eitaa logo
٫ مَهجور ٫
530 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
272 ویدیو
3 فایل
- برایتان مَرهمی آرزو می‌کنم ؛ از جنسِ خدا نزدیك، بی‌خطر، بی‌منت .. * / می‌شنوم تون ،، https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psqbss&btn=حانیه * 01 , 12 , 28 .
مشاهده در ایتا
دانلود
یادمه وقتی کوچیک بودم، هرشب با مامانم اینو می‌خوندم بعد می‌خوابیدم ؛ بخوابم دست راست، بگردم چپ وُ راست بخوانم چهل ستون قل هو الله، تنم به دست الله هیشکه هیشکه دس بهم نزنه، جز فاطمه‌ی رسول الله : )
چند روز پیش خیلی وقت بود که زنگ خورده بود و تقریباً همه رفته بودن، سر کوچه مدرسه وایساده بودم که یکی از بچهای مدرسه هم کنارم وایساده بود. یه دفعه رو کرد سمتم خیلی آروم و با لبخند گفت خوبی ؟ جوابش دادم، چند لحظه بعد گفت میتونم بپرسم چندمی ؟ اون روز یه مکالمه کوتاه داشتیم. هر روز فقط ما دو تا اینجا می‌مونیم، دختره خیلی شخصیت نازی داره، هم خوشگله هم مودب وُ آروم. فقط نمی‌دونم چیه که هروقت میخوایم حرف بزنیم اول صبر می‌کنیم همه برن، بعد یکی بحثو باز میکنه. خیلی وایب خوبی میده، خیلی با هم حرف زدیم ولی هیچ کدوم مون هنوز اسم همدیگه رو نمی‌دونیم، حس میکنم مثل بقیه بچهای مدرسه نیست. دهمه ولی هروقت تو مدرسه می‌بینمش یجوری گرم برخورد میکنه که نمی‌تونمش:))))))))))))))) هیق، اینکه همیشه خودش برای صحبت پیش قدم میشه باعث میشه حس راحتی داشته باشم.
اون کیکی که دیشب درست کردم چند تا تیکه بردم مدرسه، چون پارسال عسل هروقت کیک درست میکرد میاورد. بچها میگفتن حانیه بخدا خودت درست نکردی. عسل گفت حانیه زدی رو دست من. مبینا تو کلاس نبود، مهدیس می‌گفت مبینا نمیخواد بده من، خیلی خوشمزه‌س یتبنینیتب. نرگس میگفت حانیه اینجوری نمیشه وقت شوهر کردنته، گفتم یه بار دیگه زر بزن تا سهمتو بگیرم بدم مهدیس🤣🤣. بچها میگفتن واگعیه یا کیکه :)))))))))
امروز آقای سلمان پور رئیس دانشکده علوم پزشکی لارستان [ فکر کنم همین بود ] اومد مدرسه برا دوازدهمیا حرف زد. تا مدیر و معاون میومدن میگفت شما بفرمایین بیرون من میخوام با بچها راحت حرف بزنم، به ما می‌گفت شما که رو به رو نشستین اگر دیدین کسی اومد بهم بگین، معاون مون اومد عکس بگیره گفت یه بار عکس گرفتین بسه دیگه بفرما برو 🤣🤣🤣🤣.
یکی از بچها اومده رو چسب کاغذی نوشته، از داخل زده به نوار پایین مانتوش :)))))))))))))
٫ مَهجور ٫
لواشک آورده بودیم که بدیم به دبیر که سر امتحان کمک مون کنه [ چون عاشق لواشکه ] من که خودم خوردم🤣🤣🤣
دادم، گفت میتونی از کلاس بری بیرون هودیمو پوشیدم برم، یکی از بچها گفت نگفت برو که، گفت میتونی بری دبیرمون گفت حانیه برو بیرون تا من تکلیفمو با اینا روشن کنم🤣🤣 الان تنها تو حیاط نشستم.
خستمه. اما نه یه خستگیِ معمولی.
نیازمند کربلا *
هدایت شده از . بۍنهایت ؛
خب بچه هااا امشب متوجه شدم که یکی از دوستای نزدیکم یه آنلاین شاپ راه انداخته و کلی کلی کلی به حمایت های شما نیاز داره . تازه واسه شما ها ارسال رایگانم گذاشتههه ؛ ممنون میشم که توی چنل هاتون هم فور کنین . مثل همیشه شرمندم میکنین🤍✨ https://eitaa.com/Raaz_style