دارم بیهوش میشم ولی دارم استانبولی درست میکنم.
مرگ بر زود بیدار شدن و درود بر شب قبل ناهار درست کردن.
ولی خب هروقت میرم کارگاه کمک مامان، دیگه نمیتونم شب غذا درست کنم.
هعی.
٫ مَهجور ٫
ماهم به انتقام ظلمی که کرده با من ترسم به درد عشق و هجران من بیفتد:)
آه. با این بیت باید زار زد:))))))))))