داشتم به مامانم میگفتم یادته صبح که میخواستیم بریم مدرسه، جلو تلویزیون مینشستیم صبحانه بهمون میدادی ما هم برنامه "اتوبوس های کوچولو😭" نگا میکردیم، بعد یه لیوان شیرکاکائو بیرنگ میخوردیم میرفتیم؟
مامانم : برو گم بشوو شیرکاکائو بیرنگ چیه خود پودرش رنگ نداشت بیتربیت🤣🤣🤣
وای:)))))))))))
قشنگترین شعر دنیا رو پیدا کردم:))))))))
شب براتون میزارم:))))))))
شبیه یک جسدم که پسَش زده گورش
"امید" مُرده شبی زیر گریهی شورش
به زندگی فجیعش نمیرسد زورش
مرا میان دلت، مثل "آه" دفنم کن..
هزار دلهره خوابیده لای لبخندم
و اشک میچکد از انحنای لبخندم
تمام خواهم شد پابهپای لبخندم
به روی شانهات؛ آن تکیهگاه! دفنم کن..
چهقدر فاصله افتاده بین من با من
درون آیِنه تصویر کیست؟ تو یا من؟
رسیدهام به تو هرجا دویدهام تا من!
مرا ببوسم و در یک گناه! دفنم کن..
تنیده سایهی غمها، دریغ! روی زمین
ستاره میکشد آهی عمیق روی زمین
بریده صبرِ دلی زیر تیغ! روی زمین
به آسمان ببرم! روی ماه دفنم کن..
نه نیست مقصد آرام در جهان انگار!
به هرطرف که دویدم نبود جز دیوار
از این دویدن بیوقفه خستهام بسیار
مرا عزیز دلم! بینِ راه دفنم کن..
نشسته گرد سیاهی به روی ثانیهها
کلاغ میپرد از آسمان و از ریهها
سپید مُرده برایم، گواه؟ قافیهها!
مرا در این شبِ شعرِ سیاه دفنم کن..