چه آدم های نامهربونی که ناخواسته مهربونت میکنن.
میشه خندید بهشون، که نمیدونن با این رفتاراشون ریشهی محبت رو بین آدما قویتر میکنن اما خودشونُ از اون محبتها محروم.
و چقدر میتونه غم انگیز باشه که آدمها لبخندها وُ برق نگاه شونُ روانهی چشمات نکنن.
کاش میتونستم بشینم رو به روی تکتک کسایی که دلگیرن ازم وُ دونه به دونه گره های دل شونُ باز کنم وُ بذر بخشش رو بکارم.
دل آدمیزاد درسته احمقه ولی سزاوار غمخونه شدن نیست که.
کاش میشد تموم بوسهها رو لا به لای دلها گذاشت نه روی پوستها، در اون صورت همه تو وجودشون یه باغ گل داشتن که دست هیچکس بهش نمیرسید : )
#ویان
نمیدانم از اینجا که من ایستادهام، همه چیز بسیار دور است یا این منم که در بینهایت پرت شدهام.
امروز میخوام درس بخونم، بسم الله.
هرکی مدرسه نیست هم میتونه الان با من شروع کنه، اونایی که مدرسه هستن هم وقتی اومدن خونه بخونن همه آخرشب گزارش بدن ✨🥤.
چه مامان بداخلاقی میشم.
شعر یادُوم رفت.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
همه عمر برندارُم سر از این خمار مستی
که هنوز ما نبودُم که تو، تو دلُم نشستی : )