eitaa logo
٫ مَهجور ٫
533 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
273 ویدیو
3 فایل
- برایتان مَرهمی آرزو می‌کنم ؛ از جنسِ خدا نزدیك، بی‌خطر، بی‌منت .. * / می‌شنوم تون ،، https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psqbss&btn=حانیه * 01 , 12 , 28 .
مشاهده در ایتا
دانلود
اول دلتنگی، بعد خشم، دوباره دلتنگی. دقیقاً مشکلم همینه اما هیچ‌کس اون قسمت دلتنگی‌ش رو نمی‌بینه همه فقط عصبانیتم رو می‌بینن بدون اینکه کنجکاو بشن دلیلش چیه. شاید اگر بیشتر دقت می‌کردن همه‌چیز بهتر میشد. توروخدا بعد عصبانیت گریه نکن. آخرین سلاحم برای فهموندن نیازام به دیگران عصبانیتمه اما بازم نمی‌فهمن و این باعث عصبانیت بیشترم میشه.
٫ مَهجور ٫
می‌خونین باهامون ؟ : )
یکی از بچها لاک زده بود، من و مهدیس رفتیم از دفتر براش پد لاک پاک کن بگیریم، معاون مون پشت میز نشسته بود چیپس می‌خورد، گفتیم لاک پاک کن دارین؟ گفت شما دو تا دیگه چرا ؟ چیپس بخورین. گفتیم نهه برا خودمون نمی‌خوایم ممنون، دستامونو نشونش دادیم می‌گفت بگین ببینم کیه گفتیم اگه می‌خواستیم بدونین که خودش میومد :))))😂😂 گفت چه متعهد، نه نداریم، حالا چرا چیپس نمی‌خورین ما : نه مرسی خودافز
زنگ آخر دبیر نیومد، ما هم نشستیم water sort بازی کردیم، مونتی و نرگس با گوشی من، من و مهدیس با گوشی معصومه. معصومه هم داشت از رو جزوه های من می‌نوشت. اینطوری بود که هی می‌گفتیم بسه نوبت منه، اسکل این یکیههه، بشر دو پا بلد نیستی بازی نکن. معصومه نشسته بود می‌گفت یه نگا به خودتون بندازین مثلا ۱۸ سالتونه بدبختا اون وقت سر بازی گوشی دارن با هم بحث می‌کنن. یهو گوشیش صدا داد، من و مهدیس : معصومههه دهنتو ببند بیا ببین دوس پسرت چی میگهه سریع گوشیو از دست مون کشید، جوابشو داد گوشیو داد به ما گفت بخدا اگه از بازیه برین بیرون من میدونم و شما🤣🤣 ولی انقد رو مخش رفتیم که چت شونو نشون داد. بعدم اونا شارژ گوشی منو تموم کردن اومدن گوشی معصومه رو از ما کش رفتن. خلاصه که زنگ آخر واقعا کیف داد.