eitaa logo
٫ مَهجور ٫
530 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
272 ویدیو
3 فایل
- برایتان مَرهمی آرزو می‌کنم ؛ از جنسِ خدا نزدیك، بی‌خطر، بی‌منت .. * / می‌شنوم تون ،، https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psqbss&btn=حانیه * 01 , 12 , 28 .
مشاهده در ایتا
دانلود
چه کسی ملاک زیبایی رو تعیین میکنه ؟ کی گفته بینی بزرگ زشته ؟ در حالی که مهم نیست بینی‌ت چجوری باشه مهم اینه که روی صورت خودت، قشنگ ترینه. کی گفته لب های باریک قشنگ نیست ؟ در حالی که به ترکیب صورتت میاد وُ خاصت میکنه‌. همه‌ی اجزای بدنت با تموم نقصاش شاید از نظر دیگران معیارِ زیبایی نباشه، اما در مجموع و در کنار هم تو رو زیبا نشون میده. و وقتی خودت قبول کنی که قشنگی، بقیه هم تو رو با همون جزئیاتی که خدا فقط به تو داده، دوستت خواهند داشت.
طبق برنامه‌م شنبه‌ها مناجات حضرت علی ع رو می‌خونم. شما هم دوست داشتین همراهی کنین. توصیه میکنم با معنی بخونین، همش ۵ دقیقه هم وقت تونو نمی‌گیره.
آره آره، به بهونه درس خوندن برو تو حیاط وُ سعی کن اشکاتُ قایم کنی، اشکالی نداره که.
یه مرضی دارم وقتی عصبانی و ناراحتم میام اتاقمو مرتب میکنم همه چیو محکم میکوبونم به هم، اگه خیلی دووم بیارم وقتی تموم شد می‌شینم یه گوشه گریه میکنم اگه هم نه همشو بهم می‌ریزم می‌شینم وسطش گریه میکنم.
٫ مَهجور ٫
خیلی خندیدیم😭. از امروز یه عکسایی موجوده که غیرقابل پخشه.
امتحان فارسی خیلی خوب بود. قبل امتحان بچها وایساده بودن وسط کلاس می‌گفتن کاغذ بیارین برا حانیه، ساقی کلاس کاغذ بیااار. جیبم پر کاغذ بود، تا دبیر سرشو می‌نداخت پایین همه سرا برمی‌گشت سمت من، یه کاغذ که به یکی میدادم یه دور کامل تو کلاس دست به دست میشد 🤣🤣. خیلی کیف داد.
وسط امتحان معاون مون یه برگه به همه داد راجب اطلاعات شخصی وُ عملکرد کلی مون، چمیدونم چی بود اصلا. بعد یکی از بچها شغل پدر رو نوشته بود خانه‌دار، داشتیم گسسته می‌شدیم از خنده :)))))🤣🤣 یه قسمت بود نوشته بود آیا با سایر اعضای خانواده مشکلی دارید ؟ یکی از بچها نوشته بود به خودم مربوطه، مثلا تو میخوای چه گلی به سر زندگی من بگیری ؟ :))))))))))
جداً حوصله‌م داشت سر میرفت دیگه، پا شدم برگه امتحانو تحویل دادم، دبیر مون گفت نمیتونی بری بیرونا مطمئنی میخوای برگه رو بدی ؟ گفتم آره. بعد یکی از بچها گفت اگه منم انقد مطمئن برگه رو میدادم الان پروفسور بودم. گفتم پس چرا من هیچ پخی نیستم ؟ بعد چند دقیقه، دبیر مون گفت خانوم صورتی🤣 گفتم بعلهه گفت چرا اینو ننوشتی ؟ رفتم پیشش گفت این یه کلمه زیرش خط کشیده شده ننوشتی. گفتم آها ندیدم. بعد گفت چون کتابتو باز نکردی بنویسش. نوشتمش، دبیر مون گفت حالا مشخص شد چرا خانوم صورتی تا الان پروفسور نشده :))))))))))) بچها زدن زیر خنده، سوس ماس شدم 😭 خاک تو سرممم همیشه همین طور میشه، امتحان شیمی هم یه سوال گفته بود دلیل بنویسین من ندیدمش اصلا، سر همین نیم نمره کم شد وگرنه کامل میشدم یتینیتسنیتب
اومدیم ساعت فروشی، وای یکیم نداریم باهاش ساعت ست بخریم😭😭😭😭😭