eitaa logo
٫ مَهجور ٫
532 دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
274 ویدیو
3 فایل
- برایتان مَرهمی آرزو می‌کنم ؛ از جنسِ خدا نزدیك، بی‌خطر، بی‌منت .. * / می‌شنوم تون ،، https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psqbss&btn=حانیه * 01 , 12 , 28 .
مشاهده در ایتا
دانلود
٫ مَهجور ٫
-
اینی که می‌بینین دستمه، ته مونده‌ی داداشمه که داشت از دستم میفتاد که اگه میفتاد می‌نشستم لب جدول شاورما ته مونده‌ی کثیف میزدما، حیف شد.
مامان بزرگم حالش خوب نیست، من و مامانم اومدیم امشب اینجا بخوابیم. مامانم بدون پتو و بالشتش خوابش نمی‌بره، برداشته آورده. انقد هوا سرد بود که پتو رو پیچیدم دور خودم وُ راه افتادم. همیشه دلم میخواست با پتو برم تو خیابون، خدایا مرسی حداقل این آرزومُ برآورده کردی:))))))))))) شاید باورتون نشه، ولی واقعاً بابتش خوشحالم.
وای چرا فیزیک تموم نمیشهه.
شاید باورتون نشه ولی پدرم داره درمیاد :))))) هنوزم دارم فیزیک می‌خونم کم‌کم دارم قاطی میکنم دیگه، سخت ترین امتحان برام همینه. همه خوابن، من با لباس و شلوار آماده نشستم که اگه از بیمارستان زنگ زدن با مامانم بریم.😂 وای چه شب مزخرفیه.
خبب بریم برا امتحان، با انرژییی. هرچی شد، من تلاشمو کردم. امیدوارم همتون عالی بدیننن😭✨
راضی نبودم راستش، زیر ۱۷ قطعا نمیشم. ولی آقای اعلایی خودشم یکم کمک میکنه😔😂
وای بالاخره اومدم خونه. بعد مدرسه رفتم بیمارستان، مامان بزرگم اصلا حالش خوب نبود، حرف که میزد باید گوشتو میکردی تو دهنش تا بشنوی، وقتی باهاش حرف می‌زدی هم جواب نمیداد. فکر کنم بخاطر داروهاش بود خیلی گیج بود اصلا، هعب کاش زودتر خوب شه، مو طاقت نداروم:))))) بعد رفتم مغازه براشون یکم نوشیدنی و اینا گرفتم بردم. یه بار هم رفتم یه نگا به ماشین انداختم کار داشتم. انقد رفتم اومدم که نگهبانه داشت کفری میشد😂😂 اسنپ گرفتم اومدم خونه، آقاعه وسط بلوار پیادم کرد گفت تا همین جا زدی گفتم من تقریبی زدم نمیتونستم سانت بگیرم که یکم دیگه مونده گفت نوچ منم پولشو دادم گفتم حلالت با پیاده اومدم، طرف ما که بیابونه همون اول راه یه سنگ گرفتم دستم چهار چشمی همه جا رو می‌پاییدم که سگ نباشه😭 سکته کردم تا رسیدم.
برای امتحان آقای اعلایی خودش نتونست بیاد، مدیر مون میومد بالا سر من سوال ازم می‌پرسید می‌رفت بچه‌ها رو راهنمایی میکرد. گفتم بخدا خودمم بلد نیستم. گفت حرف نزن گفتم هرچی می‌پرسی باشه ولی جدی فیزیکو نمی‌تونم حالا وقتی نمرمو دید می‌فهمه دروغ نمی‌گفتم =))))))💘 حااح حس گودرت بی‌نهایت داشتم که هیچ کس نمیزاشتن از مدرسه بیاد بیرون، همه کیف به دست پشت در بودن میخواستن برن بیرون، مدیر مون کنار در وایساده بود فقط دوازدهمیا رو می‌زاشت برن، خیلی حس خوبی بود🤣
وقتی امتحانمو بد میدم : بیخیال برم کارای خونه رو انجام بدم [ جررر ] ولی جدی باید برم یکم سر و سامون بدم مامانم تا شب نمیاد.
٫ مَهجور ٫
-
چه چشمای خیشگیلی 🥲💘
سلام بعد چند هفته. بچها من هنوز تا سی دی امتحان دارم و امتحان بعدیم زبانه، جامعه و سلامت. و آزمون جمع بندی دهم تو راهه. و کنکور اصلی من کنکور اردیبهشته ینی کمتر از ۱۰۳ روز وقت دارم و الان نمیدونم همه چی تو ذهنم درهم برهمه پس ازتون خواهش میکنم برام دعا کنین من رو به مرگم🥲🥲🥲