همه این عکسا و فیلم رو یواشکی گرفتم که بدبخت نشم، بخاطر همین کیفیتش خیلی خوبه و از خیلی جاهای خفنش هم نتونستم عکس بگیرم 🥲
جلوی در مدرسه یه خانومی بدجور ماشینو پارک کرده بود، یه ذره دیگه ماشین بهش میزد.
حالا آقاعه از تو ماشین نشسته بود هرچی از دهنش در میرفت میگفت، خانومه هم کم نمیاورد همه ماشینا هم پشت سرشون جمع شده بودن.
کل مدرسه و در و همسایه وایساده بودن نگا میکردن، این آقاعه عصبانی شد اومد پا بزاره رو گاز که بره، تِلِپ افتاد تو گودی وسط کوچه.
خیلیی بد ضایع شدا، ینی قشنگ هرکی اون دور وُ بر بود زد زیر خنده :))))))))))))))))
اینم عصبانی شد از ماشین پیاده شد رفت سراغ خانومه، بچها هم وایساده بودن نگا میکردن. یکم داد وُ بیداد کردن تمومش کردن.
ولی یجوری ضایع شد که خدا نصیب گرگ بیابون نکنه.
زنگ عربی رفتیم تو حیاط نشستیم، دبیر هیچ وقت تمرینا رو چک نمیکردا همین یه دفعه که ننوشته بودم، دونه دونه اومد چک کرد.
بعد رسید بالا سر من، یه لبخندی زدم گفت زهرمار باز کن ببینم 😭😂
نشونش دادم، گفت از تو بعیده، منفی.
گفتم حالا همین یه بار ننوشتماا، یه منفی دیگه بدین مثبت بشه.
گفت بیا برو دختره پرو 🤣 [ خیلی پایهس ]
بعد یکی از بچها وایساده بود وسط حیاط میگفت بچهااا پشماام حانیه منفی گرفتتت، خب دیگه هر کدوم منفی بگیرید مهم نیست.
گفتم بیا بشین بابااا انگار چیه، اصلا نوش جونم، میخواستم تنوع بدم 🤣🤣🤣
معلم مون وایساده بود میخندید میگفت خب پس به ترتیب منفی بدم به همه
بچها میگفتن خانوم خوشتون اومده ؟ :)))))))))
هیچ کس تمرینا رو ننوشته بود، نصف تمرینا رو همون موقع با مِن مِن خودم جواب دادم، منفیمُ مثبت کرد 🥲