همش یه گناهیو مرتکب میشم و با وجود اشتباه و زشت بودنش،
ناخودآگاه تکرارش میکنم و انگار دست خودم نیست.
انگار یکی دیگه درونمه در اون لحظه.
خیلی از این بابت غمگینم و ناراحتم میکنه این قضیه..:)
میشه بگین چیکار میتونم بکنم؟
-
آمم..
کنترل نفس کار راحتی نیست.
اما اون لحظه به این فکر کن که بعدا ازش پشیمون خواهی شد.
به هرحال شما اختیار داری و میتونی هرجور که بخوای رفتار کنی.
حواستو پرت کن اون لحظه.
راستی از خانوم پشت کنکوری چه خبر؟
-
راستش..
بهم گفتن اینجوری که هر سال یه پایه رو بخونی و وسطش بخاطر دانشگاه وقفه بیفته هیچ تاثیری نداره و همش یادت میره.
تصمیم گرفتم وقتی لیسانسمو گرفتم، یه سال کامل بشینم بخونم، بعد کنکور بدم.
دلم برا بودناتو حرف زدنامون تنگ شده بود.
کاش میشد بیشتر باشی پیشمون..
مثل قبل.
-
عزیز دلم:)))
اومدم که بمونم.
حانیه اگه بفهمی ینفر ب اقایی علاقه مند شده ک متأهله ( اولش طرف نمیدونسته ک این اقا متأهله بعد از گذشت یمدت متوجه میشه) و زمین و زمان و بهم بدوزه و نتونه فکر اون طرف و ازسرش بیرون کنه چه حسی نسبت بهش پیدا میکنی؟ ی ادم منزجرکننده و بدذات؟اینم بگم ک این موضوع همیشه خط قرمزش بوده و الان واقعا حریف قلبش نمیشه برای بیرون کردن این احساس بابتش گریه کرده التماس خدا کرده و نشده . البته میگم قصدی هم نداره طبیعتا ک بره بگه و فلان اصلا و ابدااا... همین ک ی چنین حسی داره فقط..... ینفرهمینوگفت و نفرینش کردن (:
-
آدم چه چیزایی که نمیشنوه..
اشکالی نداره، اون فرد اختیاری نداره بخاطر حسش.
اما مطمئن باش اگه از اون اقا دور باشه و هیچ جوره هیچ ارتباطی نداشته باشه باهاش، حسش یواش یواش کم میشه تا روزی که حسی نخواهد داشت.
نفرین؟ فکر نمیکنم کار درستی باشه.
من نمیدونم واقعا، این نظر شخصی منه.
اصلا حس میکنم حرف زدن راجع به اینجور مسائل هم درست نیست اما میخوام اینجا براتون امن باشه، پس راجع بهش حرف میزنیم.