حوریه را نباید، که تو مریم و حوریه را در شفاعت، شفیع خواهی شد
« کاش به جای تو ، مرا میزدند ... »
به تعبیر فردی، دختر پیغمبر نگران ما بودند؛ برای تکتک ما مادری کردند، گفتند اگر آنروز به صحنه نیایند، حب امیرالمؤمنین علیبنابیطالب به ما نمیرسد...
در لحظهای که بین در و دیوار بودند به تکتک ما فکر کردند و به همین خاطر ، در وصیتنامهٔ خود خطاب به امیرالمومنین نوشتند که سلام مرا به تکتک فرزندانم تا روز قیامت برسان...
مادر هرچه در توان داشت، هزینه کرد برای امیرالمؤمنین...
کسی با شأن اجتماعی حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) جهاد کرد تا نام امیرالمؤمنین بماند و همه بدانند که خلافت، حق علی (علیهالسلام) است...
- حجتالاسلام طباخیان
#فاطمیه
فَلَمَّا نَفَضَ يَدَهُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ
هَاجَ بِهِ الْحُزْنُ
وَ أَرْسَلَ دُمُوعَهُ عَلَى خَدَّيْهِ
وَ حَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ
(صَلَّىاللَّهُعَلَيْهِوَآلِهِ)
فَقَالَ: ....
قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي،
وَ ضَعُفَ عَنْ سَيِّدَةِ النِّسَاءِ تَجَلُّدِي
قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ
وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ، وَ اخْتُلِسَتِ الزَّهْرَاءُ...
وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَاهُرِ أُمَّتِكَ عَلَيَّ
وَ عَلَى هَضْمِهَا حَقَّهَا،
فَاسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ،
فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ
إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا،
وَ سَتَقُولُ
وَ يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ.
وقتی که دستش را از خاک قبر تکاند
غم و اندوه به او هجوم آورد...
و اشکهایش را بر گونههایش جاری
ساخت...
سپس رو کرد به سمت قبر رسول خدا (ص)
و گفت:« يا رسول اللَّه! در فراق دخترتان
کمصبر شدهام و توانِ بردباریام در غمِ
سیدةالنساء سست گشته است...
امانت بازپس گرفته شد،
و آن که نزد ما گرو بود برده شد،
و زهرا خيلى سريع از دستم ربوده شد...
... و به زودى
دخترت تو را باخبر خواهد کرد
از همدستى امّتت عليه من
و غصب حقّ خودش به تو گزارش مىدهد
پس حالِ او را از خودش بپرس،
که چه بسیار آتشِ فروخوردهای در
سینهاش بود
و راهی برای گفتنش نمییافت...
و او خواهد گفت…
و خداوند میان ما داوری خواهد کرد،
و او نیکوترین داوران است!
@Laylati