نمیدانم از اینجا که من ایستادهام، همه چیز بسیار دور است یا این منم که در بینهایت پرت شدهام.
امروز میخوام درس بخونم، بسم الله.
هرکی مدرسه نیست هم میتونه الان با من شروع کنه، اونایی که مدرسه هستن هم وقتی اومدن خونه بخونن همه آخرشب گزارش بدن ✨🥤.
چه مامان بداخلاقی میشم.
شعر یادُوم رفت.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
همه عمر برندارُم سر از این خمار مستی
که هنوز ما نبودُم که تو، تو دلُم نشستی : )
زنگ آخر که شیمی داشتیم انقد خندیدیم سر اینکه بچها تو کتاب همدیگه با خودکار یه چیزایی میکشیدن که من سکوت میکنم و اگه میخواستی آبروت نره باید با خلاقیت خودت به یه چیز دیگه تبدیلش میکردی، دبیر عصبانی شد تهش گفت صدا بشنوم بیرون میکنم، یکی از بچها گفت پس باید همه رو بندازین بیرون🤣
منفجر شدن کلاس از خنده*
جزوه شیمی من یه صفحه نداشت اول که تا تونستن بهم خندیدن بعدم همه بسیج کردن که هیچ کس عکسشو برام نفرسته :))))))))
میبینین چه مظلومم ؟
الان با مامانم رفتیم یه جا که تازه باز شده و غذای خونگی میفروشن از آشناها هستن.
همین که رفتیم پسر پسرخاله بابام سر رسید، به مامانم میگفت دخترت بزرگ شداا ماشالا فلان
من : حانیه لبخند بزن وُ محو شو.
آخه به تو چه مرد:))))))
مامانم : مگه دختر شما بزرگ نشدن ؟😂😂
طرف : نه اونا هنوز مونده.
ولییی گفتن اگه کارشون بگیره نیرو میخوان برا کار، به مامانم گفتم هرموقع خواستن بهشون بگو منم برم کار کنممم😭