٫ مَهجور ٫
*
دلتنگ که شدی، کهکشان چشمانت را آلودهی غم نکن
به ستارهها بنگر، من درست آنجا منتظرت ایستادهام تا برایت لبخند بزنم.
دلم تنگ است وُ میگریم، دلم تنگ است وُ میخندم
کسی که نیست دیوانه جهانم را نمیفهمد