٫ مَهجور ٫
تو بار ماشین نشسته بودیم داشتیم آب میشدیم، خیلی تو چشم بود.
وقتی رسیدم خونه دیدم عه من تو کیفم ماسک داشتم :))))))😂
آدم باید یکنفر را داشته باشد که به او بگوید «من غمگینم». حتی اگر نتواند غمت را تمام کند، همین که کسی را داشته باشی تا با او از جزئیاتِ غمگینت حرف بزنی، کافیست.
ما نه به همدل نیاز داشتیم که دل مان را بشکند، نه به همقدم که در نیمهی راه رهایمان کند، نه به همنفس که نفس مان را بگیرد.
ما فقط یک "همزار" میخواستیم که با اشک هایمان آب شود وُ آتش چشمان مان را خاموش کند.
- ویان
بگین شما هم وقتی پیراشکی درست میکنین یه تیکه شل مختلف الاضلاع از آب درمیاد. بگین که تنها نیستممم :)))))))))
هی میگم مهم مزهشه، باور نمیکنین😔
راستیی دیروز رفتم کارگاه مامانم، الگوی شلوار کشیدم. شلوار بار اولم بود دهنم سرویس شد ولی تونستممم.
بابت این پیشرفت بسی خرسندم.